سوال از من؛جواب از شما!(قسمت سوم:اثری که بمونه دارید؟!)

هیچ کدام از ما آفریده نشدیم که همین جوری زندگی مان را بگذاریم و دوره های زندگیمون رو یکی پس از دیگری پشت سر بگذاریم و خداحافظ.و تنها اثری که پس از مرگ خود جا می گذاریم خلاصه شود در حد همان مالِ دارای هزار و یک حرف حدیث و یک یا چند فرزند خوب و بد.خیر ما برای هدفی والاتر پا به پهنه گیتی گذاشته ایم.ما باید از خودمان ردّ و اثری قابل افتخار و ماندگار،بر جای بگذاریم.این اثر می تواند نوشتاری،دیداری،شنیداری یا از جنس دیگری باشد.

ما چاره ای نداریم، باید دیر یا زود،زیر بار مرگ خودمان برویم ولی می توانیم اثری از خود به جای بگذاریم که تا زمین و زمان هست بماند و مرگ را نپذیرد.

یک اثر برای اینکه مهر ماندگاری بر آن بخورد،باید خوب یا بد باشد.اثر خنثی ماندگار نمی شود.و چه بهتر که آن اثری که قرار است از ما به جا بماند،اثری خوب باشد.

اثر خوب،هر چقدر هم کوچک باشد،عیبی بر آن وارد نیست.همان خوبی اش برای اینکه بماند و ماندگار شود، کافیست.

اثر هر چقدر هم بزرگ و هر چقدر هم ماندگار،مانند اثر حاکمانِ جور بر تاریخ،هیچ قابل افتخار نیست.امروز هیچ کس به نرون،گالیکولا و هیتلر، افتخار نمی کند.سوقات اینها برای بشریت به جزء ریختن خون بی گناهان زمانه شان و آغشته کردن برگهای تاریخ به خون چه بوده است؟!

گاهی خالق یک اثر،مانند مضمون نگاره ی«پیگمالیون و گالاتئا» اثر برجسته ی ژان لئون ژروم نقاش و تندیس‌گر مشهور فرانسوی،دیوانه وار به اثری که خلق می کند،عشق می ورزد.ولی این عشق،هرگز مویّد خوب یا بد بودن آن اثر نیست.ولی همین عشق می تواند برای خلق یک اثر-خوب یا بد- کافی باشد.

خالق یک اثر باید بداند که چه بخواهد و چه نخواهد،دیگران در مورد اثر او قضاوت خواهند کرد.این دیگران، دیگرانِ حاضر در عصر خالق اثر را شامل می شود تا دیگرانی که در آینده و بعد از مرگ خالق اثر خواهند آمد. بنابراین عقل حکم می کند که خالق هر اثری قبل از خلق آن،این موضوع مهم را مد نظر داشته باشد که این اثر چه تاثیری بر روی دیگران خواهد گذاشت.خوب یا بد؟!چه بسا فردی قصد تولید یک اثر خوب را داشته است و چنین می پنداشته که از اثرش تا روز ابد به نیکی یاد خواهد شد.امّا چیزی نگذشته که آن اثر،لعن و نفرین دیگران را در پی داشته است.

و چه بسا فردی بدون اهمیت به خوب یا بد بودن اثرش و یا اینکه اثرش ماندگار خواهد شد یا خیر و بدون کوچکترین ارزش برای قضاوت دیگران و فقط برای یک لقمه نان،آثاری را تولید کرده است و در عصر خودش، هیچ کس به آثار او اهمیتی نداده و احترامی قائل نشده است.امّا پس از مرگش،آثارش ارزش پیدا کرده اند و موزه های دنیا برای داشتن یک کپی از آثار او سر و دست شکسته اند.

ونسان ون گوک،مشهورترین نقاش تاریخ هنر،در عمر ۳۷ساله‌اش فقط یکی از کارهایش به فروش رفت و با حس هنرمندی شکست‌خورده به زندگی‌اش پایان داد.او«شب پُر ستاره»را با نگاه کردن به آسمان شب از درون پنجره‌ی آسایشگاه روانی کشید؛و همیشه از آن به‌عنوان یک اثر ناموفق یاد می‌کرد و در نامه‌هایی که به برادرش نوشت،درباره‌ی این اثر گفت: این اثر با من حرف نمی‌زند،حتی یک ذره هم خوب نیست.همین اثر او امروز یکی از شاهکارهای پرطرفدارش به‌ شمار می‌آید‌.

خوشبخت خالق اثری که در زمان حیاتش،مردم و مسئولان زمانه اش،قدر خودش و آثارش را بدانند و بشناسند.

آیا اصل داشتنِ یک اثر، برای شما هیچ اهمیتی دارد؟

آیا شما تاکنون اثر خوبی که امید ماندگاری اش باشد،داشته اید؟

اگر نداشته اید،آیا در این فکر هستید که قبل از مرگ،چنین اثری از خودتان به جا بگذارید؟

این که دیگران در مورد خوب یا بد بودن اثر شما قضاوت خواهند کرد برای شما مهم است یا خیر؟

چنانچه آثاری را خلق کرده اید،آیا برای شما مهم است که پس از مرگ چه به سر آنها خواهد آمد؟

https://virgool.io/@J-M-S/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%9B%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B4%D9%87-rw2ydhp50xdu