زمان تحصیل در دانشگاه استاد حلالخوری داشتم که وقتی داخل کلاس میشد با کرنومتر زمان میگرفت تا ساعتی که قرار است تدریس کند را نه یک دقیقه کم و نه یک دقیقه زیاد تدریس کند. وقتی دانشجوها میخواستند شوخی کنند یا کلاس را به هرج و مرج بکشند، کرنومتر را متوقف کرده و میگفت هر قدر وقت تلف کنید، دیرتر از کلاس خارج میشوید. و دانشجوها که او را میشاختند، از ترس سپری شدن زمان استراحت، کمتر وقت کلاس او را تلف میکردند. این استاد عزیز یک خصوصیت بارز دیگر نیز داشت. بدون تردید اگر دانشجو بودهاید دیدهاید که گاهی دانشجوها با هم متحد می شوند که یک کلاس را به هر دلیل تعطیل کنند. مثل کلاسهای نزدیک به عید نوروز یا اولین کلاس بعد از عید نوروز. اگر فقط یک دانشجو از چند ده دانشجو در کلاس این استاد خاص شرکت میکرد، او درس را تمام و کمال میداد و دیگر هم آن درس را در کلاسهای بعدی تکرار نمیکرد. و با اینکه استادی نبود که بیخود و بیجهت به کسی نمره بدهد؛ اگر پایان ترم آن دانشجوی منظبط نمرهی هجده میگرفت با دو نمره ارفاق، به او بیست میداد.
اینها را گفتم که بگویم حتی اگر روزی بیاید که فقط یک نفر از صفحهام بازدید کند، بنده به احترام همان یک نفر به نوشتن در سایت ویرگول ادامه خواهم داد. البته تا روزی که خدا توان و بضاعت نوشتن را بهام عنایت کند.

حسن ختام:
