اصلا دوست ندارم راجب این موضوع چیزی بنویسم برای من این مدت بدون او از هر موقعیتی بدتر بوده برام و همیشه خدا به فکرش بودم بدون اینکه قدمی بردارم اینجوری شد که من افسردگی خودم بدتر کردم .
درسته من برای درمان هم هیچ کاری نمیکنم ولی این رابطه برام خیلی کمک کننده بود راستش بخواهی من اون زمان احساس فوقالعاده داشتم و این احساسم بعد ها جاشو به وحشت عظیمی داد و من خیلی بکر تر از قبل شدم.
من خیلی دوسش داشتم و هنوزم دارم شاید بیشتر از قبل .
اون هیچوقت قرار نیست بفهمه برای من چقدر عزیز ولی این دلیل کافی نیست برای عاشق نبودنش