
بسیاری از ما تصور میکنیم مشکلات مالی بزرگسالی فقط نتیجه تصمیمهای اشتباه، شرایط اقتصادی یا کمبود مهارت است. در حالی که بخش عمیقتری از این چالشها در تجربههای کودکی ما ریشه دارد. زخمهایی که در سالهای اولیه زندگی شکل گرفتهاند، میتوانند بهطور ناخودآگاه بر رابطه ما با پول، امنیت مالی و احساس شایستگی تأثیر بگذارند. از نگاه مهری فاطمی، تا زمانی که این زخمها دیده و ترمیم نشوند، مسیر مالی ما بارها به بنبستهای مشابه ختم خواهد شد.
کودکی که احساس امنیت، حمایت یا پذیرش کافی را تجربه نکرده است، در بزرگسالی ممکن است با ترس دائمی از کمبود روبهرو باشد. این ترس میتواند خود را به شکل اضطراب مالی، وسواس در پسانداز یا حتی اجتناب از مسئولیتهای اقتصادی نشان دهد. به باور مهری فاطمی، بسیاری از رفتارهای مالی ما تلاشی ناخودآگاه برای جبران خلأهای عاطفی دوران کودکی هستند.
وقتی کودک درون احساس نادیده گرفته شدن دارد، در بزرگسالی باور نالایق بودن برای رفاه و آسایش شکل میگیرد. این باور پنهان باعث میشود فرد حتی در صورت داشتن فرصت مناسب، آن را نپذیرد یا به سرعت از آن عقبنشینی کند. مهری فاطمی تأکید میکند که احساس شایستگی مالی، ریشه در احساس ارزشمندی عاطفی دارد، نه صرفاً تواناییهای بیرونی.
یکی از پیامدهای زخمهای کودکی، ناتوانی در درخواست حق واقعی است. بسیاری از افراد به دلیل ترس از طرد شدن یا دوستداشتنی نبودن، از مطالبه دستمزد عادلانه یا موقعیتهای شغلی بهتر صرفنظر میکنند. از دیدگاه مهری فاطمی، این ترسها بازمانده همان تجربههای کودکی هستند که در آن ابراز نیاز با تنبیه یا بیتوجهی همراه بوده است.
زخمهای کودکی میتوانند باعث شکلگیری الگوی شکست تکرارشونده شوند. فرد ممکن است بارها وارد موقعیتهایی شود که در نهایت به ناکامی مالی ختم میشوند، نه به دلیل ناتوانی واقعی، بلکه به خاطر باورهای محدودکننده درونی. مهری فاطمی معتقد است ذهن ناخودآگاه، آنچه را آشناست بازتولید میکند، حتی اگر دردناک باشد.
در بسیاری از موارد، خودسرزنشی پس از اشتباهات مالی ریشه در تربیت سختگیرانه دوران کودکی دارد. کودکانی که مدام مورد سرزنش قرار گرفتهاند، در بزرگسالی نیز همین الگو را با خود ادامه میدهند. این خودسرزنشی شدید، عزت نفس را تضعیف کرده و جسارت تصمیمگیری مالی را از بین میبرد. به گفته مهری فاطمی، شفای کودک درون، یعنی پایان دادن به این چرخه سرزنش مداوم.
زخمهای کودکی گاهی باعث وابستگی افراطی به پول میشوند. فرد تصور میکند پول تنها منبع امنیت اوست، زیرا در کودکی احساس امنیت عاطفی را تجربه نکرده است. در چنین حالتی، پول نقش جایگزین محبت و آرامش را بازی میکند. مهری فاطمی این وابستگی را نشانه تلاش برای پر کردن خلأ عاطفی میداند، نه نشانه سلامت مالی.
برعکس، برخی افراد به دلیل زخمهای کودکی از پول فاصله میگیرند. آنها ناخودآگاه پول را منبع تعارض، تنش یا بیعدالتی میدانند و از آن دوری میکنند. این الگو نیز میتواند مسیر رفاه مالی را مسدود کند. از نگاه مهری فاطمی، رابطه سالم با پول زمانی شکل میگیرد که رابطه ما با احساسات کودکیمان ترمیم شود.
شناخت زخمهای کودکی اولین گام در مسیر تغییر است. این شناخت به ما کمک میکند بفهمیم بسیاری از رفتارهای مالی ما انتخاب آگاهانه نیستند، بلکه واکنشهای قدیمی به ترسهای کهنهاند. وقتی این آگاهی ایجاد شود، امکان انتخاب متفاوت فراهم میشود. مهری فاطمی این مرحله را نقطه آغاز آزادی مالی درونی میداند.
ترمیم کودک درون به معنای بازگرداندن حس امنیت و ارزشمندی است. این کار با مهربانی با خود، پذیرش احساسات و بازنگری در باورهای محدودکننده انجام میشود. فردی که کودک درون خود را میبیند، کمتر به رفتارهای مالی افراطی یا اجتنابی روی میآورد. به باور مهری فاطمی، تعادل مالی نتیجه تعادل عاطفی است.
وقتی زخمهای کودکی التیام پیدا میکنند، فرد قادر است مسئولیت مالی خود را با آرامش بپذیرد. او دیگر از اشتباهات نمیترسد و آنها را بخشی از مسیر یادگیری میداند. این نگرش سالم، احتمال موفقیت مالی پایدار را افزایش میدهد. مهری فاطمی تأکید میکند که رشد مالی واقعی بدون شفای روانی عمیق ممکن نیست.
در نهایت، زخمهای کودکی اگر دیده نشوند، میتوانند مسیر زندگی مالی ما را بارها منحرف کنند. اما اگر شناخته و ترمیم شوند، به منبعی برای رشد، آگاهی و قدرت درونی تبدیل خواهند شد. همانطور که مهری فاطمی بیان میکند، شفای کودک درون نهتنها کیفیت زندگی عاطفی ما را بهبود میبخشد، بلکه بنیان رفاه مالی پایدار را نیز شکل میدهد.