شرافت خود به خود یک کنش سیاسی است، مثل راست گفتن که فرم خاص منش سیاستمداران شرافتمند است .
صبح امروز دلم برای تراپیست سفره کردم و او سراپا گوش متین شد و چقدر نیاز داشتم تا دلم بعد از همه تنگی موضعش در سینه جانم به اشاره ای به حرفش بیاورم و برایش گفتم ، دفاع از عاشقانه ها یک امر سیاسی است .
دفاع از دیگری در حادثه ها یک عشق است ، وطن دوستی یک ضرورت عاشقانه در سنگر دفاع است و اثرات حادثه در جان ها و ضرورت ها در اراده ها ترکیب عشق به خداست و اگر عاشقانه سیاسی می نویسم بدون رعایت دستور زبان ، دوست دارم شرافت را در دل های شجاع حقیقت طلب ، شعله ور نگه دارم و تمام ....
امریه حجت عشق است که باز عاشقانه سیاسی در سنگر یک وجب خاک مجازی بنویسم .... اگرچه نان ش آجر باشد.



