نویسنده: حسین هادی پور
من، حسین هادی پور، به عنوان یک ایرانی که به قدرت روانشناسی در تغییر رفتارها و اصلاح سیستمهای اجتماعی باور دارم، این مقاله را مینویسم تا به بررسی علمی و تخصصی روانشناسی فساد بپردازم. فساد، بهعنوان یک پدیده پیچیده، نه تنها یک رفتار فردی، بلکه نتیجه تعاملات روانشناختی، اجتماعی و ساختاری است. این مقاله بر این تمرکز دارد که چگونه تغییر نگرش فردی میتواند فساد سیستمی را کاهش دهد و سیستم را اصلاح کند. فساد در ایران، که اغلب در نهادهای حکومتی مانند قوه مجریه دیده میشود، ریشه در مکانیسمهای روانشناختی مانند تمایل به قدرت و ترس از مجازات دارد. این مقاله، با استناد به مطالعات روانشناسی اجتماعی، رفتارشناسی و اقتصاد رفتاری، به تعریف فساد از دیدگاه روانشناختی، تحلیل مکانیسمهای آن، بررسی تأثیر فرهنگ ایرانی بر فساد، تفاوتهای جنسیتی، پیامدهای آن و ارائه راهکارهای مبتنی بر رفتارشناسی برای تقویت اخلاق حرفهای در مقامات و شهروندان میپردازد. هدف من این است که با نگاهی علمی، خوانندگان را با ظرفیتهای تغییر نگرش فردی برای اصلاح سیستم آشنا کنم و راه را برای ساخت جامعهای عادلتر در ایران هموار سازم.
فساد بهعنوان یک رفتار غیراخلاقی، به سوءاستفاده از موقعیتهای قدرت برای کسب منافع شخصی یا گروهی اشاره دارد. از دیدگاه روانشناسی، فساد نه تنها یک انتخاب آگاهانه، بلکه نتیجه مکانیسمهای ناخودآگاه مانند تمایل به پاداش فوری، ترس از مجازات و تأثیرات گروهی است. روانشناسی اجتماعی فساد را بهعنوان یک پدیده گروهی توصیف میکند که در آن، افراد تحت تأثیر هنجارهای گروهی یا فشارهای اجتماعی، رفتارهای غیراخلاقی را توجیه میکنند. مطالعات نشان میدهند که فساد در جوامع با فرهنگ جمعگرا مانند ایران، اغلب به دلیل وفاداری گروهی (مانند حمایت از جناحهای سیاسی) رخ میدهد و میتواند سیستم را از درون نابود کند. شاخص ادراک فساد سازمان شفافیت بینالملل در سال ۱۴۰۳ برای ایران امتیاز ۲۳ از ۱۰۰ را نشان میدهد، که حاکی از نهادینه شدن فساد در ساختارهای حکومتی است.
فساد ریشه در مکانیسمهای روانشناختی دارد که در ادامه تحلیل میشوند:
علوم اعصاب نشان میدهند که فساد با فعال شدن سیستم پاداش مغز (مانند هسته اکومبنس) همراه است، جایی که ترشح دوپامین پاداش فوری (مانند کسب پول غیرقانونی) را تقویت میکند. این مکانیسم، افراد را به تکرار رفتارهای فاسد سوق میدهد.
در مقامات، فشار برای حفظ موقعیت میتواند این تمایل را تشدید کند. مطالعات روانشناسی نشان میدهند که ۴۰ درصد موارد فساد ناشی از تمایل به پاداش فوری است.
نظریه ناهماهنگی شناختی لئون فستینگر نشان میدهد که افراد رفتارهای فاسد را با توجیهات ذهنی (مانند "همه این کار را میکنند") هماهنگ میکنند تا احساس گناه را کاهش دهند.
در شهروندان ایرانی، فرهنگ تعارف و روابط شخصی ممکن است فساد کوچک (مانند پارتیبازی) را توجیه کند.
روانشناسی گروهی نشان میدهد که افراد در گروههای بسته (مانند جناحهای سیاسی) ممکن است رفتارهای فاسد را تقلید کنند تا تعلق گروهی را حفظ کنند. مطالعات نشان میدهند که فشار گروهی فساد را تا ۳۰ درصد افزایش میدهد.
در ایران، فرهنگ جمعگرا این مکانیسم را تشدید میکند.
ویژگیهایی مانند خودشیفتگی یا تمایل به قدرت، فساد را افزایش میدهند. آزمونهای شخصیتی مانند Big Five نشان میدهند که افراد با وظیفهشناسی پایین بیشتر به فساد گرایش دارند.
روانشناسی نشان میدهد که تغییر نگرش فردی میتواند فساد سیستمی را کاهش دهد، زیرا رفتارهای فردی سیستم را شکل میدهند. نظریه رفتار برنامهریزیشده (Theory of Planned Behavior) نشان میدهد که تغییر نگرش (مانند باور به عدالت) رفتار را تغییر میدهد و سیستم را اصلاح میکند. در ایران، تغییر نگرش مقامات و شهروندان میتواند فساد را از پایه کاهش دهد.
برای تغییر نگرش و تقویت اخلاق حرفهای، راهکارهای زیر ارائه میشوند:
توضیحات: آموزش شناختی-رفتاری (CBT) به شناسایی و تغییر توجیهات ذهنی فساد کمک میکند. مطالعات نشان میدهند که CBT اخلاق حرفهای را تا ۳۵ درصد افزایش میدهد.
کاربردها: کارگاههای CBT برای مقامات وزارتخانهها.
توصیه عملی: قوه مجریه کارگاههای CBT برای کارکنان برگزار کند.
توضیحات: آموزش ارزشهای اخلاقی مانند عدالت و صداقت، نگرش ضدفساد را تقویت میکند.
کاربردها: برنامههای آموزشی در مدارس و وزارتخانهها.
توصیه عملی: وزارت آموزش برنامههای اخلاقی ضدفساد طراحی کند.
توضیحات: آموزش مهارتهای مقاومت در برابر فشار گروهی، فساد را کاهش میدهد.
کاربردها: تمرینهای نقشبازی در کارگاهها.
توصیه عملی: مقامات در دورههای آموزشی شرکت کنند.
توضیحات: ارزیابی روانشناختی مقامات برای شناسایی تمایلات فساد.
کاربردها: آزمونهای شخصیتی در انتصابات.
توصیه عملی: قوه مجریه آزمونهای روانشناختی برای مدیران اجرا کند.
توضیحات: کمپینهای رسانهای برای ترویج اخلاق حرفهای در شهروندان.
کاربردها: برنامههای تلویزیونی و شبکههای اجتماعی.
توصیه عملی: صداوسیما کمپینهای ضدفساد پخش کند.
فرهنگ جمعگرایانه ایران، فساد را تحت تأثیر قرار میدهد:
وفاداری گروهی: وفاداری به خانواده یا گروه، فساد را توجیه میکند.
چالشها: فرهنگ تعارف ممکن است گزارش فساد را دشوار کند.
پیامد: فرهنگ میتواند فساد را پایدار نگه دارد.
زنان: زنان ممکن است کمتر به فساد گرایش داشته باشند، اما فشارهای فرهنگی آنها را آسیبپذیر میکند.
مردان: مردان به دلیل نقشهای قدرتمحور، بیشتر درگیر فساد میشوند.
پیامد: تفاوتها میتواند به نابرابری جنسیتی در مبارزه با فساد منجر شود.
من، حسین هادی پور، از بیتوجهی نظام اداری ایران به روانشناسی فساد انتقاد میکنم. عدم استفاده از راهکارهای رفتارشناسی برای تغییر نگرش مقامات و شهروندان، فساد را پایدار نگه داشته است. این بیتوجهی، خیانت به عدالت است و باید اصلاح شود.
روانشناسی فساد نشان میدهد که تغییر نگرش فردی میتواند سیستم را اصلاح کند. من، حسین هادی پور، از مقامات و شهروندان میخواهم که با آموزش شناختی-رفتاری، تقویت ارزشهای اخلاقی و فرهنگسازی، اخلاق حرفهای را تقویت کنند. بیایید با تغییر نگرش، ایران را به سوی جامعهای پاک و پیشرفته هدایت کنیم.
