ویرگول
ورودثبت نام
KRK
KRKدر انتخاب شایدها هیچ اجباری نیست°-°Intp
KRK
KRK
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

مرا در آن ببین...

...³
...³

در عددِ ۳۳۳.

در رنگِ آبی تیره.

خط خطیِ مدادرنگیِ زرد.

تماشای باران و رعدهای ترسناک.

آسمانِ تیره ی غروب.

تنهایی در بالای کوه.

نشستن روی دَر ماشین و از بینِ جنگل گذشتن.

بازی با حدسِ شکلِ ابرها.

بیزاری از نور.

راه رفتن های پی در پی.

کتاب های سبک.

در همه جا و بی هیچ مکانی.

دَرِ بسته و اتاق خالی.

در نمی‌دانم ها.

شایدها.

بعدا ها.

بستگی دارد.

در اهمیت ندادن.

لذت و لرزشِ سرما‌.

سکوت و سکون.

در شیفتگی گریه و خنده ی چشم ها.

بیزاری از لمس و آرامش در آغوش.

نفرتِ دیدارِ خود.

در بیماری و شرم و آرزوی وجودِ آن.

اجتناب، ترس، اضطراب، افسوس،

کنجکاو و خسته کننده.

خستگی.

فکر و فکر و فکر.

بی حسی احساسی و منطقِ حسی.

در حرف نزدن.

در دوست داشتن همه چیز و خالی بودن از چیزایی که دوست داری.

در فراموش کردن و به یاد نیاوردن.

دیوار و رباتی بی حرف و حرکت.

در این جمله ام [در انتخاب شایدها هیچ اجباری نیست.]

در انگار کسی نیست.

در احساس و فهم همه چیز و هیچ چیز.

در ایستادن و تکان نخورن برای چیزی.

در راه های نرفته و نرفته مانده.

در خواستن و ترک کنن.

در تنه‌ی درختِ مرده که انگار برایت زنده است.

گربه ی قهوه ای که دوستت ندارد.

روحِ توجهِ طلبی که حتی نمی‌ترساند.

در؛ وقتی وسطِ اتاق خوابیدی و به سقف خیره شدی بدان شاید من هم در سرمای شب، زمانِ خود را اینگونه با فکر گذراندم.

در پتوی سنگین و امن.

در آهنگ Nothing Else Matters از Apocalyptica.

در صدای خسته و آرام ویالون.

و اینکه نیازی نیست مرا ببینی خودم هم نمی‌خواهم خودم را ببینم.

...

KRK

باشد در میانه های راه به افسوس پنداشت که راه زیباست.

ویرگولچالش هفتهنوشتههمین
۳۸
۱۳
KRK
KRK
در انتخاب شایدها هیچ اجباری نیست°-°Intp
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید