ویرگول
ورودثبت نام
حواری سیزدهم
حواری سیزدهمشما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم. (آلبرکامو)
حواری سیزدهم
حواری سیزدهم
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

گله ای ز طُرّه اش...

غزالک رعنای رمیده از من...

نه پاسخی به شب بخیرهای دلم...

نه نظری بر قسمت اول داستانی که بنظرم با آنهمه هیجان انتظارش را می کشیدید و توقع بنده نوازانه ی شما بزرگترین انگیزه ی نوشتن هام شده بود...

و نه صباح الخیری به این بلبل نعره زن سراپرده ی ناپیدای گلستان خیالتان...

معنایش چیست؟...غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح؟...

مشغله و خستگی؟

انصراف خاطر از دغدغه های دستنویس و زندگانی این حقیر...

یا چیزی در داستان یا دیگر نوشته هام پیدا شده ... موجب دلسردی...

در هر حال بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود...

دعاگویتان... کشته ی غمزه ی شما... هرزه گرد ناشنیده پند...سزاوار تیغ مژگانتان... همان بیچاره ی دلنگرانی که مجنون وار مشتاق زیارتتان بود...

۸
۴
حواری سیزدهم
حواری سیزدهم
شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم. (آلبرکامو)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید