جنسیت‌ز‎دگی و سیاست‌ز‎دگیِ سایتِ "کتابناک" در این روزها!

به جز خودم، فقط خواهر همسرِ صادق و مهربانم در ویرگول فعالیت می‌‎کند. یادداشت‎‌هایم را می‌‎خواند و یادداشت‌‎هایش را می‎‌خوانم. چند روز پیش، بعد از دو سال و نه ماه (بله بعد از دو سال و نه ماه!)، همدیگر را دیدیم و هم‎کلام شدیم. او در هنگام گفت‎‌وگو اشاره کرد که به جز یادداشت‎‌های سیاسی‌‎‎ام، بقیه همه خوب و خواندنی هستند (البته این نظر لطف و شاید آغشته با رودربایستی ایشان بود و امکان دارد با نظر شما کاملاً متفاوت باشد و هیچ اشکالی هم ندارد. پس لطفاً خودتان را اصلاً ناراحت نکنید.)

بعد از این گپ و گفت، با خودم گفتم: «دست‌‎انداز! یک مدّت فتیله‎‌ی سیاست را پایین بکش تا آب‎‎ها از آسیاب بیفتند.»

امّا... ! (لعنت بر این امّاها... !)

امروز وقتی طبق عادت به سایت کتابناک سر زدم تا یک گشت و گذار کتابی داشته باشم، دیدم در سمت چپ و بالایِ صفحه‌‎ی اصلی سایت که کتاب‌‎های جدید و منتخب معرفی می‎‌شوند تصویر یک زن با موهای رنگی وجود دارد که دستش را مشت کرده و احتمالاً دارد همان شعار معروف را سر می‎‌دهد. گفتم شاید اشتباهی رخ داده است. ولی زمانی که رفتم سراغ کتاب‌‎های بعدی، دیدم نه تنها اشتباهی رخ نداده، بلکه این کار کاملاً از روی عمد اتّفاق افتاده است. کنار هر پنج کتاب این بخش، تصویر خانم موقشنگ وجود داشت. سند داغِ داغ در زیر موجود است!

حالا این سوال برایم پیش آمده است که اگر پای جنسیت‎‌زدگی و یا سیاست‎‌زدگی دست‌‎اندرکاران سایت کتابناک در میان نیست و این فقط مسئله‎‌ی زنان است که برای این سایت، تا این اندازه مهم شده است، پس چرا به صورت یک در میان، تصویر یک زن محجبه با دست مشت کرده را بارگذاری نکرده‎‌اند تا ثابت کنند قصدشان شنیده شدن صدا و فریاد تمام زنان ایران (با هر پوشش و طرز فکری) است؟! مگر حرف از آزادی زنان نیست؟ چرا این آزادی مد نظر دوستان آزادی‎‌خواه (!) فقط منحصر به یک قشر از زنان شده است و قشرهای دیگر هیچ سهمی از آن ندارند؟! اگر قرار به احترام است، بیایید به هر دو احترام بگذاریم!

البته سایت کتابناک در بحبوحه‌‎ی اتّفاقات اخیر، تا جایی که توانست به بارگذاری کتاب‎‌هایی پرداخت که به نوعی همان شعار وارداتی مزخرف را پشتیبانی می‎‌کردند. کتاب‎‌هایی به نویسندگیِ نویسندگانی کذّاب که حتی الفبای نویسندگی را هم نمی‌‎دانستند. به نویسندگیِ نانویسندگانی که هیچ بویی از صداقت، وجدان و انصاف نبرده‌‎اند. کتاب‌‎هایی کاملاً سفارشی که به طمع گوشه‎‌ی دلاری و یا گوشه‎‌ی چشمی (!)، یک شبه نوشته شده بودند:

قرار نیست نام کتاب را ببرم و به رایگان برایش تبلیغ هم بکنم!
قرار نیست نام کتاب را ببرم و به رایگان برایش تبلیغ هم بکنم!

والدین عزیز خبر داشته باشید که در کنار کتاب‌‎های خوبی که در سایت کتابناک، قابل دستیابی هستند، کتاب‎‌های ضالّه، رکیک و مستهجن فراوانی آپلود می‎‌شوند که می‎‌توانند برای فرزند ناپخته‎‌ی شما خیلی خطرناک‌تر از عکس‌‎ها و فیلم‌‎های پورن باشند. هرگز تصوّر نکنید که وقتی فرزندتان در یک سایت پر از کتابِ دارای مجوز از جمهوری اسلامی و مدعی تبعیت از قوانین جمهوری اسلامی دارد چرخ می‎‌زند، به طور کامل در امن و امان است و قرار نیست هیچ مشکل خاصی برای او پیش بیاید. بد‎ترین کتاب‌‎ها در این سایت، به قیمت ارزان، با یک کلیک و در نهایت با رد کردن یک هشدار 🔞، قابل دانلود و مطالعه هستند.

استغفرالله ربی و اتوب الیه!
استغفرالله ربی و اتوب الیه!

فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ!

عنوان کاملاً احتمالی و یلخی یادداشت‌‎های بعدی:
  • گوری با سی و دو سنگ!
  • وقتی ناپلئون بناپارت گفت: «من حامی اسلام هستم!»