
«دور دستهای دور»
کاش میشد رفت در دور دستها
آنجا که برای عشق معامله قدغن است
و ماه سایهاش را روی عاشقان میاندازد ...
کاش میشد در سکوت آنجا گم شد
میشد از بادها پرسید راز آرامش را ...
و با ستارهها پیمان بست، که هیچ
دل شکستهای در راه نماند ...
کاش میشد پاهایم روی زمین باشد اما
ذهنم در آن دوردست پرواز کند
جایی که عشق آزاد است و ماه تنها
شاهد اشک و لبخندهاست🕊️
(برگرفته از مجموعه شعر «تکهای از من» - نشر آذرگشسب)