ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا
کیمیابرآنم که آرام نگیرم...
کیمیا
کیمیا
خواندن ۳ دقیقه·۲۵ روز پیش

اغتشاش یا اعتراض

اکثرا کارهای من وابسته به سایت های خارجی است و در حال حاضر استفاده از هوش‌مصنوعی تولید بخش بزرگی از پروژه‌هایم را پوشش می‌دهد. این چند روز دوباره اینترنت‌ها ضعیف و وی‌پی‌انم اصلاً قدرتی از خودش نداشت . در این شرایط شروع می کنم به اعتراض و عصبی می شوم. شاید همه ی انسان ها وقتی داشته هایشان به نداشته تبدیل شود اولین عکس‌العملشان همین باشد.

کلافه بودم و دور خودم می‌چرخیدم. چند روز قبل از این کاهش پهنای باند ، عکسی در رسانه با شکل و تفاسیر مختلف در حال پست شدن بود. با دیدنش حالم گرفته بود، تا شب ناخودآگاه لبم را می‌جویدم و استرس داشتم. هی با خودم می گفتم: کیمیا چکار می‌توانی بکنی؟

از طرفی یکسری ها شروع کرده بودند ناسزا گفتن به کسانی که عکس را منتشر نمی کردند و به تفسیر خودشان آن ها را .... خطاب می کردند، بگذریم. عکس را در فضای لینکدین دیدم. فضایی که مخصوص آموزش،‌یادگیری،‌توسعه و مهارت است.

سعی می کردم افراد منفی‌باف و معترض را حذف کنم، چون دیدن افکارشان منفعت و سودی نداشت و تاثیرش برای من و در سن من نا‌امیدی بود. همین عکس در دست کسانی می چرخید که ۳۶۵ روز سال را در حال ایراد گرفتن از در و دیوار و مدیر و کارمند بودند. بدون ارائه ی راه‌حلی عملی ،‌منطقی و انسانی. صرفاً غر ،‌غر و غر...

اغتشاش یا اعتراض برای من هر دو یک بار منفی دارند.تصورم این است که انسان معترض به دنبال ناجی می‌گردد. احتمالاً این صحبت خیلی از نوشته هایم را زیر سوال می برد چون برخی هایشان به گونه ای اعتراض احساسی یا ذهنی به حساب می آیند.

برای همین دوست دارم روندم مثبت باشد. دوست دارم روندم سازنده باشد. می خواهم در سکوت هر آنچه که از دستم بر میاید را انجام بدهم و حال خوب را فریاد بزنم. بلند بلند بخندم و از زنده و سلامت بودنم شکرگزار باشم.

حتی با فکر بر اینکه از این پس نوشته‌هایم در دل کسی نا‌امیدی را بکارد، تنم می‌لرزد. نمی خواهم از خودم این حس را بر جای بگذارم. با فکر بر این که یک دختر یا پسر جوان با دیدن محتوایم لبش را بگزد یا ناخنش را بجود یا شاید شب خواب به چشمانش نیاید، حالم دگرگون می شود.

به جرئت می گویم ایران زیباست، اکثریت مردم مهربان و دلسوزند و اگر من و شما این را نبینیم، اگر من و شما قدردان آنچه داریم نباشیم،‌قسم می‌خورم همین هم از دست می دهیم و چیزی بهتر جایش را پر نمی کند. چرا که از کل تغییرات ما فقط معترض بودن را یاد می‌گرفته ایم و نه ارائه راه حل و اقدام را.

بهم بگید چندبار شده واقعاً از حقوقتان آگاه باشید و چند بار شده به درستی آن را مطالبه کرده باشید؟

یک جامعه ی آگاه مردم آگاه می خواهد. چقدر از خودتان ،‌عقایدتان ،‌ارزش هایتان و توانمندی هایتان آگاه هستید؟ چقدر از پتانسیل کشورتان آگاه هستید؟ اگر اینجایید و به اثربخشی واقعی علاقه دارید بیاید بهم قول بدهیم تا کمتر غر بزنیم و بیشتر امید ببخشیم. با هم صحبت کنیم و به دنبال برنده شدن نباشیم. بیاید بین اغتشاش و اعتراض، ساختن را انتخاب کنیم.

به عنوان جوانی که مدتی طولانی نا‌امیدی ، امیدش را بلعیده بود ازتون خواهش می کنم بر روی داشته ها و جنبه ی مثبت زندگی تمرکز کنید.

پ.ن: راستی دارم روی مجموعه پادکست های «ذهن‌آگاه» کار می کنم. به زودی در پلتفرم های ایرانی قابل دسترسه. اگر علاقه مند به گفت و گو های مثبت،‌روانشناسی،‌انتشار تجربه زیسته تان هستید و مشتاق به همکاری در تولید پادکست هستید، می تونید بهم اطلاع بدید.

مراقب خودتان و افکارتان باشید.

کیمیا

۱۴۰۴/۱۰/۱۲

روانشناسیجامعهتغییررشد
۱۴
۱۶
کیمیا
کیمیا
برآنم که آرام نگیرم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید