ایستاده بر لبه پرتگاه
ارتفاع وسیعی که در زیر پایت هست و نگاهت رو به آسمان به شوق پرواز که آیا بال هایی برای پرواز داری
در اوج رهایی، از قله مرتفع ذهنی ات اندازی ...
بی هیچ ...
من رها هستم ...
آزاد ...
چه پیش خواهد آمد ...
سقوط است یا پرواز ...
بی هیچ ...
بر لبه پرتگاه ایستادن، با شوق پرواز
پریدن؛ پرواز کردن؛ بی هیچ ترسی؛ بی هیچ فکری؛ بی هیچ خواسته؛ بی هیچ ها ...
رهایم، رها تر از ترسیدن ...
بی هیچ
گاهی سقوط
لباس دغدغه ها رو پاره پاره ...
گاهی هم سقوط کن
شاید پروازی در راهت شود...
