ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا
کیمیابرآنم که آرام نگیرم...
کیمیا
کیمیا
خواندن ۱ دقیقه·۲ ساعت پیش

وداع

شب چرا می کشد مرا؟

تو نشسته ای کجای ماجرا؟

من چنان گریه می کنم

که خدا بغل کند مگر مرا…

عمر همه لحظه ی وداع است

و صدای پایت آخرین صداست

ای گریه های بعد از این

خاطرم نمانده شهر من کجاست…

صبح رفتن است این تن من است

هجرتت مرده بر شانه بردن است

این یقین مثل مرگ با تو روشن است ...

۰۴/۱۱/۱۸

روانشناسیخداحافظیایران
۶
۱
کیمیا
کیمیا
برآنم که آرام نگیرم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید