مرجان آهنگرزاده·۳ سال پیشخیلی یهویی.خیلی یهویی همه نتونستنهات به درون سینهات فشار میادهمهی نشدنهانداشتنهاتنهاییهاجوری جلوت جُلان میده که فقط خودت را نگهمیداری از هرچ…
مرجان آهنگرزاده·۴ سال پیشانتظار..سکوت گاهی برایم قهر است ... گاهی عبور از هیجان بی اساس لحظه ای ...و گاهی هم مملو از حس عاطفی غیر قابل بیان ...سکوت در هر حالت زیباست مگر…
مرجان آهنگرزاده·۴ سال پیشمی گذرد... یه وقتایی برای این دنیا و متعلقاتش جنگیدم ...یه وقتایی هم همه چیز رو با داشته هایش رها کردم ...وقتایی هم بوده که تنها به این فکر کردم که ز…
مرجان آهنگرزاده·۴ سال پیشهرچه دانستی، همان دلیل باشد...وقتی می نویسم حال خوبی دارم ...خیلی چرت افکار درهم و پریشانم را با همان پریشان حالی بیرون می ریزم ... به هرچه فکر می کنم .... آنقدر با ارزش…
مرجان آهنگرزاده·۴ سال پیشگاهی فکر می کنم خوشبختی آدما به چیهطی سال های ۱۳۹۸ تا پایان ۱۴۰۰، معنا و مفهوم خوشحالی و خوشبختی تغییر کرده. حداقل برای منزمانی فکر می کردم همه چیز دارم و رو به آینده روشن ال…
مرجان آهنگرزاده·۴ سال پیشبه همه چیز فکر می کنم و هیچ نمیابم.الهی به امید تو به هر سنگی به هر مشتی مرا توان تحمل دادیالهی به امید تو ، به هر دردم دوا دادی به هر تلخی، من را صفا دادیمن همه هیچم و تو ه…