ویرگول
ورودثبت نام
دانیال کاردَر
دانیال کاردَرنوشته های یک روانشناس علاقمند به علم، فلسفه و هنر
دانیال کاردَر
دانیال کاردَر
خواندن ۵ دقیقه·۱۰ ماه پیش

اهمال‌کاری از منظر عصب شناسی

بسیاری از ما با این تجربه آشناییم: کاری مهم پیش روی ماست، ولی ناگهان خود را در حال اسکرول‌کردن بی‌پایان در اینستاگرام یا تماشای چندمین ویدیو در یوتیوب می‌یابیم. چرا کاری را که می‌دانیم باید انجام شود، به تعویق می‌اندازیم؟ آیا صرفاً تنبلی است یا موضوعی فراتر در مغز ما در حال وقوع است؟ از منظر تحصیلی و کاری من، پاسخ را باید در عصب‌شناسی اهمال‌کاری جست‌وجو کرد.

بخش اول: مغز، صحنه‌ی درگیری بین دو سیستم

در قلب اهمال‌کاری، تعارضی عمیق بین دو ساختار کلیدی مغز وجود دارد: 1. سیستم لیمبیک:بخشی قدیمی و تکاملی از مغز که مسئول احساسات، ترس‌ها، و پاداش‌های فوری است. این سیستم همان بخشی است که ما را به استراحت، لذت، یا اجتناب از درد ترغیب می‌کند. وقتی کاری دشوار یا ناخوشایند به نظر می‌رسد، سیستم لیمبیک ما با صدایی قوی می‌گوید: «بیخیال! فعلاً خوش بگذر!» 2. قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex):این ناحیه‌ی تازه‌تر مغز، مسئول برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، تنظیم هیجان و توانایی به تعویق انداختن پاداش است. در اصل، این بخش به ما کمک می‌کند اهداف بلندمدت را در اولویت قرار دهیم و برای‌شان برنامه‌ریزی کنیم. در افراد اهمال‌کار، این کشمکش نابرابر است. سیستم لیمبیک معمولاً قوی‌تر عمل می‌کند، و کنترل از دست قشر پیش‌پیشانی خارج می‌شود.


بخش دوم: دوپامین؛ پاداش فوری، تله‌ی مغزی

دوپامین، ناقل عصبیِ پاداش، در قلب چرخه‌ی اهمال‌کاری نقش کلیدی دارد. هر بار که به‌جای نوشتن پروژه، سراغ دیدن سریالی می‌روید، مغز با ترشح دوپامین به شما پاداش می‌دهد. نتیجه؟ تقویت یادگیریِ اجتناب از کار سخت. مطالعات نشان داده‌اند که در افراد اهمال‌کار، مدارهای پاداش مغزی حساس‌تر به محرک‌های فوری و لذت‌بخش‌اند. به بیان دیگر، مغز آن‌ها برای «پاداش‌های آنی» آموزش دیده، نه موفقیت‌های درازمدت.

بخش سوم: عدم تعادل در نوروترنسمیترها

اهمال‌کاری در بسیاری از موارد نه صرفاً یک مشکل رفتاری، بلکه نتیجه‌ی عدم تعادل در سیستم‌های شیمیایی مغز است. سه ناقل عصبی کلیدی—دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین—نقش اساسی در شکل‌گیری انگیزش، تنظیم خلق‌وخو و تمرکز دارند. کاهش فعالیت دوپامین در نواحی مرتبط با پاداش، مانند هسته اکومبنس، می‌تواند باعث کاهش انگیزه برای انجام کارهای دشوار یا با پاداش دیرهنگام شود. از سوی دیگر، اختلال در سطح سروتونین می‌تواند توانایی کنترل تکانه‌ها، تحمل فشار ذهنی، و پایداری در انجام وظایف را تضعیف کند. همچنین، نوراپی‌نفرین که در تنظیم هوشیاری و پاسخ به استرس نقش دارد، در صورت عملکرد نامتعادل، ممکن است منجر به اضطراب یا بی‌توجهی شود. این ناهماهنگی‌ها در مجموع تمرکز، تصمیم‌گیری و انگیزش را مختل کرده و فرد را به سوی اجتناب از مسئولیت‌ها سوق می‌دهند. بنابراین، درک اهمال‌کاری نیازمند توجه به عوامل زیستی و نوروشیمیایی، در کنار عوامل روان‌شناختی است.

بخش چهارم: آیا اهمال کاری قابل درمان است؟

تحریک غیرتهاجمی مغز با استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند تحریک الکتریکی فراجمجمه‌ای (tDCS) و تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای تکراری (rTMS) در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از روش‌های نوین در بهبود عملکردهای شناختی، از جمله کاهش اهمال‌کاری، مورد توجه قرار گرفته است. این روش‌ها به‌ویژه روی ناحیه پشتی-جانبی قشر پیش‌پیشانی (dorsolateral prefrontal cortex – DLPFC) متمرکز شده‌اند؛ ناحیه‌ای که نقش کلیدی در کنترل اجرایی، تصمیم‌گیری، تنظیم هیجانات، و ارزیابی هزینه-فایده‌ی وظایف دارد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که تحریک این ناحیه می‌تواند ارزش ذهنی کارهای دشوار و طولانی‌مدت را در ذهن فرد افزایش دهد، به نحوی که فرد کمتر از انجام آن کار اجتناب می‌کند. همچنین، تحریک DLPFC به‌طور معناداری باعث افزایش تحمل در برابر پاداش‌های به‌تعویق‌افتاده و کاهش تمایل به لذت‌های فوری می‌شود که این مسئله مستقیماً به الگوهای اهمال‌کاری مربوط است. از منظر نوروفیزیولوژیک، باور بر این است که tDCS و rTMS با افزایش تحریک‌پذیری سیناپسی و تعدیل شبکه‌های عصبی درگیر در تنظیم هیجان و مهار پاسخ‌های تکانشی، به تقویت کنترل شناختی کمک می‌کنند. به‌ویژه، با فعال‌سازی نواحی پیش‌پیشانی چپ، می‌توان نوعی "سوگیری به سوی اقدام" (action bias) ایجاد کرد که فرد را به‌جای اجتناب یا تعویق، به سمت اقدام هدایت می‌کند. همچنین، برخی مطالعات نشان داده‌اند که پس از چند جلسه تحریک DLPFC، شرکت‌کنندگان توانایی بیشتری در مدیریت اضطراب مرتبط با وظایف ناتمام و تصمیم‌گیری منطقی از خود نشان داده‌اند.


تحریک مغز با استفاده از روش‌هایی مانند tDCS و rTMS، به‌ویژه زمانی که به ناحیه DLPFC متمرکز می‌شود، توانسته است در مطالعات اولیه به نتایج قابل‌توجهی در کاهش اهمال‌کاری دست یابد. این تکنولوژی‌ها با تقویت عملکردهای اجرایی، بهبود تنظیم هیجانی، و افزایش ارزش ذهنی وظایف دشوار، سازوکارهای شناختی و عصبی مرتبط با اقدام و انگیزش را تقویت می‌کنند. اگرچه هنوز نیاز به پژوهش‌های گسترده‌تر و با روش‌شناسی دقیق‌تری وجود دارد، اما تلاقی یافته‌های علوم اعصاب و فناوری‌های نوین تحریک مغز، چشم‌انداز نویدبخشی برای درک و مداخله در الگوهای اهمال‌کاری فراهم کرده است؛ چشم‌اندازی که به جای سرزنش رفتاری، بر اصلاح مدارهای مغزی متمرکز است.

در مجموع:

در مجموع، اهمال‌کاری نه صرفاً نشانه‌ای از ضعف اراده یا تنبلی، بلکه پدیده‌ای پیچیده با ریشه‌های عمیق در ساختار و شیمی مغز است. تعامل نابرابر میان سیستم‌های احساسی و اجرایی مغز، نقش دوپامین در جست‌وجوی پاداش فوری، و عدم تعادل در نوروترنسمیترها، همگی نشان می‌دهند که تأخیر در انجام کارها ریشه‌ای زیستی و شناختی دارد. با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند تحریک مغزی، می‌توان نه‌تنها این مکانیسم‌ها را بهتر درک کرد، بلکه به مداخله‌هایی علمی برای بهبود عملکرد اجرایی و کاهش اهمال‌کاری دست یافت.

مخلص | دانیال کاردر | فارغ التحصیل علوم شناختی؛ توانبخشی شناختی

منابع:

  • Li, K., Zhang, R., & Feng, T. (2024). Functional connectivity in procrastination and emotion regulation. Brain and Cognition, 182, 106240.
  • Xu, T., Zhang, S., Zhou, F., & Feng, T. (2023). Stimulation of left dorsolateral prefrontal cortex enhances willingness for task completion by amplifying task outcome value. Journal of Experimental Psychology: General, 152(4), 1122.
  • Zhang, S., & Li, K. (2023). The cognitive mechanism and neural substrates enabling self-control to reduce the decision to procrastinate. Advances in Psychological Science, 31(9), 1560.
اهمال کاریبهبود عملکردشبکه‌های عصبیعلوم اعصابمغز
۴
۱
دانیال کاردَر
دانیال کاردَر
نوشته های یک روانشناس علاقمند به علم، فلسفه و هنر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید