مـائو·۱ روز پیشزخمدیدهی غمخورده.چه احساسِ منزجرکننده، چرک، گندیده، کثیف و تهوعآوریست غم. هرجا که پدیدار شود، درد را با انزوا یکجا میگذارد. فکر اینکه هیچچیز درست نخواه…
نویسنده ای در حرم سکوت·۲ روز پیشأَلَیْسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ(آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟)حضورش چون دعوتی بیادعاست، اینهمه دلتنگی چرا؟با صدایی که مثل نسیم است و مثل قلب زمین میتپد:من همیشه اینجا…
🥹🍫🌱🫶🏻✨·۵ روز پیشقسمت چهارم : زمزمه ی جنگلآوا با نگاه پر از سؤال، به مرد نزدیکتر شد.دستهایش کمی لرزان بود، اما قلبش پر از هیجان و کنجکاوی.در دلش، احساس میکرد که این دیدار، شروع ی…
ابراهیم سلیمانی·۱۱ روز پیشای مادر عیلامای مَهرِ عیلام!تو مادرِ مائی، تو ریشهیِ جانی،با دستِ پُر مهر، گندم بریانی،خورشیدِ رُخسارَت، جهان را بتابانی.«شَکَر شَکر» ایزد را، که تو هس…
آهو رادمهر·۱۲ روز پیش3وقتی در حراج خودت شرکت میکنیاما همهچیز، از همان لحظهای که نگاههایمان در هم گره خورد، تغییر کرد. نمیدانم چه جادویی در میان بود، اما او با بقیه فرق داشت. انگار او هم…
Lina·۱۳ روز پیشهمه پروانه ها مردن.احساسِ توخالی بودنِ عجیبی دارم...انگار از بدنمبیرون افتادهامو حالا،فقط از دور،به آن خیره شدهام.انگار برای چند لحظه،تنها تصویری از خودم هس…
Sistan·۱۴ روز پیشدارایی؟!❣️بیشترِ ما شاکی هستیم که چرا به موفقیت نمیرسیم یا چرا به حقمان نمیرسیم یا چرا به اهدافمان نمیرسیم یا چرا هر آنچه میخواهیم عکس آن اتفا…