آخرین سرگروه·۴ ماه پیشاتصال پیامکیعنی حالا باید خوشحال باشم؟در نهایت حقارت و شبیه همان سربازی که از تنبیه دستجمعی گروهبان سیلی خورده است هم خشمناکم هم بیمناک و هم خیلی حرف…
آخرین سرگروه·۸ ماه پیشعدالت برای تویی که نمیشناختمت...خوشبختی هزار و یک چهرهی رنگرنگ دارد...اما مصیبت انگاری همه جا به یک اندازه سیاه است... یکی از این جوانها در کلاس میگفت... از سیاه سیاه…
آخرین سرگروه·۱۰ ماه پیشقصهی موش دمبریده...امروز تولدم بود... چهل و هشت سال تمام... میانسالی و رماتیسم مفصلی و مخلّفاتش... آسانسور هم خراب شد و نتوانستم بروم سر یکی ازین قرارهای روش…
آخرین سرگروه·۱ سال پیشمن اسپوندیلیت آنکیلوزان ندارمدکتر با دستهای لاغر سفید سالخوردهاش که هنوز لرزش ندارد پشت صفحهی کاغذ مینویسد "اسپوندیلیت آنکیلوزان" ندارد... احتمالا بیشتر جهت یادآوری…
آخرین سرگروه·۱ سال پیشیک اردنگی به من بزن یا چه کسی ترامپ مرا برداشته است؟!خوشحالم که هنوز خیالمیکنی میشود با خواندن شفای زندگیِ گیتی خوشدل، برای من از مقدسین یا مقدسات شفای عاجل گرفت...بالاخره ملتِ عشق بکییکی…
آخرین سرگروه·۱ سال پیشپنجشنبه اول. یکی از همین روزهای اخیر...همینطوری یک کنجی قایم شدهام، انگاری لابهلای چادرشبها و لحاف پتوهای مادربزرگم گوشهی صندوقخانه، و برای دل خودم آواز میخوانم...جوری که ص…
آخرین سرگروه·۱ سال پیشچهارشنبه اول، من و گنجشکهای توی کوچهامروز یک طوطی آمد و پشت پنجرهی اتاقم نشست...خیلی آهسته و محتاطانه برایم جیغ کشید چند بار...سبز بود با توک صورتی خمیده...به شعری سپید میما…
آخرین سرگروه·۱ سال پیشیکشنبه اول، اصلا هیچی به هیچیرئیس میگوید باید زیرک باشی!و خیال میکند که خیلی دانا است...لابد هست ولی من یکی که چشمم آب نمیخورد...میگویم آقا بنده احمق ام... بروید سر…