ویرگول
ورودثبت نام
miyo
miyo
miyo
miyo
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

ببخشید که جواب ندادم

---

«ببخشید که این پست رو با کمی تأخیر می‌گذارم 🙏

راستش ماجرا اینطوری شد که یکی از اعضای خانواده‌مون رفته بود سفر و من هم از همون سفر و تجربه‌ای که تعریف می‌کرد خیلی ایده گرفتم. وقتی حرف‌هاش رو می‌شنیدم و عکس‌هاش رو می‌دیدم، یه حس خیلی قشنگ بهم داد؛ اینکه سفر فقط رفتن به یه جا نیست، بلکه یه جور تجربه و الهام گرفتنه.

همون لحظه با خودم فکر کردم چقدر میشه از همین اتفاق‌های ساده، یه متن یا یه داستان ساخت. شاید بعضی‌ها فکر کنن ایده باید خیلی خاص یا عجیب باشه، ولی من فهمیدم حتی یه سفر خانوادگی ساده هم می‌تونه شروع یه فکر جدید باشه.

برای همین تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم. ایده‌اش از همون فضای واقعی و تجربه نزدیک گرفته شده، نه از یه چیز ساختگی. سعی کردم با حس خودم و برداشت خودم بنویسمش، نه فقط تکرار چیزی که دیده یا شنیده میشه.

این تجربه بهم یاد داد که برای نوشتن لازم نیست همیشه منتظر اتفاق‌های بزرگ باشیم؛ گاهی همین لحظه‌های معمولی کنار خانواده، همین سفرهای کوتاه یا حرف‌هایی که می‌شنویم، می‌تونن تبدیل به یه ایده خوب بشن.

هدف من اینه که کم‌کم بهتر بنویسم و چیزهایی که می‌بینم و تجربه می‌کنم رو به شکل متن‌هایی دربیارم که حس واقعی داشته باشن.

اگر این پست رو خوندید، خیلی خوشحال می‌شم نظرتون رو برام بنویسید 😊

شما هم تا حالا از یه تجربه ساده یا سفر خانوادگی ایده گرفتید؟

ممنون که وقت گذاشتید و خوندید 💛

امیدوارم هر روز بتونم بهتر و خلاق‌تر بنویسم.»

---

سفر خانوادگی
۸
۲
miyo
miyo
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید