بی معین·۱۴ ساعت پیشمهمان هایم...تصمیم گرفتم، خیلی یهویی، اولین شعرم رو بگم...امیدوارم که خوب باشه و بتونم بهترش هم بکنم 💚
Payman Rasouli·۱ روز پیشزیبا متنای شبِ غمزده را صبحِ مقدّر، برگردای بهاری که شدی ناجیِ باور، برگردفصلِ بی ثانیه تقویمِ زمین را فرسودای که هستی به جهان، نفخهی آذر، برگرد…
?fatemeh.marefatدرنویسندهای که تو باشی·۲ روز پیشدور از هیاهوی خواستن…من با آجرهای سکوت، دیوارهایی بالا بردهام که نه صدایی از بیرون را راه میدهند و نه فریادی از درون را. در این خانه، پنجرهها رو به هیچکس با…
شاهزاده خاکستری·۳ روز پیشایستگاه سیسالگی؛ دادگاهی که خودم حکم را اجرا کردمپسرکی در ایستگاه سیسالگی، میان دادگاه درونی، تنهایی و خاطرات یک رابطه، استخوانهای گذشته را دفن میکند و بیهیچ شوقی به راه ادامه میدهد.
هانا·۳ روز پیشدوهزار کیلومتر دورترتوی راهم و دیگه هوا تاریک شده اونجوری که اگر تنها باشم میترسم خیلیولی حالا که واقعا تنهام حالا باز با ارفاق سی روز توی کل این دنیایعنی بعد…
بهار·۳ روز پیشداشتنِاو.برای داشتنش پیراهنی از جنس جهانش بر تن کردم،با خنده هایش خندیدم و با اشک هایش گریستم!ولی آیا شما به این اعتقاد دارین که تمام عاشق ها به یکد…
میم.سین·۵ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۱۱)از اینکه قلبم با فکر کردن به تو میلرزه، میترسم اما «امیدوارم بدونی وقتی میگم یک عمر درد کشیدن فقط برای پیدا کردن نور وجودت ارزشش را داشت،
میناخمیرکار·۶ روز پیشو گاهی من ... به جوجه اردک زشتی که تا ابد تنهاستچه فایده که بگویند باطنت زیباست؟!دلت به ماندن اگر نیست خب رهایم کنکه مرگ ساده تر از هضم این ترحم هاست…