یعنی حالا باید خوشحال باشم؟
در نهایت حقارت و شبیه همان سربازی که از تنبیه دستجمعی گروهبان سیلی خورده است هم خشمناکم هم بیمناک و هم خیلی حرفهای نگفتنی...
اگر بخواهم آنقدر بنویسم که کاراکترها برسد به سیصدتا کار به جاهای باریک و حرفهای کافدار کفران نعمت میکشد...
چیزهایی مثل
کتابنخوان
کمخواب
کاملنشدنی
کولهپشتیندار
کجاوهران
کجا میروی دل منو بردی؟