حسام بصیرزاد·۲ ماه پیششد نهصد و نود و چهار روزهزاران بار در تصوراتم با تو دعوا کردم؛ وقتی ترافیک بود و کار بهتری برای انجام دادن نداشتم.
Who Are You When No One Is Looking·۲ ماه پیشتمام فلسفهٔ خوشبختی در بازی با کلماتخوشحالی، رویا و فلسفه؛ آیا همه چیز فقط یک بازی ذهنیست.
علیرضا آزاد·۲ ماه پیشکودکیبچه که بودم ؛ خیلی دوست داشتم. ازین اسباب بازی ها داشتم باشم که خیلی شبیه واقعیت. من نداشتم و خودم با کار دستی درست میکردم و خیلی لذت میداد…
پروین داننده·۲ ماه پیشپرواز اجباری شبها در خیالشان امید میبافتند؛اما روز که شد زندگی هرچه رشته بودند را پنبه کرد.فکر میکردند قدم به سمت امید برمیدارند،اما بازی طوری چر…
Who Are You When No One Is Looking·۲ ماه پیشداستان آنیکی گروهانقربان! گزارشِ رسمی یک فاجعه آماده است.
داستانی به کوتاهیِ زندگی·۲ ماه پیشطفلِ شروروقتی به بچگیهایم فکر میکنم، نقطهی آغاز مشخصی یادم نمیآید.انگار یهو پرت شده باشم وسط بچگی.اولین خاطرهام چیست؟نمیدانم.فقط یادم هست ناگ…
نویسندهـیلعنتیـ·۲ ماه پیشدمی آسودن..میدانم در این دیارامید را واژهای مضحک میپندارند،و خیالبافیهایم،تاییدی بر آن واژهی مضحکاند.چشمانم را میبندمو غرق میشوم در دنیای ناش…