حسانه جعفری·۲۲ روز پیشراز عاشقی💜دور از چشمِ مردم برایم، بمان نمیخواهم عشق در چشم هایشان به بَند کشیده شود میانِ رگهای خلوتِ شب که ستاره ها، سرِ خود را زیرِ…
حسانه جعفری·۲ ماه پیشآغآزی دوباره🦋«آغازی دوباره»پیلهام شکافته شدو چون پروانهای سردرگم، در آغوشِ بیکرانِ آسمان
حسانه جعفری·۲ ماه پیشنشتِ یک ابرِ بی چتر🌧️«نشتِ یک ابرِ بی چتر»انقدر از باران پُر ام که یادم میرود نباید ببارم …کاش کسی میآمد پنجره را باز میکرد
حسانه جعفری·۲ ماه پیشجایی میانِ نبودن🪽و امّا تو برای فراموشی بسیار نشدنی بودی من هر چه از حافظهام را تکاندم تو از جیبهای شعر ام بیرون ریختی!شبیه لرزشی در پلک؛ که معلوم نیست…
حسانه جعفریدرشعر ایران·۲ ماه پیشحسانه جعفری | شعر نوبرای زنده ماندن؛ همین بس بودچیزی در ما قتلعام نشود!همین که «نخِ نازکِ تماشا»در برخورد با نخستین دیوار؛ گره نخورد