
یکی از چیز هایی که بهش اعتیاد دارم ، اعتیاد به درد کشیدنه. اصلا نمیخواستم در موردش بنویسم ، ولی اتفاقی یه مطلبی راجب مازوخیسم بر خوردم ، این پایین میذارمش.
آزارخواهی یا مازوخیسم به انگلیسی masochism یکی از انواع انحراف جنسی است که در آن شخص دوست دارد مورد آزار جسمی یا روانی قرار بگیرد. در مازوخیسم فرد بیمار از مسخرهشدن، کتکخوردن، بستهشدن دستها و پاها، تحقیرشدن و اعمالی که در حالت عادی باعث ناراحتشدن و یا آسیبدیدن یک شخص عادی میشود، لذت میبرد.
خب حالا بریم ادامه صحبت هام . دیدید ؟ وقتی میگیم مازوخیسم همه یاد ، سک.س و انحراف جنسی ، میوفتن .
یا اینکه از کتک خوردن لذت بردن. با لذت از آسیب زدن به دیگران .
آخه از نظر من ، گور بابای سک.س و انحراف جنسی . تنها بخش متن بالا رو که دوست داشتم ، لذت از کتک خوردن ، که البته فقط در صورتی منم طرف مقابل را بزنم .
خب حالا نظر من .
اعتیاد به درد من اینطوریه که ، یه سری اتفاقات از بچگی برای من میوفته ، یه سری رفتار ها با من میشه ، یه سری چیزا میبینم که اینا باعث میشه من به درد معتاد بشم. مثال:
وقتی از بچگی همش در حال فشار از طرف دیگران باشی و دائما از لحاظ روانی درد داشته باشی ، به اون درد معتاد میشی و اگه اون نباشه نمیتونی راحت زندگی کنی ، چون زندگی بدون درد برات تعریف نشده ، انگار که فقط توی رویاهای وجود دارد
دومین دلیل من بهش میگم تأثیر رفتار . وقتی کمبود محبت داشته باشی ، یا کمبود توجه و دائما تحقیر شدن ، میفهمی که تنها راه جلب توجه و محبت اینه که آسیب ببینید .مثال : وقتی ۷ سالم بود برای اینکه کمی بهم توجه بشه و دوست و فامیل هام به دیدنم بیان ، خودمو انداخت جلوی موتور . و اره جواب داد ، تا یک هفته همیشه کلی از آشنایان میومدن پیشم .
پس من هفت ساله ، که توانایی تحلیل زیادی نداشتم ، فهمیدم اگه توجه میخوام باید آسیب ببینم . حتی وقتی که باعث شد توی صورتم بخیه بزنم و تا الان جاش بمونه و باعث بشه اعتماد به نفسم از بین بره.
سومین. دلیل ، من عاشق کامبک زدن توی زندگیم هستم .
یعنی چی ؟ مثال : من عاشق فوتبالم ، و فوتبال رو تا حد حرفه ای ادامه دادم ، اما ،کار هایی میکردم تا مصدوم بشم ، و بتونم از اون مصدومیته برگردم و قوی تر از قبل ادامه بدم. نتیجه : تا یه جایی جواب داد و حس افتخار خیلی خفنی داشت ، ولی آخرین بار ، دچار چنان مصدومیتی شدم که الان هرچقدر سعی میکنم کامیک بزنم دیگه نمیتونم .
چهارمین دلیل : درد باعث پیشرفت میشه ، شاید این تنها دلیل مثبتش باشه ، هرچند روش درستی نیست .
ما آدما سعی میکنیم از بعضی درد ها قرار کنیم ولی وقتی که نمیتونم فرار کنیم باهاشون مقابله میکنیم ،باعث پیشرفتمون میشه و از تکرار اون درد جلوگیری میشه .
از لحاظ علمی وقتی یه نفر درد زیادی بکشه ، باعث میشه بخشی از مغزش بزرگ تر بشه که اون بخش مشخص کننده میزان اراده است . برای مثال ورزشکار های حرفه ای ، آتش نشان ها، کوماندو های ارتشی ، اراده زیاده دارند .
فقط تنها تفاوت من اینها اینه که من از درد جلوگیری نمیکنم ، من میزنم توی قلبش ، که همین باعث میشه زندگیم به فنا بره .
همش گفتم درد ، ولی نگفتم فیزیکی یا روانی .
برای من هردوش . از بچگی عادت داشتم مرگ اطرافیانم رو ببینم ، و میدونی.. اولش برام سخت بود ، ولی اینقدر تمام آدمای دورم شروع کردن به مردن که دیگه به عنوان درد پذیرفتمش ، از اون آسیب روحی که بهم میزنه لذت میبردم و به قدری آدمای دورم مردن ، که دیگه وقتی یکی از نزدیکانم میمیره دیگه هیچ حسی ندارم ، بی حس شدم .
و این باعث میشه احساس بدی بهم دست بده که من ممکنه بی عاطفه باشم.
و نمیدونم تقصیر منه این اتفاقات یا نه .
حالا درد فیزیکی چطوره ، برای مثال ، همه از سردرد ، بدن درد ، درد ناشی از کتک خوردن , درد کبودی ، زخم ، خونریزی ، خون دماغ شدن ، متنفرن ، اما من با اینکه خیلی اذیت میشم ولی بازم دوستش دارم ، و نمیدونم چرا باید به خودم آسیب بزنم
، مثلا وقتی پیش تنها دوستم بودم ، و احساس کردم الان درد میخوام ، بهش گفتم بیا بوکس تمرین کنیم ، آخه نه من بوکسورم و نه اون ، و اون روز مثل سگ کتک خوردم ، ولی بازم به دوستم گفتم فردا هم همین کارو میکنیم .
البته اون فهمید که به مشکلی دارم و دیگه گفت هیچوقت این کارو نمیکنه.
حالا چرا ؟ نمیدونم ، من از درد لذت میبرم اما نمیدونم چرا .
بخش آخر : الان که بزرگ تر شدم به این نتیجه رسیدم آسیب زدن به خودم برای جلب توجه ، اشتباهه، و به تخم مرغ هام نیست که بقیه بهم توجه کنن یا نه ، تازه برعکس الان دوست دارم بهم بی توجهی کنن .
بقیه قسمت های آسیب زدن به خودم هم اشتباهه ولی نمیدونم چرا نمیتونم ولش کنم ، انگار توی مغزم کد نویسی شده که باید این کارو انجام بدم .
و خوشبختانه مازوخیسم سکس رو ندارم ، برعکس چیزی که رسانه ها در مورد مازوخیسم میگن .
اگه کسی راهنمایی چیزی داره ممنون میشم برام کامنت کنه ، و لطفا کسی تحقیر نکنه چون ممکنه خوشم بیاد
و خواهشاً فکر نکنید به این موضوع افتخار میکنم ،دارم مشکلمو بیان میکنم ، دوست ندارم این موضوع وجود داشته باشه .