ویرگول
ورودثبت نام
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
خواندن ۵ دقیقه·۲ ماه پیش

عدالت کیهانی:آرمانی غیر ممکن در فلسفه

دیباچه

در این مطلب با موضوع فلسفه‌ای آشنا میشویم:عدالت کیهانی.

مفهومی است که در مذهب،فلسفه و سیاست بکار برده می‌شود.در این دیدگاه،هدف این است که جهان را طوری اصلاح کنیم که نابرابری‌ها،بدشانسی‌ها،تفاوت‌های استعداد،شرایط تولد،حوادث طبیعی و... کاملاً از بین بروند و همه به نتایج تقریباً برابر برسند.

این دیدگاه شاید از لحاظ مفهومی قشنگ و آرمانی باشد ولی از لحاظ منطقی با عقل جور در نمیاد.

توماس ساول این نوع عدالت‌ را غیرممکن و خطرناک می‌داند.چون نتیجه این مفهوم منجر به بی‌عدالتی‌های جدید،کاهش آزادی و آسیب به جامعه می‌شود.

اگر با این مفهوم زیربنای دنیایی را ایجاد کنیم،به همه ساکنین این دنیا یک هدف واحد و ابزار برابری می‌دهیم.این خودش باعث پوچ‌گرایی جمعی می‌شود؛چون داشتن یک هدف مشخص برای همگان خیلی پوچ‌تر از نداشتن هدفی در جهان است.

عدالت چیست؟

اول از همه باید بدونیم خود مفهوم عدالت چیست؛عدالت به زبان ساده:یعنی به هرکسی آنچه واقعاً نیاز دارد می‌دهیم تا همه بتوانند به یک اندازه نتیجه بگیرند.

ولی این یک توضیح ساده و کلی از این مفهوم بود.عدالت یک مفهوم مناقشه‌برانگیز است و دیدگاه‌های مختلفی این مفهوم را تعریف کردند؛و یک معنای ثابت برای این مفهوم وجود ندارد.ولی مفهوم کلی‌اش تعریف مذکور بود.

انواع دیدگاه‌ها و تعریف‌های مختلف از عدالت:

  • تعریف افلاطون(فلسفه غرب کلاسیک):

عدالت:هرچیزی در جای خود قرار گیرد+هماهنگی و نظم درونی

در سطح فردی:هماهنگی میان قوای نفس(عقل،خشم،شهوت).

در سطح جامعه:هر طبقه(حاکمان،نگهبانان،تولید کنندگان)به کار ویژه خود بپردازد و از دخالت در کار دیگری خودداری کنند.

  • تعریف ارسطو(که پرکاربردترین تعریفه از عدالت است):

با افراد برابر به طور برابر رفتار شود.

با افراد نابرابر،به اندازه تفاوتشان،رفتار نابرابر شود.

عدالت=تناسب(نه برابری مطلق)

  • تعریف در فلسفه و کلام اسلامی:

نهادن هرچیز در جای شایسته خود.

حد و وسط میان افراط و تفریط.

در سطح الهی:یعنی خداوند هیچ‌گاه ظلم نمی‌کند،و هرچیزی را براساس شایستگی‌اش خلق و اداره می‌کند(عدل الهی).

  • عدالت اجتماعی(نگاه معاصر):

توزیع عادلانه منابع،فرصت،حقوق.

نبود تبعیض ناروا(نژادی،جنسیتی،طبقاتی،مذهبی).

ایجاد تعادل میان حقوق و وظایف افراد دولت.

از این دیدگاه‌ها نتیجه می‌گیریم،عدالت مفهومی چند لایه است:

  • گاهی برابری می‌خواهند

  • گاهی تناسب و شایستگی

  • گاهی توازن و هماهنگی

  • گاهی رعایت حق و انصاف

و تقریباً همه متفکران به این اعتقاد دارند که بی‌عدالتی یکی از بزرگترین شرهای بشری است.

ما در اینجا با مفهوم عدالت و دیدگاه های مختلف آن آشنا شدیم.اما یک نکته مهم:

عدالت و بی عدالتی همان برابری و نابرابری نیست.

خیلی‌ها این دو مفهوم را جای یکدیگر بکار می‌برند،ولی بین این دو مفهوم تمایزات زیادی وجود دارد.

برابری چیست؟

برابری یعنی:به همه دقیقاً یک چیز یکسان می‌دهیم؛فرقی نمی‌کند شرایطشان چگونه باشد.

کلید درک برای برابری این است که همیشه باید پرسید:

«برابری در چه چیزی؟»

انواع برابری:

  • برابری در ارزش/کرامت انسان:

یعنی همه انسان‌ها از نظر ارزش ذاتی و کرامت برابرند.

مثال:همه انسان‌ها آزاد و با حقوق برابر بدنیا می‌آیند.

  • برابری حقوقی/برابر در برابر قانون:

یعنی قانون نباید تبعیض قائل شود؛همه در مقابل قانون یکسان‌اند.

مثال:بی طرف بودن دادگاه برای اجرای حکم.

  • برابری فرصت‌ها:

یعنی همه باید شانسی برابر برای تلاش و پیشرفت داشته باشند.

مثال:آزمون ورودی دانشگاه برای همه یکسان باشد.

  • برابری نتایج:

یعنی در نهایت همه باید تقریباً به یک اندازه از سطح درآمد،ثروت یا رفاه برسند.

مثال:توزیع تقریباً مساوی ثروت یا درآمد.

  • برابری اجتماعی:

نبود تبعیض براساس جنسیت،نژاد،مذهب،طبقه،گرایش جنسی و... در جامعه.

مثال:برابری جنسیتی،برابری نژادی.

با دیدن انواع برابری‌ها متوجه شدیم که این مفهوم با عدالت تمایزات زیادی دارد.

ما در عدالت گفتیم به هرکسی به اندازه نیاز و شایستگی‌اش چیز بدهیم اما در برابری،دادن چیز یکسان به همه است.

یک مثال برای درک بهتر:

در تصویر برابری:به هر سه نفر یک جعبه می‌دهند.نفر قد بلند راحت می‌بیند،نفر متوسط هم همینطور،اما نفر قد کوتاه نمی‌تواند هنوز فوتبال را ببیند.

در تصویر عدالت:جعبه‌ها را به اندازه نیاز تقسیم می‌کنند(دوتا به نفر کوتاه،یکی به متوسط،هیچی به بلند).این طوری همه می‌توانند ببینند

حالا که عدالت و برابری را درک کردیم بریم سراغ موضوع اصلیمون:عدالت کیهانی.

عدالت کیهانی چیست؟

همینطور که در دیباچه ذکر شد،این مفهوم یعنی درست کردن همه ریشه‌ها برای عدالت همگانی.این مفهوم را توماس ساول مطرح کرد.حالا اگر مطرح نکرده باشه،یک دیدگاه از این مفهوم را مطرح کرده است.

ساول معتقد است که نمی‌توانیم هیچوقت به خود عدالت کیهانی برسیم،اما می‌توانیم در همین فرآیند رسیدن به عدالت کیهانی به عدالت برسیم.

این مفهوم عدالت کیهانی هم نتیجش آرمانیه(که هیچوقت بهش نمی‌رسیم)،هم فرآیندش آرمانیه.ولی خود این فرآیند در عرصه عمل درسته می‌تواند باعث عدالت برای بعضی از قشرها و افراد باشد.اما از اون طرف هم می‌تواند باعث بی‌عدالتی برای بعضی‌های دیگر بشود.

ساول به این فرآیند می‌گوید«عدالت سنتی».حالا ما اینجا دو مفهوم داریم:عدالت کیهانی و عدالت سنتی.عدالت کیهانی را خلاصه گفتیم.اما ما در اصل با فرآیندش کار داریم.

عدالت سنتی چیست؟

عدالت سنتی یعنی:قوانین و رویه‌ها برای همه یکسان باشد(مثل،همه در دادگاه فرصت برابر داشته باشند،بدون توجه به نتیجه نهایی).

مثال:ما یک قاتل را در دادگاه داریم؛دادگاه و قاضی کامل بی‌طرف هستند،اما شواهد و مدارک کم است.پس قاتل تبرئه می‌شود.درست است که دادگاه کامل بی‌طرف بود،اما بخاطر شواهد کم قاتل را تبرئه کرد.

از دید قاتل و خانوادش عدالت انجام شده است،اما از دید خانواده مقتول عدالت انجام نشده است.

به این نتیجه می‌رسیم که فرآیند این عدالت کیهانی باعث عدالت می‌شود،اما از جای دیگر باعث بی‌عدالتی می‌شود‌.

ساول در این دیدگاه استدلال می‌کند که فرآیند«عدالت کیهانی»اغلب باعث بی‌عدالتی‌های جدید،نقض آزادی افراد و نتایج ناخواسته منجر می‌شود.

پس آیا عدالت تو خالی است؟

هم بله هم خیر.عدالت همگانی وجود ندارد،اما با فرصت‌ها،سهمیه‌ها و برابری قانونی می‌توان به این عدالت رسید؛ولی این عدالت باعث شر هم می‌شود.

در مثال مذکور از دید خانواده قاتل و خود قاتل عدالت انجام شده،اما از دید خانواده مقتول عدالت ایجاد نشده.یا حتی ممکن است فرد واقعا قاتل نباشد اما محکوم می‌شود.از دید حانواده مقتول عدالت برقرار شده اما از دید خانواده فرد محکوم شده و خودش عداات انجام نشده است.

عدالت میتواند هم باعث شر شود،هم باعث بی‌عدالتی.

نتیجه‌گیری

جهان ذاتاً عادل نیست و عدالت کیهانی(برابر کردن همه نتایج)عملاً غیرممکن است.هرچه شدیدتر دنبال آن باشیم،بی‌عدالتی‌های جدیدی خلق می‌کنیم.

بهترین عدالت ممکن،عدالت سنتی است:قواعد منصفانه و یکسان برای همه بدون نگاه به نتیجه نهایی.

و نتیجه میگیریم که هرکسی با دید و منافع خودش به عدالت نگاه می‌کند و عدالت کیهانی وجود ندارد؛جز فرآیندش.

پایان.

فلسفهعدالتفلسفه سیاسیارسطوافلاطون
۳
۰
جواد شیردل
جواد شیردل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید