ویرگول
ورودثبت نام
Kanî
Kanî..Hêvî dûr , xeyal kûrin
Kanî
Kanî
خواندن ۲ دقیقه·۳ سال پیش

نیستم ،نیستی ، نیستند! :)

رفتم .. جوری که

جوری که دیگر اسمم را کسی به یاد نیارد ..

جوری که شورِ چشمانم را چشمانت فراموش کنند..

جوری که دستانت با دستانم غریب بیفتند :)

جوری که دیگر در بغلت جا نگیرم ..

رفتم ، رفت ...

دیگر نیستم! نیست!

دلت تنگ شود شاید برای شمردن ستاره ها با من :)

اما آن ستاره ها دیگر برای شمردنمان آنجا نیستند؛

از آسمان خیالهایمان پاک شدند و رفتند ..

:)
:)


دلت تنگ شود شاید برای قدم هایی که زیر بارانهای پاییزی میزدیم ..

اما حتی آن بارانها هم دیگر نمیبارند تا قدم های عاشقانه ی ما را بشمارند در غروب دلگیر آبانماه :)




شاید هم دلت برای پروانه جمع کردنمان تنگ بشود ..

میخواهم برایت بگویم که : حتی آن ها هم نیستند!

آنها هم از باغچه‌ی رویاهایمان پر زدند و رفتند ..

و اگر دلت برای بغلم تنگ بشود چه؟ :))

میخواهم بگویم : نگران نباش ! این بغل دیگر آن بغل قدیمی نیست ، نمیشود ...

این بغل دیگر برای بغل کردن یک آدم، زیادی سرد است :)!

اگر ناگه به گل هایی که با هم لای صفحات دفتر خشک کردیم برخوردی .. و دلت برای آن همه خاطره که دیگر خاکستری بیش نیستند تنگ شد؛

نگاهت را بدزد و مرا فراموش شده بپندار :) ..


:
:



اگر به یکی از هزاران بیتی که برایت نوشتم در گوشه و کناره های دفتر و کتابات برخوردی .. نخوان! نخوانده بگذر و نگذار این شعرها بوی خوش خاطره های خیسمان را بهت بچشانند ..بگذر و بگذار که تمام شود :)

که شاید .. همین فراموشی بشود درمان دردمان :)

هر چند که میدانم من آدم فراموش کردن نیستم :)

اما تو نه...تو فراموش کن!

باشه؟

من خودم راه چاره‌ای را پیدا خواهم کرد برای دل صابمردم ..


دردهایم ..درد میکنند!
دردهایم ..درد میکنند!

همینطور که شاعر میگه : چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم ... مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم ... طبیبم گفت : درمانی ندارد درد مهجوری ...غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم...!

۲۵
۵
Kanî
Kanî
..Hêvî dûr , xeyal kûrin
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید