ویرگول
ورودثبت نام
🩵نآمیرا🦋
🩵نآمیرا🦋دورها آواییست که مرا میخوانند
🩵نآمیرا🦋
🩵نآمیرا🦋
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

از هر دری، سخنی

کیا اینجا تله تکست میخوندن؟

اون زمان بخشی بود به نام باشگاه پرواز که یه قسمت داشت به نام از هر دری، سخنی...

اونجا راجب هرچی دوست داشتن صحبت میکردن، هیچ عنوان یا موضوع یا چهارچوبی نبود که بهت بگه راجب این بگو... میتونستی از دیر رسیدن به آخرین اتوبوس تا پوشیدن لنگه به لنگه کفشت بنویسی..

کتاب معرفی کنی، سریال معرفی کنی، شعر بگی و به معنای واقعی آزاد بودی

حالا هم... چند روزه میخوام اینجا بنویسم ... چند نوشته هم توی پیش نویس هست اما انقدر پراکنده شد که....

این روزا شاید خیلیامون اینجوری باشیم... یعنی بخوایم حرف بزنیم ولی ندونیم چطور منسجمش کنیم و قالب بدیم...

به یکباره به ذهنم رسید از هر دری بنویسم و شماروهم دعوت کنم اگه دوست داشتین انجامش بدین

شاید بشه یه چالش حسابش کرد... بیاین آزادانه بنویسیم... پراکنده و بی قاعده!

بی آلایش و ساده لوحانه!

اول از همه بنشین کنارم تا من یکم با تصاویر روایت کنم..

+وقتی مترجم اهل دله؛ چند دقیقه ای به صفحه مشکی زل زدم و خواننده به زبونی که نمیفهممش چیزایی رو میخوند تا چیزی که میخواست رو دیدم
+وقتی مترجم اهل دله؛ چند دقیقه ای به صفحه مشکی زل زدم و خواننده به زبونی که نمیفهممش چیزایی رو میخوند تا چیزی که میخواست رو دیدم
و چند دقیقه ای هم به این جمله زل زدم... شاید این همون چیزیه که آدما رو به هم نزدیک میکنه.. یعنی آسمون و ستاره و قلب یکسان..
و چند دقیقه ای هم به این جمله زل زدم... شاید این همون چیزیه که آدما رو به هم نزدیک میکنه.. یعنی آسمون و ستاره و قلب یکسان..
این روز ها، انواع و اقسام حشرات در طرح ها و اندازه های مختلف مهمون خونه ما میشن... اما این یکی خیلی ظریف و با نمک بود.. اسمشو میدونین؟ بهم بگین اگه میدونین💚
این روز ها، انواع و اقسام حشرات در طرح ها و اندازه های مختلف مهمون خونه ما میشن... اما این یکی خیلی ظریف و با نمک بود.. اسمشو میدونین؟ بهم بگین اگه میدونین💚
گل های پر پر شده گوشه خیابون... میشه داستانشون رو تصور کرد... اینا شاید بازمانده یک دیدارِ آخر باشن...
گل های پر پر شده گوشه خیابون... میشه داستانشون رو تصور کرد... اینا شاید بازمانده یک دیدارِ آخر باشن...
انقدر تازه و شاد بودن که انگار اگه میتونستن از شاخه جدا میشدن و بی وقفه میرقصیدن
انقدر تازه و شاد بودن که انگار اگه میتونستن از شاخه جدا میشدن و بی وقفه میرقصیدن
یبار خیلی خیلی آروم گل بنفشه رو لمس کنین، جنسش از مخمل جادوییه! 💜
یبار خیلی خیلی آروم گل بنفشه رو لمس کنین، جنسش از مخمل جادوییه! 💜
طرفدارای انیمه کجان؟ اگه پونیو رو ندیدین حتما ببینید، اگه به سبک تخیلی علاقمند باشین واقعا مطلوب خواهد بود
طرفدارای انیمه کجان؟ اگه پونیو رو ندیدین حتما ببینید، اگه به سبک تخیلی علاقمند باشین واقعا مطلوب خواهد بود
خیلی... خیلی دوست دارم توصیه اش رو توی زندگی خودم عملی کنم... ولی گاهی نمیشه نه؟ گاهی همین که نفس میکشی و زنده ای خودش خیلیه... ولی حس کردن هر ثانیه از زندگی با تموم وجودت... نمیدونم، کسی اینجا هست موفق شده باشه انجامش بده؟
خیلی... خیلی دوست دارم توصیه اش رو توی زندگی خودم عملی کنم... ولی گاهی نمیشه نه؟ گاهی همین که نفس میکشی و زنده ای خودش خیلیه... ولی حس کردن هر ثانیه از زندگی با تموم وجودت... نمیدونم، کسی اینجا هست موفق شده باشه انجامش بده؟
مشخصه قدیمیه نه؟ :) صفحاتش بوی خاطره و دیوار کاهگلی میداد
مشخصه قدیمیه نه؟ :) صفحاتش بوی خاطره و دیوار کاهگلی میداد
بدون شرح:) 💚
بدون شرح:) 💚
ولی پدیده ی پرتوهای نور خورشید از پشت ابر واقعا خیره کننده است!
ولی پدیده ی پرتوهای نور خورشید از پشت ابر واقعا خیره کننده است!
من اگه همچنین قالیچه ای داشتم، عصر ها توی حیاط پهنش میکردم دراز میکشیدم و شعر میخوندم،تو اگه قالیچه این شکلی به رنگ مورد علاقت داشتی دوست داشتی چیکار کنی؟
من اگه همچنین قالیچه ای داشتم، عصر ها توی حیاط پهنش میکردم دراز میکشیدم و شعر میخوندم،تو اگه قالیچه این شکلی به رنگ مورد علاقت داشتی دوست داشتی چیکار کنی؟
جوانی های هوشنگ ابتهاج رو دیده بودین؟
جوانی های هوشنگ ابتهاج رو دیده بودین؟
توام از عکسای تار گوشیت خوشت میاد؟؟؟
توام از عکسای تار گوشیت خوشت میاد؟؟؟
امسال شکوفه های بهار به یکباره ناپدید شدن... گویا همگی طبق یک تصمیم دست جمعی بنا بر فرار گذاشتن...
امسال شکوفه های بهار به یکباره ناپدید شدن... گویا همگی طبق یک تصمیم دست جمعی بنا بر فرار گذاشتن...

در نهایت شمارو به یک شعر مهمون میکنم:) 🤍

و نهایت را، افق را تو نمی دانی

خیالت پر کشیدن بود و بال و پر گشادن بود

حصار تنگ دنیا را شکستن بود

درون قلبت ای عاشق

همه اندیشه های سبز روییدن

و تو با دست پر مهرت

نشاندی لاله ها را در کنار جویی از ایمان

و تو معنای رستن را

و پیوستن به خالق را

چه نیکو باشی از خاک، می

ز آب دیده و با آب بارانی

تو شستی این تن خاکی

گسستی آن همه زنجیر هایی را

که بر دستان و پاهایت برای سالیان سال کوبیدند

(دفترِشعرِ زندگی جاریست اثر مرضیه الهی)

نوشتن رها

عکاسیدل نوشتهزنانگیطبیعت
۲۹
۱۷
🩵نآمیرا🦋
🩵نآمیرا🦋
دورها آواییست که مرا میخوانند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید