ویرگول
ورودثبت نام
Karma
KarmaINTJ ~•°stargirl°•~
Karma
Karma
خواندن ۴ دقیقه·۱ سال پیش

شوهریاب ماوراءالطبیعی(7)

_الی دهنت سرویس دختر این دیگه چه کوفیه چرا حرف می زنه ؟

* به جان تو نمیدونم فقط اون کاری که تو نامه نوشته بود و انجام دادم

+خب می دونی چیه ..... شاید یکی بدونه اینجا چه خبره .....البته شااایییدددد

سیس پدرخوانده گرفته بود
سیس پدرخوانده گرفته بود


(پخش آهنگ پدرخوانده در پس زمینه همراه با رقص نور قرمز از ناکجا آباد )

_ مجتبی قظش کو

الی با تعجب برگشت سمتم

*هااااا؟!

_هیچی نویز افتاد میگم یکی این آهنگ مسخره رو قطعش کنه تو هم اون عینک منو بزار سر جاش شبیه خرمگس توی توالت شدی

در حالی که تهدید آمیز به کوکو نگاه می کردم که عینک نازنین منو به چشماش زده براش چشم غره رفتم

دیدم هنوزم داره خیره نگاهم می کنه

_آخه بزمجه یکی باید اول برا خودت پارتنر پیدا کنه با اون قیافت حتی با اینکه عینک منم زدی هیچ چیزی از زشتی تو کم نمیکنه

(کی گفته کوکو پارتنر نداره ؟ )

منو الی با تعجب به هم نگاه کردیم

_الی مرگ من تمومش کن بگو که تو نیستی

*حاجی من از کجام دارم صدا در میارم

_چه میدونم گفتم شاید اوسکولم کردی

+اوسکول هستی نیازی به اثباتش نیست

_تو یکی خفه شو قاشق نشسته

(هی با دوست پسر من درست حرف بزن )

_الی اون کادو رو بده به من

الی با ترس کادو رو به سمت من گرفت

کادو رو ازش قاپیدم و پارش کردم

لعنت بهت fuck it !!!! یه عروسک دیگه ؟ !!!!

نگا استیل گنگ و
نگا استیل گنگ و



یک ساعت بعد همگی در حال چایی خوردن چشم غره رفتن به هم

_ببین هنوز نیومدی واسه من سیس عقاب نگیر اونجوری نگاه کن مورچه چیه کله پاچش چی باشه کوکو خودش چه خریه که دوست دخترش چه قاطری باشه تو همونقدر برای من ارزش داری که کوکو برام ارزش داره که خودشم آگاهه بوی ع...ی هم که میده گواهی میده

(ایششش ببین وزه با من اینجوری حرف نزناااا من کوکوی آروم و ساکت نیستم بشینم یک کنار هرچی دلت خواست بارم کنی به من می گن توتو )

در حالی که با چشمای گشاد داشتم نگاهش می کردم رو به الی گفتم

_واقعا چی باعث میشه که این دوتا زوج خوشبخت و نندازم توی توالت تا یکم با هم اختلاط کنن ؟ به هر حال باید ببینن با هم تفاهم دارن یا نه ؟

ببین عزیزم ....
ببین عزیزم ....


*مژده جان همه ی حرفات درسته منم قبول دارم اما تنها چیزی که مانع این کارت میشه اینه که من مجبور شدم دستات و ببندم :)))

_بعلهههههه بعلههههههه کور که نیستم خودم می دونم دستام و بستییی دارم میبینممم

*به خدا چاره ی دیگه ای نداشتم میخواستی این دوتا رو پاره کنی آخه اینا که تقصیری ندارن فقط میخوان شوهرت بدن همین !!!

_این دوتا منو بدبخت کردن آبرومو جلو همسایمون بردن الان فکر میکنه من دیوونه ام با عروسکا حرف میزنم شایدم فکر کنه جادوگری چیزیم

*صبر کن ببینم داستان همسایه چیه ؟

+هیچی بابا یک بار که تو کوچه داشتم می رفتم یه خر دیدم

الی با چشمای باز گفت

*خببببببب

+بعدش دیدم خره رفت سمت پسر همسایه بغلی مغزش و گاز زد

*خبببببببب

+بعد پسر بیچاره که خر مغزش و گاز زده بود رو مژده کراش زد منم خواستم از تنهایی درش بیارم اومدم ثواب کنم کباب شدم

الی جیغ کشید

*وااااااااییییییییییی مژده خیلی برات خوشحالم خیلی ذوق دارم حالا لباس چی بپوشم خدایا باید برای ترمیم موهام هم برم باید شنیون کنم مانیکور پدیکور چی چی کور ....


_رررررررر گاز ورمه چه خبرتونه


رو به کوکو کردم

_اگه منظورت اون اوسکولیه که دو بار دم ظهر در خونمون و زد باید بگم نظر مثبتی ندارم راجع بهش آخه کدوم خری دم ظهر تو کوچه پی عروسکا می گرده

یکم خودم و تکون دادم و به توتو نگاه کردم اونم بهم نگاه کرد

_عروسک قحط بود ؟

(بترکه چشم حسود و بخیل )

_بشمااارررر

بیا دستام و باز کن چاییم سرد شد قول میدم کاری نداشته باشم باهاتون اصلا به من چه که یک کاپل عروسکی تسخیر شده تو خونم نشستن و دارن متقاعدم میکنن باید شوهر کنم و بهتر از اون اینکه رفیقم هم طرف اوناست اصلا دلایل قانع کننده ای برای قتل دوتا عروسک عاشق نیست ایشاالله بپوسین به پای هم حالا بیا دستای منو باز کن


همون لحظه در حالی که الی داشت دستام و باز می کرد یکی در و زد

_من باز می کنم

رفتم سمت در و تا در و باز کردم یک چهره ی آشنا پشت در دیدم

_وااااای تو دیگه نه


@چه استقبال گرمی منتظرم بودی نه ؟!



پ.ن : دارم علائم نگارشی برای کاراکترا کم میارم احتمالا از این به بعد اسمشونو بنویسم برای نقل قولا


طنزداستان طنزدوست پسر
۲۲
۷
Karma
Karma
INTJ ~•°stargirl°•~
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید