ویرگول
ورودثبت نام
Lizard
Lizardتضاد های مترادف. | 35.699738,51.338060
Lizard
Lizard
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

قصهء آفتاب پرست کوچولو

آفتاب پرست کوچولو

به فکر سکه هاشه

وقتی همه می‌دونن

یه من آب قاطی ماستاشه

اول از همه، ریشاشو می‌تراشه

لازم باشه، ریشه‌شم می‌فُروشه

هر جا ببینه سفره پهنه

اون به دور ز صحنه

مثل یه پارچه آقا

مودب نشسته

میشمره سکه هاتو

از رو جیبت چه آسون

با زبون سر بریدن که

نیست مخالف قانون

آفتاب پرست کوچولو

اصلا نیست یه دنده

با زبون بی زبونی

میگه انعطافو یاد بگیر از بنده

رَنده! رَنده!

اینه ترفند بنده

میگم دلم به شما توده ها چه بنده

میدونم پوستتونو کنده

ولی خب دیگه کرده!

آفتاب پرست کوچولو

یه کُلتِ بی هیاهو

با باد میره به هر جا، عینهو شِفتالو

عامل تحریم چتر

موقع بارون فراره

اگه خدای ناکرده

به پوست لطیفش بباره

آب پاکی براش رنگی نمیزاره

آفتاب پرست خماره

کارش امضای کاره

یه کمی که هاره

چشماشم که تاره

آفتاب پرست بدبخت

حسابش پر ماله

ولی با یه اشاره

حتیٰ با کراوات پاره

سر میز میشینه آماده

جوری میریزه براتون پیاله

ساقی سیمین ساق کم میاره

آفتاب پرست کوچولو

با سیاه‌بازی کسی خر نمیشه دوباره

آفتاب پرست کوچولو

که اسمتو گذاشتی

مظلوم بیچاره

دیگه حنات رنگی نداره

ادبیاتت آهنگی نداره

دیگه حنات رنگی نداره

۱۵
۲
Lizard
Lizard
تضاد های مترادف. | 35.699738,51.338060
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید