ویرگول
ورودثبت نام
Jamshid
Jamshidکارشناس ارشد هوش مصنوعی
Jamshid
Jamshid
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

فلسفه‌ی پوچی؛ رقابت‌های ناسالم

"کسی که خدا بهش عزت بده، هیچکس نمی‌تونه خرابش کنه، اینو فراموش نکن، خیلیا خواستن راجبت چرت پرت بگن ولی هیچکس باور نکرد". این را گفت و بهم اطمینان داد که همه‌جوره پشتم هست و حواسش بهم هست. کم پیش می‌آید آدم دوستی که واقعا care کند، داشته باشد. ازین بابت خوشحالم. ولی خب هرچند ماه‌ها گذشته‌است، موضوعی که اذیت‌کننده است، همچنان حل‌نشده باقی‌مانده‌است. اینکه چه می‌شود که انسانی تصمیم به تخریب یا بی‌اعتبارکردن انسانی دیگر می‌گیرد؟

برای پاسخ به این سوال، ماه‌ها فکر کرده‌ام، با آدم‌های زندگیم راجع به آن صحبت کرده‌ام، مقالاتی مطالعه کرده‌ام و حاصل این‌ها صحبت‌هاییست که در این پست آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.


زمانی که در روابط، کار، یا هرکجای زندگی با شکستی مواجه می‌شوید، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد، توجیه آن شکست است.

1. [عدم وجود اعتمادبه‌نفس] حال اگر فردِ بااعتماد‌به‌نفسی باشید، نه‌تنها آن شکست را هرگز توجیه نمی‌کنید، بلکه آن را می‌پذیرید. این پذیرش به خودی خود مرتبه‌ای والا از بالغ‌بودن است، چه بسا اینکه بلافاصله بعد از پذیرش، در مسیر جبران، ترمیم و نوعی پیشرفت قرار می‌گیرید. اما اگر فردِ بااعتماد‌به‌نفسی نباشید، آنجاست که تمام تلاش خود را می‌کنید که به هر روشی آن شکست را توجیه کنید؛ شده با سرزنش شرایط یا محیط، با شانه‌خالی‌کردن از زیر مسئولیتی که داشتید، با استناد به موضوعاتی چون تقدیر، یا حتی شده با تخریب یا بی‌اعتبارکردن شخصی دیگر. در این‌صورت بارِ آن شکست بر روی دوش‌تان بسیار سبک‌تر می‌شود.

اما نکته‌ای در این بین حائز اهمیت است. اینکه شاید افراد زیادی توضیح یا بهتر است بگویم توجیه شما را بپذیرند، ولی افرادی هم هستند که باهوش‌تر از دیگرانند، قدرت تحلیل و استدلال بالایی دارند، هرچیزی یا هر توجیهی را باور نمی‌کنند، و ساختار ذهنی آن‌ها نه‌تنها فقط به ورودی و خروجی ختم نمی‌شود، بلکه دارای یک سیستم تحلیلی و استدلالی هم هست. یعنی اینکه هرچیزی که بشنوند و یا ببینند، مستقیم به استنتاج ختم نمی‌شود، بلکه شنیده‌ها و دیده‌های خود را با استفاده از آن سیستم تحلیلی مورد ارزیابی قرار می‌دهند و آنجاست که خیلی از حقایق آشکار می‌شوند. این افرادِ باهوش و مجهز به سیستم تحلیلی، با عبور از سطح ظاهر و آنچه که به نظر می‌رسد و یا تلاش می‌شود که به نظر برسد، به عمق ماجرا ورود می‌کنند. برای این افراد، حتی منطقی‌ترین توجیه‌ها هم به نوعی بازتابی از ضعف و عدم اعتماد‌به‌نفس به نظر می‌رسند. این افراد قادر به شناسایی و درک پیچیدگی‌های روان‌شناختی پشت هر رفتار و گفتار هستند. آن‌ها می‌دانند که هیچ چیزی به اندازه‌ی پذیرفتن واقعیت و شکست، فرد را در مسیر رشد قرار نمی‌دهد.

2. [Attention is all you need] توجه، همه‌ی آنچیزیست که نیاز دارید. ممکن است اتفاقا فردی با اعتماد‌به‌نفس بسیار بالا باشید، ولی باز هم شکست‌های خود را توجیه کنید، یا اگر بخواهم از محور اصلی بحث دور نشویم، برای توجیه شکست‌هایتان دست به تخریب و بی‌اعتبارکردن شخصی دیگر بزنید. انسان در رقابت‌های اجتماعی یا شخصی، برتری‌طلب بوده و نیاز به تاثیرگذاری، گرفتن توجه و جلب نگاه‌ها دارد. این موضوع کاملا درست، طبیعی و پذیرفته‌شده است. جایی نادرست و مشکل‌دار می‌شود که به بهای نابودی شخصی دیگر این اتفاق بیفتد. و چقدر حقیرانه است که برای نشان‌دادن برتری خود یا گرفتن توجهی هرچند کوتاه، مجبور شویم از پایین‌کشیدن دیگری استفاده کنیم. این نوع رقابت نه‌تنها نشان‌دهنده ضعف درونی شماست، بلکه هیچ‌وقت برتری، توجه، موفقیت یا پیشرفتی از آن حاصل نمی‌شود، زیرا این نوع رقابت تنها شما را در دام حسادت، کینه و تضاد با دیگران گرفتار می‌کند، و هیچ‌گاه نمی‌تواند به رشد واقعی و پایدار منتهی شود. حال آنکه اگر افراد باهوشی شاهد این رقابت باشند، آن‌ها به‌راحتی ضعف درونی شما را تشخیص داده و احتمالا در نظر آن‌ها از اعتبار ساقط می‌شوید.

3. [محبوبیت‌طلبی در سایه دیگران] گاهی اوقات، زمانی که شخصی در جامعه یا در میان اطرافیان کمی محبوب می‌شود، شما ممکن است تلاش کنید تا جایگاه خود را با مقایسه‌کردن خود با او و نشان‌دادن برتری نسبی‌تان تثبیت کنید. حال اگر چیزی از خود نداشته‌باشید تا برتری نسبی شما را اثبات کند، اینجاست که ممکن است شروع به تخریب، بی‌اعتبارکردن و پایین‌آوردن آن شخص کنید. با این کار، شما به شکلی ضمنی، در ابتدا خود را تا سطح آن شخص بالا می‌آورید (به‌وسیله‌ی مقایسه‌ی خود با آن شخص)، و سپس به سراغ اثبات برتربودن و محبوب‌تربودن خود می‌روید (به‌وسیله‌ی تخریب و بی‌اعتبارکردن آن شخص). اما در حقیقت، این نوع رفتار نه‌تنها باعث می‌شود هیچ‌گاه احساس برتری واقعی پیدا نکنید، بلکه خود را در دایره‌ای از رقابت‌های پوچ و بی‌ثمر گرفتار می‌کنید و آن شخص باهوش این را به‌خوبی متوجه می‌شود.


حال اگر شخصی باهوش نباشد و قدرت تحلیل و استدلال نداشته باشد چی؟ خیلی ساده است، اینجا به‌راحتی قربانی رفتار پلیدانه‌ی آن شخص تخریبگر واقع شده‌اید. در این شرایط احتمالا بعضی از شماها به تکاپو می‌افتید تا برای آن شخص بی‌هوش حقایق را بگویید و سیستم تحلیلگر خودتان را برای مدتی موقتی در اختیارش قرار دهید. در مقابل بعضی دیگر از شماها بی‌تفاوت به این موضوع و قضاوت شکل‌گرفته، به زندگی خود ادامه می‌دهید و اینطور فکر می‌کنید که اگر برای آن شخص بی‌هوش مهم هستید، خودش برای شنیدن واقعیت و حقایق به سراغتان می‌آید. در غیر اینصورت اگر قرار است جایی به‌اشتباه و توسط افرادی بی‌هوش که قدرت تحلیل ندارند قضاوت شوید، پس بگذارید قضاوت شوید و این نشانه‌ی قدرت، بلوغ و اعتماد‌به‌نفس شماست ))).

اگه کارت درست‌ه، پس ببین و بگذر و لبخند بزن ))).

روابط انسانیاعتماد به نفستوجهپوچی
۱
۰
Jamshid
Jamshid
کارشناس ارشد هوش مصنوعی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید