جوری شده که میبینم خیلی هامون برای پرداختن به زندگی روزمره احساس گناه داریم.
دست و دلمون به کاری نمیره و انگار متوقف شدیم.
امروز یک پستی مرتبط با همین حال خوندم که به آگاهیم کمک کرد. چقدر خوبه که کسانی باشند تا بنویسند برای آگاهی بیشتر ،برای همدلی.
درسته که این حال بیرونیه ولی کاملاً بر درون تاثیرگذاره.
خیلی کوتاه فقط دلم میخواست این پست رو انتشار بدم تا شما هم مطالعه کنید و بهتون بگم سوگواری در این شرایط کاملاً طبیعیه.
و یادمون نره که کنار اومدن هر فردی با مشکلات و غم متفاوته. برای برخی ها فرار از اون احساس کار میکنه، برخیها سکوت و برخیها گفت و گو.
شاید روش های بیشتری هم وجود داشته باشه. می تونید روش کنار اومدن با غمتون رو بنویسید تا به افزایش همدلی کمک کنه. تا نسبت به عکسالعمل های همدیگه آگاه بشیم.
اتفاقاً خوبه که در این شرایط ادامه بدیم. با نشان دادن نگرانیهامون، با صحبت درباره ی افکارمون تا بدونیم که تنها نیستیم.
بیاید از جمله های کلیشه ای پرهیز کنیم. الان جاش نیست. زمانی که شرایط قالب جامعه مهآلوده و درد داره بیاید از احساسات درونیمون صحبت کنیم و راه حل های واقعی ارائه بدیم. راهحل هایی که برامون کار کرده. به زبان خودمون، با ادبیات خودمون. بیاید به اینکه با هم صحبت میکنیم دلگرم بشیم و یواش یواش این زخم رو التیام بدیم.
می دونم نگرانی ها زیاده اما حقمونه تا کمی زندگی کنیم. کجای کار رو اشتباه رفتیم؟ پیداش کنیم.
۰۴/۱۱/۱۳
کیمیا