طی سال های ۱۳۹۸ تا پایان ۱۴۰۰، معنا و مفهوم خوشحالی و خوشبختی تغییر کرده. حداقل برای من
زمانی فکر می کردم همه چیز دارم و رو به آینده روشن
الان فکر می کنم هیچ ندارم و رو به آینده روشن امیدوار
فرق دو جمله بین همه و هیچ، بین داشتن آینده روشن و امید بر داشتن آینده روشن. جالبه! در این بین الانم را خوشبخت تر از آن گذشته می پندارم
راحتی و داشتن آینده روشن شده معمولی ترین حس
و سختی و نداشتن آینده روشن شده پر چالش ترین روزمرگی هایم. روزهایی که فکر می کنی و پیش می روی و شکست می خوری تا باز هم به خودت انرژی بدی که یک روز تمام شد و روز دیگر ماجرایش فرق دارد ....
تولد هر روزت برای تلاش امروزت
گاهی به این طوفان های تاریک عادت کرده ام
و گاهی به این دیر اهمیت دادن های مهم
هردو گاه افکارت را، روحت را در هم می آویزد و تکرار ...
تکرار از این تکرار های تلخی که تا مغز استخوان ات نفوذ می کند ...
چه چرت ! بدون هیچ نگرانی دیوانگی کنی و احمق بمانی.
دنیا زیادی نظم دارد
نظم اش را بهم ریزیم، فریاد نتونستن ها سر دهیم، تقاضای برگشت داشته باشیم بدون دیدن این دنیای زمینی و نظم هایش ....
خوب و بد را تفکیک نکنیم و باشیم
راحت باشیم
بی دغدغه
بی احساس
بی دوست داشتن ها و تنفر ها
بی نگرانی
راحت باشیم، خودمان باشیم
در کنار کسی که باشد
