روزهایم گم شده،دارند به تو سر سرمیزنند؟
من ماندهام و شب، و خاطرههایی که پشت هم در میزنند
شبها که میآیند، غمی تازه در دلِ من مینشیند
یادِ تو میآید و دلم در دشتی از غَم مینشیند
کجایی ای رفته از دست، که بیتو دلم گرفته؟
بیتو این شبهای تلخ و دراز، چگونه سر گرفته؟
من ماندهام و شب، و این بغضِ بیپایانِ باران
هر لحظه نامت میرسد از دور، مثلِ آخرین اذان
-گِلاریس