در دنیای فینتک و بهویژه مدلهای «الان بخر، بعداً پرداخت کن» (BNPL)، مدیر محصول بودن شبیه به بندبازی است؛ باید میان «عطش رشد» و «کنترل نرخ نکول» تعادلی دقیق برقرار کرد.
اسنپپی با ارائه وامهای خرد ۴ قسطی، پتانسیل بالایی برای جذب بازار دارد، اما یک ترمز بزرگ همیشه در کمین است: نرخ نکول ). اگر رشد با ورود به بخشهایی از بازار همراه شود که توان بازپرداخت ندارند، جریان نقدی (Cash Flow) دچار اختلال شده و عملاً موتور اعتباردهی از کار میافتد.
من به عنوان یک طراح محصول که در مسیر کسب تجربه در حوزه مدیریت محصول هستم، در پروژه پژوهشی دوره آموزشی مدرسه بوژان، فرصت پیدا کردم تا با تحلیل دیتای ۸۰ هزار کاربر اسنپپی، این چالش را از نزدیک تجربه کنم.
در این گزارش به چه سوالاتی پاسخ دادهام؟
در این مطالعه موردی (Case Study)، تلاش کردهام با استفاده از تحلیل دادهها و ترسیم الگوهای رفتاری، به سه پرسش استراتژیک پاسخ دهم:
۱. کالبدشکافی رفتار کاربر: چه الگوهایی در رفتار کاربران، پیشبینیکننده نرخ نکول هستند؟ (کدام شاخصها سیگنال خطر و کدامها نشاندهنده خوشحسابی هستند؟)
۲. شناسایی فرصتهای رشد: چگونه میتوانیم با تشخیص دقیق کاربران کمریسک، سقف اعتبار را افزایش دهیم و همزمان ترمزِ ضرر ناشی از کاربران پرریسک را بکشیم؟
۳. تغییرات محصولی: کدام بخش از ویژگیهای محصول (Product Features) پتانسیل این را دارد که به رشد پایدار اسنپپی کمک کند؟
این فایل یک تلاشی است برای پیوند دادن تفکر طراحی با استراتژیهای کسبوکار. از شما دعوت میکنم گزارش کامل این پژوهش را مطالعه کنید.
مشتاقم که نظر شما را بدانم :
آیا در تحلیل الگوها، متغیری وجود دارد که از نگاه من پنهان مانده باشد؟
به نظر شما در شرایط فعلی بازار ایران، چه راهکارهای محصولی دیگری برای کنترل نرخ نکول وجود دارد؟
