
گوشیم و برمیدارم
موزیک و پخش میکنم
جمله به جمله ش تو ذهنم حک میشه
دفترچم و بر میدارم
8تا10 کلاس فیزیولوژی گیاه
10تا 12 کلاس بیوشیمی فیزیک
12تا1.5 کلاس ریاضی عمومی
1.5 تا 3 زیست شناسی
3تا 5 ورزش
شلوغ ترین روز هفته شنبه از هشت صبح تا پنج عصر
غنی از دروس تخصصی و غیر تخصصی
سخت ترین ترمی که تا الان داشتم
لباسام و می پوشم
ظرفا رو نشستم چون یه هفته ست درگیر امتحان لودیشم
به در و دیوار اتاق و خونه نگاه میکنم
این سکوت و آرامش و با هیچ چیز عوض نمیکنم
میتونم تو خلوت خودم روی پیشرفت خودم تمرکز کنم
این تنهایی رو حاظر نیستم با هیچکس شریک بشم
تو این تنهایی میتونم برای آیندم کلی برنامه بریزم
می تونم مسیر های مختلفی رو که در آینده ممکنه درونش قرار بگیرم رو تصور میکنم
این سکون بهم کمک میکنه با صددرصد انرژیم روی خودم و روحم وقت بزارم
کاری که توی خوابگاه نمیتونستم انجام بدم
درگیر روابط پوچی بودم که یک طرفه از انرژی مغز و روحم تغذیه می کرد
من تو شلوغی خوابگاه و اجتماع گم شده بودم
مکان امن خودم رو هم گم کرده بودم
و الان پیداش کردم
با تمام دردی که این مدت به دوش کشیدم صبح ها از خواب بیدار میشم
این امید لعنتی دست از سرم بر نمیداره و منم دست از سرش بر نمی دارم
می دونین
فکر کردن به اینکه خوندن لودیش در حال حاظر قرار نیست مشکلات زندگیت و حل کنه و همچنان برای امتحانت بخونی سخت ترین کار دنیاست
تو این وضعیت اقتصادی برای مستقل شدن دست و پا بزنی سخت ترین کار دنیاست
این روزا انگار هممون روی لبه ی دنیا داریم حرکت میکنیم
دیگه به افتادن بقیه اهمیت نمیذیم
صددرصد تمرکزمون رو اینه که پامونو کج نزاریم و خودمون نیفتیم
جای اینکه آهسته قدم برداریم هممون داریم رو یه لبه ی باریک می دوویم
چون مجبوریم
چون زندگی منتظر نمیمونه ما به خودمون بیایم
خودمونو جمع کنیم
و برای دویدن آماده بشیم
میخوام بگم همه ی اینا سختن
اما فهمیدن و درک کردن خیلی چیزا اونم تو این شرایط از همه سخت تره
آدما دارن تو یک ماتریکس عجیب فرو میرن
یک ماتریکسی که ذهنشون رو تو حالت کما نگه می داره که دیگه متوجه چیزایی که اطرافشون میگذره نمیشن
و اونایی که دارن تقلا میکنن وارد این ماتریکس نشن بیشتر از خودباختگان مادی گرا سختی میکشن
اینکه رنج بکشی درد داره
اما اینکه متوجه باشی داری رنج میکشی بیشتر درد داره
و اما اینکه تو این مرداب تقلا کنی برای ساختن خودت ،آیندت و رویاهات از همه بیشتر رنج داره
برای بعضیا رویا داشتن خودش رویاست
ولی برای ما رویا داشتن یه وظیفه ی شرعیه که برامون مقدر شده بهش برسیم
تو سرنوشت ما نوشته شد : (آمده بودند تا دنیا را زیر و رو کنند )
برای بعضیا خودشناسی و خود پروری و ارتقا شخصیت صرفا یک شعار آرمانگرایانه ست تو وضعیت بغرنج این روزا
ولی برای ما هدفه
ما می دونیم چطور با تیزبینی و ذکاوت ذاتی خودمون کند و کاو کنیم و از بین تمام این زخم ها درمان و بیرون بکشیم
ما می دونیم چطور باید از یک ویروس آلوده واکسن بسازیم
این ماییم که میدونیم همه ی باکتری ها هم خطرناک نیستن
ما می دونیم چطور میشه با مرگ سلول های سرطانی از وقوع بیماری جلوگیری کرد
تمام طول مدتی که دارین حقارت بردگی غول های فناوری و کارخونه های پولسازی رو به جون می خرین تا یکی از صد ها جونی که ازتون گرفتن و بهتون پرداخت کنن این ماییم که تمام مدت داریم فکر میکنیم چطور شاخ این غول ها رو باید شکست
این مغز ها محدودیت نمی شناسن
قلمرو ما زمانی وسعت پیدا میکنه که تو محدودیت باشیم
اگر میخواین پرواز ققنوس رو ببینیم اونو به زنجیر بکشین
این ما هستیم که گاهی حتی تو خواب هم فکر میکنیم
یه وقتایی وقتی از خواب بیدار میشیم خسته تر از بیداری هستیم
فکر کردن گاهی برامون یه زندان می سازه
میله هاش از جنس لیپید های مغزه
بین آجر هاش پالس های عصبی جریان داره
بهش نزدیک نشو
هشدار : خطر برق گرفتگی
آره ذهن ما ساخته شده برای ساختن رویا
ذهن ما کارخونه ی رویا سازیه
و جسممون ساخته شده برای برنامه ریزی
برای انضباط
برای رسیدن
و برای پرواز کردن
ساختن تو صفحه ی پایان این کتاب حک شده
و پرده ی آخر این نمایش
دنیاییه که با تمام جمال و شکوهش
روزی با دیده ی حیرت به زانو های خاکی خودش ، و چشم های ما نگاه میکنه....
روزمون مبارک

دوستان یه کانال نویسندگی هست علاقمندان نویسندگی میتونن عضوش بشن کارگاه هاش رو شرکت کنن پیشنهاد میکنم بهتون 😊👌
کانال تلگرام:
@royaa_pardazi
رو دوره هاشون تخفیف گذاشتن :)