ویرگول
ورودثبت نام
نآمیرا
نآمیرادورها آواییست که مرا میخوانند
نآمیرا
نآمیرا
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

یک جدالِ ملموس!

مروارید پنهان درون صدف یا نوزادِ اسبِ تک شاخ؟
مروارید پنهان درون صدف یا نوزادِ اسبِ تک شاخ؟

زندگی پر از اتفاقاتی است که انتظار آن را نداریم،مثلا تصور کنید صدفی را باز کنید و به یکباره جنین سپید پاک یک اسب تک شاخ را ببینید!

یا به یک باغ بروید و گلی که آن را می بویید بوی قهوه ای را دهد که با آن شخص مورد نظر در آن عصر پاییزی نوشیدید

یا به عنوان مثال در کمد چوبی قدیمی ای که سالهاست در انبار خانه خاک می خورد را باز کنید و با یک جنگل بکر روبرو شوید

دنیای ما انسان ها هم این گونه است...انسان هایی که ما از دور میبینیم یک شکل هستند و در تنهایی یک شکل دیگر، حتی یک انسان از جمع به جمع و از فرد به فردی دیگری هم متفاوت است

آدم های زیادی نیستند که آزادی عمل و اراده و اختیار و یا جسارت این را داشته باشند که در تمامی عرصه ها خودِ خود باشند چون عواملی مثل محیط و شرایط دیگر مثل زنجیری به پای آنها می شود و مدام به آنها متذکر می شوند ‌که_اینجا نه_فکر نمیکنم مناسب باشد_یا بهتر است طور دیگری نشان دهی

مسئله خود واقعی مسئله قابل تعملی است...

میدانم ممکن است برای تویی که داری مرا می‌خوانی میسر نباشد که خویشتن خود را نشان دهی...

احتمالا سرت برای دردسر های پس از آن درد نمیکند...آن سوال پیچ شدن ها یا مقابله ها

میخواهم بگویم من هم همینطور

گاهی برای برخی انسان ها به اجبار یک طور دیگری هستی...

مثلا خانواده، چون به هیچ وجه عقیده یا نظر یا احساس تورا قبول نمی کنند و شاید با آن سر جنگ و جدل بردارند(چه برسد به درک کردن) و تو ساکت مینشینی و هیچ نمیگویی گویی دلت فریاد نمیزند که:

این من نیستم اجازه دهید خود را بروز دهم

اما خودت بهتر میدانی که باید سکوت کنی فقط بخاطر تنش ذهنی کمتر!

و این به معنای نقاب زدن نیست...تو فقط تکه ای از خود را برای آنها پنهان میکنی برای امنیت روانی بیشتر خودت، چون میدانی در نهایت از عنوان کردن سخنت پشیمان می شوی و چه بسا بارها پس از هزاران کلنجار حرفت را زدی و در نهایت به هیچ رسیدی و شرایط هم ناخوشایندتر شد.

داشتن این آگاهی که هرکس میتواند تا جایی که به دیگری آسیب نزند کاری انجام دهد از ضروریات جامعه انسانی است

خیلی از سد ها و موانع و قوانین به معنای واقعی شکننده روح و خفه کننده احساس هستند و این چیزی نیست جز ساخته دست بشر

چون این را میدانیم اگر کسی نخواهد از چیزی پیروی کند در نهایت گوشه ای مخفیانه آن را می شکند

حالا هرچقدر میخواهید میتوانید طرف مقابل را مجبور به انجام کاری یا رفتاربه شیوه ای خاص کنید!

آیا ایجاد محیطی امن عاطفی و روانی برای اطرافیان که بتوانند هیجانات و عواطف و خواسته هایشان را برملا کنند بهتر از محیطی خشک و خفقان آور نیست؟

قصه طولانی است و همه ما ممکن است درد دل هایی در این زمینه داشته باشیم

اما امیدوارم روزی این پرنده(خود واقعی) بدون ترس در آسمان آزادی و رهایی پرواز کند‌....

آزادیانسانجامعهاحساس
۱۴
۴
نآمیرا
نآمیرا
دورها آواییست که مرا میخوانند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید