خب توی پست قبلی که ایشالا منتشر میشه گفتم اون دختر دو تا ویژگی داشت Girlfriend material و Wifey material .
توی این پست میخوام منظور د نکته این اصطلاحات رو برسونم.
این اصطلاحات در انگلیسی محاورهای به کار میره و یعنی یک نفر «جنس مناسب» برای نقش خاصی در رابطه رو داره. نه جنس ظاهری، بلکه ویژگیهای رفتاری و اخلاقی.
بیایید به ترتیب از ساده به عمیقتر نگاه کنیم:
۱. دوست دختر یا دوستپسر خوب (girlfriend/boyfriend material)
یعنی کسی که در مرحله آشنایی و دوستی عاشقانه عالی عمل میکنه؛ توجه داره، وقت میگذاره، بامزه و حامیه. ممکن است هنوز مسئولیت های سنگینتر زندگی رو نداشته باشه، اما بودن باهاش لذتبخش و بدون تنشه.
۲. همسر خوب (wife/husband material)
این سطح بالاتریه. این آدم علاوه بر عشق، بلوغ مالی، تصمیم گیری درست، وفاداری و توانایی مدیریت بحران رو داره. میتونی روی اون در بلندمدت حساب کنی. بعضی ها دوست دختر عالیی هستن ولی برای ازدواج بیش ازحد سست یا بی برنامه عمل میکنند.
۳. مادر یا پدر خوب (mom/dad material)
اینجا ویژگیهایی مثل صبوری، فداکاری، مراقبت از کودک و تحمل قلق های بچه داری مطرحه. کسی ممکنه همسر فوقالعاده ای باشه اما حوصله و ظرفیت بچه داری نداشته باشه – اون «mom material» نیست ولی «wife material» هست.
نکته جالب اینکه یک فرد میتونه چند نقش را با هم داشته باشه یا فقط یکی. مثلا شخصی «girlfriend material» هست اما برای همسری خیلی ناپخته است. دیگری «wife material» و «mom material» هر دو هست. نفر سومی فقط «Dad material»عه. (پدری دلسوز) ولی در نقش شوهر مدام جنگ و دعوا راه میندازه.
پس این برچسبها کمک میکنن بفهمیم طرف مقابل در کدوم مرحله از رابطه میدرخشه و در کدوم نه – نه اینکه ارزش انسان کمتر یا بیشتره، فقط سبک ارتباطیش با آن نقش هماهنگ تره.
نکته مهمی که هست اینه که برچسب های رفتاری این مدلی فقط این ها نیست و مطلق نیستن. یعنی شاید یکی ۹۰ درصد دوست دختری باشه ۸ درصد مادری ۲ درصد هم همسری. و یکی هم ممکنه هیچکدوم این وجوه رو نداشته باشه.
امیدوارم توضیح خوب و دقیقی از فضای ذهنیم داده باشم