
هرگاه اسم شبکه اجتماعی به میان میآید، یاد لایک و کامنت و شِیر میافتیم؛ چیزی که در وبلاگها، فرومها، فیسبوک، توییتر، اینستا و تقریبا همه شبکههای اجتماعی با روشهای مختلف انجام میگیرد و ویرگول هم از این قضیه جدا نیست. اینجا میخواهم از لایک و کامنت بگویم.
۲۰ تا کامنت بذار تا فول لایکت کنم.
فالو = فالو
لایک = لایک
و ... نمونههای مختلفی از درخواست و التماس افراد در این شبکهها برای گرفتن لایک و کامنت و فالوور هستند.
اگر نخواهم هندوانه زیر بغل خودم و شما بگذارم، سطح فکری کاربران سرویسی مثل ویرگول از شبکههایی مانند اینستاگرام و امثالش زمین تا آسمان متفاوت است، اما باز هم شباهاتی از جهت درخواست و تقاضای لایک و کامنت و فالو اینجا هم وجود دارد، مطلبی که پایینتر میگویم نظر شخصی من است و امیدوارم باعث دلخوری هیچیک از کاربران نشود.
وقتی در فضایی به تولید و انتشار هرچیزی که نوشتار نیز میتواند یکی از آن چیزها باشد میپردازیم، قطعا به نیازهای جامعه هدف خود اندیشیدهایم و طبق نیازها دست به کیبورد بردهایم، اینطور نیست که بخواهیم برای کاربران اینستاگرام از فلسفهی شکلگیری فرمول Emc2 معروف بگوییم یا در پینترست خبر سخنرانی رییس جمهور گینه در سازمان ملل را شرح دهیم.
در ویرگول هم چیزی که مشخص است، تعداد زیادی علاقهمند به دنیای صفر و یک و تعداد زیاد دیگری علاقهمند به نویسندگی داریم، کاربران متعددی هم به دلایل دیگر اینجا فعالیت دارند که فکر نمیکنم تعدادشان به دو گروه اول بچربد؛ اما چرا حتی در فضایی با این سبک فکری هم، علاقه به تبادل لایک و کامنت مشاهده میشود؟ مگر من مینویسم که تو بیایی و نخوانده یا نپسندیده لایک کنی و من هم متقابلا بیایم و تو را فول لایک کنم؟ مگر تو وقتی میآیی و برایم کامنت میگذاری، و بعد گذشت مدتی که هیچ ایدهای برای مطرح کردن در قسمت کامنت پستهای تو نداشتم، باید پیش خودت فکر کنی این دیگر چه آدم مغروری است؟ و واه واه انگار از دماغ فیل افتاده و بقیهاش را هم خودتان میدانید، نمیگویم که بدآموزی دارد.
این قسمت را برای خودم مینویسم:
نوشته دیگران را صرفا با هدف اینکه او هم بیاید و نوشته من را لایک کند، لایک نکنم. زیر پست دیگران صرفا برای اینکه عدد نمایشدهنده تعداد کامنت زیر پستهایم زیاد شود، کامنت نگذارم.
یادمان باشد که لایک کردن یک محتوا به معنای تایید مضمون و تفکر و هدف ناشر از انتشار آن محتوا میباشد و لایکهای سرسری برای مطالبی که موردپسند ما نیستند باعث رشد روزافزون تفکری که مورد اقبال ما نیست خواهد شد، نه اینکه آن تفکر و محتوا اَخ باشد (البته که گاهی ممکن است اَخ هم باشد)، منظورم اینجا به سلایق خودمان است.
از آنجایی که به دیتا آنالیز علاقه دارم و همیشه در پی زیربغل مار هستم، در این چند روز حضورم در ویرگول یک بررسی اجمالی کردم و دیدم همین موضوع بدی نیست برای هوا کردن یک پست جدید.
باز هم ذکر میکنم این را برای خودم نوشتم و بیشترش نظر شخصی است، اما اگر برای شما هم صادق بود مسئولیتی در قبال آن گردن من نیست. :)) نمیدانم، اگر هم کلا اشتباه فکر میکنم بگویید که تجدید نظری روی این موضوع داشته باشم.
در اینجا هم گفتم چرا مینویسم:
محمدرضا صاد
هجده مهر نود و هفت