
با رشد و بلوغ ادبیات گمانه زن در دهههای اخیر، دیگر کسی جادو را صرفاً یک تزئین زیبا در گوشهی داستان نمیبیند. جادو امروز ستون فقرات جهانسازی، ثبات روایت و رشد دراماتیک شخصیتهاست؛ همانطور که میگویند «هر بنایی از پایه محکم میشود»، و سیستم جادویی همان پایهای است که کل ساختمان داستان روی آن بنا میشود.
کلارک آر. راونسون جادو را اینگونه تعریف میکند: هر عاملی که کارهایی فراتر از توان یا فهم فعلی انسان را ممکن میسازد. بر همین اساس، سیستم جادویی مجموعهای از قواعد و حقایق است که این توان فراطبیعی را برای خواننده قابلفهم و باورپذیر میکند. این تعریف آنقدر گسترده است که فناوریهای فوقپیشرفتهی علمی-تخیلی را هم در بر میگیرد، چون هر دو به یک چیز نیاز دارند: قوانین درونی روشن که تعلیق باورپذیری خواننده را ممکن کند.

سیستمهای جادویی را میتوان روی یک طیف تصور کرد؛ در یک سر، «جادوی سخت» (Hard Magic) نشسته با قوانینی صریح و شفاف، و در سر دیگر، «جادوی نرم» (Soft Magic) که رمز و رازش را حفظ میکند و مکانیسمی برای توضیح دادن ندارد. در جادوی سخت خواننده دقیقاً میداند مرز ممکن و ناممکن کجاست. جادوی نرم اما دنبال چیز دیگریست: حس شگفتی، ابهامی کیهانی، و یادآوری این نکته که انسان فقط ذرهای کوچک از هستی بزرگتریست.

متغیر مهم دیگر، میزان عقلانی بودن سیستم است. در سیستم عقلانی، همهی پدیدهها از یک مجموعه قوانین متافیزیکی واحد پیروی میکنند؛ یعنی اگر جادوگری بتواند طول موج نور را دستکاری کند، میتوان پیامدها و تواناییهای دیگرش را هم منطقاً پیشبینی کرد. در مقابل، سیستمهای غیرعقلانی از مکانیسم تکرارپذیر خبری نیست؛ اینجا احساسات آنی، مداخلههای الهی یا تصادف حرف اول را میزنند.
رابطهی میان توانایی نویسنده در گرهگشایی پیرنگ با کمک جادو، و میزان درک خواننده از آن جادو، در قالب این معادله قابل بیان است:
A = k · U
که در آن:
A توانایی نویسنده در گرهگشایی منطقی پیرنگ با استفاده از جادو است (Author's Ability)
U میزان درک خواننده از قوانین جادویی است (Reader's Understanding)
k ضریب یکپارچگی ساختاری سیستم است
اگر نویسنده بخواهد با جادوی نرم گرهی را باز کند که خواننده هیچ شناختی از قوانینش ندارد، نتیجه چیزی نیست جز «دئوس اکس ماکینا» یا همان امداد غیبی که پویایی پیرنگ را از پا در میآورد. به قول قدیمیها «کوزهگر از کوزهی شکسته آب میخورد» — یعنی حتی نویسنده هم باید در چارچوب قوانینی که خودش ساخته زندگی کند، نه اینکه هر جا خواست از زیرش در برود.

برای دیدن ادامه پست به سایت خیال و خط به ادرس زیر مراجعه کنید