ویرگول
ورودثبت نام
LOV_in
LOV_in
LOV_in
LOV_in
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

منم طلسم شده‌ام، طلسم غم.

یکی بهم می‌گه، بالاخره این قصه کجا تموم می‌شه؟
خسته‌م، این واژه تکراریه. از سرعتی که می‌تونم پرت شم تو افسردگی حیرت می‌کنم.
زمان باقی موندن خشم توی تنم خیلی کمه. یادگرفته‌ام سرکوبش کنم. تموم عصبانیتم از ساختارها، بازم تبدیل می‌شه به حس انزجار و پوچی درونی. یه شهروند نمونه که انقدر حس بی‌وجودی داره که از توی تخت جنب نمی‌خوره.
فکر می‌کنم بعضی از آدم‌ها طلسم شده‌ان. از همون اولِ زندگی‌شون. هرچقدر هم به این در و اون در می‌زنن تا از طلسم پوچی‌شون فرار کنن نمی‌شه. فکر می‌کنم منم طلسم شده‌ام. چون شما که غریبه نیستین. این حرفای اگزیستانسیال و پوچیِ انتخاب‌شده همه باد هواست. اختیار کجا بود؟
منم دلم می‌خواد حس کنم هدفی دارم، منم دلم می‌خواد وسط انجام کارها احساس کنم توی تنمم. منم دلم می‌خواد فکر کنم رژیم که عوض شه اوضاع بهتر می‌شه، منم دلم می‌خواد فکر کنم عاشق که بشم دنیا قشنگ‌تر می‌شه، منم دلم می‌خواد تونستم خوب بنویسم ذوق کنم، پاستا که می‌پزم دوستش داشته باشم، نقاشی که می‌کشم حس مفید بودن کنم.
منم دلم می‌خواد فکر کنم زندگی یه‌مسیر طولانی و قشنگه، نمی‌تونم. هزاربار خودمو گول زدم که نمی‌خوام ولی حقیقت اینه که نمی‌تونم.
و حسودیم می‌شه.
به آدم‌هایی که درگیر انتزاع نیستن می‌گم احمق، ولی حقیقت اینه که بهشون حسودیم می‌شه
و از صمیم قلبم می‌خواستم بتونم بخورم، بخوابم و هدفی داشته باشم.
ولی می‌کوبمشون تا باورم بشه انتخاب کردم شبیه اون‌ها نباشم.
چه دروغ بزرگی.

۴
۱
LOV_in
LOV_in
نشر یاز؛
نشر یاز؛
انتشارات یاز فضای آنلاین برای اشتراک کلمات و اندیشه‌هاست؛ جایی که قلم‌ها آزادند روایت کنند و هر نوشته پلی‌ست به دنیایی نو. یاز، جایی برای خلق پیوندی واقعی میان نویسنده و خواننده، و پرواز آزادانه کلمات در آسمان فکر. ساخت:۱٤۰٤.۳.۹
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید