ویرگول
ورودثبت نام
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴من دور سرم دوار برداشته، مثل سیاره ای سرگردان دور خورشیدی سوزان.
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

رنجِ محجوب

جنبش ریز رنج در شکاف خاطرات،

محجوبانه چهره خود را آشکار میکند.

- به دنبال چه میگردی؟

« حافظه.»

-مردم این دیار سال‌ها پیش

حافظه را به طوفانی باخته اند.

رنج اندکی جلو می‌آید : چه صدایت بزنم؟

- فراموشی.

خاطرات زیر لب با مشقت پچ‌پچ می‌کند.

« فراموشی! نمی‌دانی برادرت کجاست؟»

- برای چه میخواهی؟

« تا روی پرتو غم، آهسته بخوابم.»

- اما برای چه؟

«تا داغ ننگی باشم بر لغزش هیجان.»

- بیچاره هیجان.

رنج، سرخ میشود.

«بیچاره تجربه که لا به لای نخوتِ تو دفن شد.»

- برای تاب آوردن لازم بود.

«تاب آوردن برای که؟»

- برای مردکی دون مایه به نام نفس.

خیال، پا در میانی میکند.

خاطرات، بی میل؛ رنج را فرو می‌بلعد.

خیال، عریان میرقصد.

خیالحافظهنویسندگیشعر نو
۱
۲
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴
𝘐𝘢𝘱𝘦𝘵𝘶𝘴
من دور سرم دوار برداشته، مثل سیاره ای سرگردان دور خورشیدی سوزان.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید