ویرگول
ورودثبت نام
m_35294968
m_35294968
m_35294968
m_35294968
خواندن ۲ دقیقه·۲۳ روز پیش

بازگشت تایکی

***

### بازگشت تاریکی

آسمان شب، رنگی ارغوانی و شوم به خود گرفته بود. موزان کیبوتسوجی، ارباب شیطان‌ها، پس از سال‌ها سکوت در میان خلأ، با قدرتی دوچندان بازگشته بود. لرزه بر تن زمین افتاد و تمام شیطان‌کش‌های باقیمانده، این حضور سرد و وحشتناک را حس کردند.

در همین لحظات بحرانی، دو قهرمان افسانه‌ای که گویی از دل خاطرات بازگشته بودند، در صحنه ظاهر شدند: «کانائو» و «میتسوری». اما آن‌ها برای جنگیدن نیامده بودند؛ زمانشان رو به پایان بود. کانائو با نگاهی نافذ به سمت وانیا آمد. دستش را روی شانه وانیا گذاشت و با لبخندی آرام، قدرت بی‌نظیر بینایی‌اش، مهارت در سبک گل و تمام ویژگی‌های ظاهری‌اش را به او منتقل کرد. موهای وانیا رنگ گرفت و چشمانش قدرتی فراتر از یک انسان معمولی پیدا کرد.

در سویی دیگر، میتسوری با همان روحیه مهربانش، قدرت فیزیکی خیره‌کننده و سبک تنفس عشقش را به محیا بخشید. محیا که حالا لبریز از این توانایی جدید بود، حس کرد برای مقابله با موزان آماده است.

اما در میان این هیاهو، یک راز بزرگ در حال جوشیدن بود. وانیا، در حالی که قدرت کانائو را در رگ‌هایش حس می‌کرد، استرس عجیبی داشت. او از همان ابتدا یک «نیمه‌شیطان» بود؛ رازی که هیچ‌کس، حتی نزدیک‌ترین دوستش محیا، از آن خبر نداشت.

نبرد آغاز شد. موزان با خنده‌ای دیوانه‌وار به سپاهیان حمله می‌کرد. وانیا سعی کرد در میان مبارزه، نیمه شیطانی‌اش را پنهان نگه دارد، اما وقتی یک ضربه مرگبار از سمت موزان به سمت محیا رفت، وانیا بدون فکر کردن، دستش را جلو برد. در یک لحظه، زخم دست وانیا نه با خون، بلکه با خروجی از انرژی سیاه و شیطانی ترمیم شد.

محیا که درست کنار او بود، چشمانش از تعجب گشاد شد. او قدرت میتسوری را داشت، اما با دیدن ماهیت واقعی وانیا، لرزه بر اندامش افتاد.

محیا با صدایی که از خشم و ناباوری می‌لرزید، گفت: «وانیا... تو... تو یکی از اون‌هایی؟ تمام این مدت داشتی با ما زندگی می‌کردی و یکی از اونا بودی؟»

وانیا در حالی که چشمانش به رنگ قرمز شیطانی تغییر کرده بود، نگاهش را به زمین دوخت: «محیا... من انتخاب نکردم که این‌طور باشم، اما همیشه می‌خواستم از تو محافظت کنم.»

موزان در همان نزدیکی ایستاده بود و با لذت به این تفرقه نگاه می‌کرد. او می‌دانست که اکنون بزرگترین سلاحش علیه سپاه شیطان‌کش‌ها، نه قدرت، بلکه فروپاشی اعتماد میان وانیا و محیاست.

***

، یا این راز باعث جدایی‌شون میشه؟

قدرت
۲
۰
m_35294968
m_35294968
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید