ویرگول
ورودثبت نام
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

رُعب:آخرین ابزار یک حکومت اقتدارگرا

وقتی یک حکومت در حال جان دادن و کشیدن نفس‌های آخرش است،یک چاره بیشتر برای بقای خودش ندارد:رُعب.

ایجاد رعب توسط حکومت بر دل جامعه آخرین ابزار بقای یک حکومت اقتدارگرا است.با ساکت کردن مخالفان خود،اعدام‌های پی‌در‌پی،کشتار بی‌گناهان و فیلتر کردن رسانه،سعی در آروم کردن این هیاهو‌ها دارند.

یک حاکم اقتدارگرا،سه هدف دارد:قدرت،قدرت،قدرت.

و سه ابزار برای رسیدن به این هدف و نگه داشتن اقتدار دارد:شکنجه،اعدام،رُعب.

حکومت اقتدارگرا ابتدا فقط از دو از سه ابزار دم‌ دستش استفاده می‌کند،شکنجه و اعدام.سعی می‌کند در خفا با استفاده از این دو ابزار هرگونه عقاید مخالف را سرکوب کند.بدون اینکه صدایی از عمل‌های فجیعش در بیاورد.اما اگر صدایی از سرکوب‌های بی رحمانشان در برود،دیگر این دو ابزار به عنوان ابزارهای بقا،کارآمد نیست.ولی از این دو ابزار مرده می‌تواند برای چاشنی ابزار سومش استفاده کند:رُعب.

حکومت اقتدارگرا دیگر بجای استفاده کارآمد از این دو ابزار برای سرکوب‌ها در خفا که شامل:اعدام روشن‌فکران.سیاسیون مخالف و شکنجه مخالفان برای تفتیش عقاید،می‌شدند،به عنوان چاشنی هایی برای رعب استفاده می‌کند.

وقتی صدای ملت در بشود،چه برای مشکلات اقتصادی باشد و چه برای آزادی فردی،حکومت با ایجاد رعب سعی بر خاموش کردن این سروصداها دارد.

حکومت اقتدارگرا با یک ابزار و چاشنی دو ابزار مرده دیگه‌اش،اعدام های عیان،کشتار معترضان در خیابان(که فرقی با اعدام قانونی ندارد)و سرکوب شدید و زندانی کردن مخالفان،رعب در دل جامعه ایجاد می‌کند.

حکومت اقتدارگرا با استفاده این ابزار می‌تواند با یک تیر دو نشون بزند.نه تنها با کشتار و سرکوب عیان‌ می‌تواند بیم در دل مخالفان ایجاد کند،بلکه می‌تواند با‌ چسبوندن برچسب‌هایی به کشته‌شدگان(برچسب‌هایی همچون:تروریست،اغتشاشگر و...)بقیه را متقاعد کند که کشته‌شدگان عامل نفوذی بوده‌اند و با ایجاد ترحم و نقاب مظلومیت،سعی می‌کند نگاه‌های مخالف را از خودش بردارد.

ولی ما یک اما داریم...اما اگر مردم دیگر از آخرین ابزار حکومت ترسی نداشته باشند چه؟

یک حاکم اقتدارگرا،به فکر وارثی کردن قدرتش نیست،بلکه به فکر حفظ قدرت خودش و افزایش هرچه تمام‌تر آن است.اما این لذت قدرت بدون ابزارهایش دیگر همیشگی نیست.

وقتی مردم رعبی از سرکوب‌های حکومت نداشته باشند،نه نعش دو ابزار دیگر حکومت به داد حاکم می‌رسد،نه قدرتی که بهش پناه برده است؛وقتی با وجود اعدام‌ها و کشتن های مداوم،مردم بازهم به مخالفت و اعتراض‌های عیان ادامه می‌دهند،مهر پایان به حکومت خورده می‌شود.

وای‌به‌حال حکومتی که با کشتار سعی بر ساکت کردن دارد؛همچین حکومتی محکوم به فناست.

حکومتی که در سیاست داخلی‌اش مشکل دارد،نباید انتظار موفقیت در سیاست‌های خارجی و بین‌الملل داشته باشد.

فکر می‌کند که با برطرف کردن مشکلات خارجی‌اش،می‌تواند مشکلات داخلی‌اش را هم حل کند.حکومتی که مشکل داخلی دارد و ملتش حکومت را خار می‌شمارند،همینطور که از داخل خار شمرده می‌شود،از بیرون هم با همین‌ دید نگاهش می‌کنند.

پایان.

سیاستروانشناسیانقلاب
۴
۲
جواد شیردل
جواد شیردل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید