ویرگول
ورودثبت نام
پیمان مهرآذر
پیمان مهرآذرLet it Happen - Tame Impala - Author
پیمان مهرآذر
پیمان مهرآذر
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ روز پیش

کارشناس تشخیص سمی بودن دیگران: هنرمندی در فرافکنی

آهای شما! بله، دقیقا خودتون! همونی که لیست «افراد سمی» زندگیت انقدر طولانیه که میشه باهاش یک رمان حماسی چاپ کرد. همونی که بعد از هر رابطه، یک دکمه "Play" میزنی و یک مونولوگ ۴ ساعته درباره اینکه طرف مقابلت چقدر روان‌پریش، خودشیفته، و عامل تمام بدبختی‌های جهان هست، تحویل میدی.

یه سوال پیش میاد: چطور ممکنه همیشه تو در داستانِ رابطه قهرمان مظلوم باشی، و همیشه «اون یکی» نقش شرور رو بازی کنه؟

این یک قانون نانوشته در عالم روابط به نظر میرسه: «هرکس که زودتر داد بزنه طرف سمیه، برنده است.» انگار یک بازی المپیک فرافکنیه. مدال طلا رو میبره کسی که بتونه در کوتاه‌ترین زمان، تمام کاستی‌ها، تنبلی‌ها، بی‌مسئولیتی‌ها و اضطراب‌های درونیش رو بسته‌بندی کنه و به گردن یک نفر دیگه بیندازه. بد می‌گم!؟

اما بیایید یکم فان به قضیه نگاه کنیم (چون گریه کردن براش زیادی خنکه):

  • دوره دکترای اینترنتی: این فرد با خوندن سه پست اینستاگرامی درباره «نارسیسیسم» و دو مقاله روانشناسی که سطحیه با ادعای زبان انگلیسی بودن، به خودش مدرک «دکترای تشخیص اختلال شخصیت» اعطا می‌کنه. تخصص؟ برچسب‌زنی به همه اطرافیانی که خوشایند شازده نیستند. پایان‌نامه؟ «چگونه من همیشه بی‌گناهم: یک مطالعه موردی بر روی تمام اکس‌های من.»

  • پروژه توجیه لایف استایل: زندگی کردن مثل یک خرگوش مضطرب توی لونه‌ای به هم ریخته، خواب‌‌وبیداری‌های غیرعادی، و مدیریت مالی ضعیف، قطعا علائمی از یک «روح هنرمند حساس"‌‌»ه! نه؟ پس چطور وقتی کسی به ما اشاره میکنه که «شاید یکم برنامه خودکاوی بریزی بد نیس»، ما فورا گارد می‌گیریم: «تو منو درک نمی‌کنی! تویی که برای سلامت روان من سمی هستی!» و به جای گوش کردن، مشغول نوشتن پستی در مورد «چگونه با افراد کنترل‌گر مرز بگذاریم» می‌شیم‌.

  • · ماشین فشار روانی: این افراد متخصص هستن در تبدیل شدن به یک «ماشین فشار روانی». احساس گناه، اضطراب، و درماندگی خودش رو مثل یه توپ داغ مجموع میکنه و با مهارت یک فوتبالیست آماتور، به سمت نزدیک‌ترین تصورش از افراد پرتاب می‌کنه. هدف؟ تخلیه فشار داخلی و ماتحتی بدون نیاز به خودشناسی یا تغییر. تکنیک؟ برچسب‌زنی: «تو منو افسرده می‌کنی»، «تو منطقهْ فرود استفراغات حال بدمی»، «تویی که تاکسیکی».

از نمک ماجرا نگذریم. با توجه به کشف تلخ برای نجات‌دهنده‌مون Understanding Toxic Spouse Syndrome، گاهی رفتارهای «سمی»  یک فرد، ناشی از دردها و الگوهای معیوب درون خودشه. اما قهرمان داستان ما، این مقاله رو تنها برای تشخیص دیگران میخونه، نه برای نگاه کردن به خودش.

و نقطه اوج تراژیکوپدیامون: وقتی این فرد دائما در حال تعریف کردن از «ضرورت تعیین مرز» و منبر گذاشتن و آموزگاریه و چیزی مثل تاکید درست Why Setting Boundaries With a Toxic Ex Is Crucial، اما بزرگ‌ترین مرزی که نیاز دارد رو نادیده میگیره: مرز بین واقعیت و توهم، بین مسئولیت‌پذیری و فرافکنی.

همونطور که در گپ‌ها و فروم‌های پرطرفدار (Why does everyone talk about how toxic their ex is?) هم می‌تونی مطالعه بفرمایی، اگر همه اکس‌های یک نفر «سمی» هستن، شاید وقت اونه که به یک عامل ثابت در معادله نگاه دقیق‌تری بندازی: خودت.

بیایید صادق باشیم؛

اگر دائم در حال تشخیص «بیماری روانی» در دیگران هستی تا رفتارهای اشتباه و سبک زندگی خودت رو توجیه کنی، ممکنه تنها بیماری که نیاز به توجه فوری داره اون بیرون نباشه، و تشخیص: «فرافکنی حاد پیشرفته» باشه. درمانش؟ یک دوز سنگین از خودآگاهی، و شاید کم کردن از مصرف مطالب روانشناسی اینترنتی.

به قول یارو اگه توی یک جامعه دیدی همه دیوانه‌‌ان، اول از سلامت عقل خودت مطمئن شو.

دستان
دستان

پرتوان
پرتوان

گجت دیتکتیو
گجت دیتکتیو

روانشناسیمقالههنرمند
۱
۰
پیمان مهرآذر
پیمان مهرآذر
Let it Happen - Tame Impala - Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید