اسم پروفایلت "اندیشه" باشد و بعد فقط اندیشهی خودت را قبول داشته باشی و مخالف اندیشهی دیگران باشی! جالب نیست؟!

من بینوا این همه یادداشتها را میخوانم و در پُستهایی مانند ۱۷_۸_۴_۱۴۰۵ آنها را معرفی میکنم که دیگران هم بخوانند ولی نگو دیگران بلاک شدهاند و دسترسی ندارند!

من از آن دستانداز پر شر و شور قدیم فاصله دارم. زدهاند کرک و پرم را ریختهاند. درهم شکستهام. احساسات و عصبانیتم اجازه نمیدهند یک یادداشت منسجم و طولانی در مورد این موضوعی که شما انتظار دارید بنویسم.

شما هم بررسی میکنید که چه کسی پُستهای ایشان را لایک میکند؟

خلاقانهترین تیترهای تاریخ ویرگول را ایشان میزند:

در حالیکه یادداشت بالا قابل انتشار است، قول امیرالمومنین غیرقابل انتشار میشود!

آیا علت پایین آمدن شدید بازدیدهای صفحهی امثال من هم وجود همین دیکتاتوری الگوریتمی در ویرگول است؟
فقط میتونم بگم آقای آجودانیان متاسفم! راستی هنوز خارجی یا برگشتی؟!

چگونه با پُستهای پُشت سرهم که کسی نمیخواند ویرگول را سوراخ کنیم؟


چارهای به جز منصرف شدن دارم؟!

چگونه برخی میتوانند هم پُست کسانی که میگویند ماست سفید است را لایک کنند و هم پُست کسانی که میگویند ماست سیاه است را؟!

جسارتاً پُست را دقیق خواندید و لایک کردید و یا فقط با خواندن تیتر تصمیم به لایک گرفتید؟ با برخی از دوستان جان هستم!

پارانویا میتواند هیچ مرزی نداشته باشد! همینقدر مریض و واجبالمطب!

قیاقهی من وقتی با این جوکهای بیمزهی ویرگولی مواجه میشوم!

حُسن ختام:
