ویرگول
ورودثبت نام
مانا
مانامن روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
مانا
مانا
خواندن ۹ دقیقه·۵ ماه پیش

روانکاوی پسااستعماری: مروری کلی

مقدمه

روانکاوی پسااستعماری شاخه‌ای است در تلاقی روانکاوی، مطالعات روانی جامعه (psychosocial studies)، مطالعات پسااستعماری و مطالعات انتقادی قدرت و هویت. این رویکرد نه تنها به تأثیرات استعمار به‌عنوان یک واقعه تاریخی یا سیاسی نگاه می‌کند، بلکه بر اثرات روانی، فرهنگی، نمادین و نمادپردازانه‌ای تأکید دارد که استعمار بر سوژهٔ فردی و جمعی باقی می‌گذارد. پرسش‌های اصلی این‌اند:

چگونه ساختارهای قدرت استعمار بر ناخودآگاه تأثیر گذاشته‌اند (از طریق زبان، نمادها، گفتمان‌ها، تجارب عینی)؟

چگونه سوژه‌های مستعمره شده یا پس از استعمار هویت خود را در رویارویی با دیگری (colonizer / colonized) می‌سازند؟

چگونه روانکاوی کلاسیک را می‌توان نقد و بازسازی کرد تا نسبت به شرایط بومی، تجربیات تاریخیِ استعمار، تفاوت‌های فرهنگی، جنسی، نژادی حساس باشد؟

---

پیشینه نظری و مفاهیم بنیانی

در این بخش، نظریه‌پردازان اصلی و مفاهیمی که بنیان روانکاوی پسااستعماری را ساخته‌اند، بررسی می‌شوند.

فرانتس فانون (Frantz Fanon)

یکی از پایه‌گذاران روانکاوی پسااستعماری است. آثار اصلی او:

Black Skin, White Masks (1952) — بررسی روانشناختی نژاد، درونی‌شدگی نژادپرستی، ساختارهای هویتی میان «سفید» و «سیاه».

The Wretched of the Earth (1961) — تأثیرات روانی و اجتماعی استعمار بر فرد و جمع، و امکان مقاومت و رهایی.

مفاهیم کلیدی‌ای که فانون مطرح کرده:

سوسیوجنی (Sociogeny): بیماری‌ها و اختلالات روانی نه فقط محصول سرشت فردی بلکه نتیجه ساختارهای اجتماعی و تاریخی‌اند؛ این‌که هویتِ ما چگونه از بیرون تحت تأثیر قرار می‌گیرد و درونی می‌شود.

اپیدرمالیزاسیون (Epidermalization): پوست و رنگ پوست به عنوان سطح بُروزِ تأثیرات نژادی، امتیاز سفیدپوستان، تمایزهای اجتماعی و احساس جهان.

دیگر نظریه‌پردازان برجسته

هومی بهابا (Homi K. Bhabha): مفاهیمی مثل میمتری (mimicry)، هیبریدیتی (hybridity)، فضای سوم (Third Space)، دوگانگی (Ambivalence) را مطرح می‌کند تا نشان دهد چگونه هویت فرودست شده همواره در تماس و در تعارض با استعمارگر شکل می‌گیرد و چگونه قراردادهای ثابت هویتی شکسته می‌شوند.

گایاتری چاگراوتی اسپیواک (Gayatri Spivak): مفاهیمی مثل سوبالتِرن (Subalternity)، آیا سوبلتِرن می‌تواند حرف بزند؟ («Can the Subaltern Speak?»)، نقد امکان نمایندگی، و بررسی محدودیت‌های آگاهی سیاسی و اخلاقی در شرایط استعمار و پساستعمار.

Octave Mannoni: کتاب Prospero and Caliban: The Psychology of Colonization، یکی از نخستین تلاش‌ها برای بررسی روانکاوانه روانشناسی استعمارگر و مستعمره شده؛ تحلیلِ روانشناختی نفوذ، وابستگی، سرکوب و احترام ترکیبی.

مفاهیم نظری کلیدی

چند مفهوم مهم که در روانکاوی پسااستعماری مرتباً مورد استفاده‌اند:

مفهوم تعریف رابطه با روانکاوی پسااستعماری

دیگری (the Other) آن که خارج از نظم هژمونیک قرار دارد؛ سوژه‌ای که نمایانگر تفاوت نژادی، فرهنگی یا تاریخی است. روانکاوی کلاسیک اغلب دیگری را به‌صورت داخلی می‌سازد؛ روانکاوی پسااستعماری بررسی می‌کند چگونه دیگری در ناخودآگاه تأثیر گذاشته و چگونه سوژه‌ مستعمره احساس و تجربهٔ خود را با دیگری تنظیم می‌کند.

میمتری / تقلید (Mimicry) تقلیدی که مستعمره انجام می‌دهد تا شبیه استعمارگر شود، اما همیشه با تفاوت، نقص، مقاومت همراه است. این مکانیسم هم سرکوب است و هم امکان مقاومت؛ هم به پذیرش بخشی از هژمونی منجر می‌شود و هم فضای هژمونیک را دچار تناقض و شکست می‌کند.

هیبریدیتی (Hybridity) ترکیب فرهنگی/ زبانی/هویتی میان فرهنگ مستعمره و فرهنگ استعمارگر؛ هویت مستقل از ترکیب دینامیک این تماس. نشان‌دهنده سیالیت هویت، عدم تمامیت، امکان تولید هویت‌های نو، بازخوانی فرهنگ با تلفیق عناصر مختلف.

فضای سوم (Third Space) مکانی نمادین (و زبانی) بین فرهنگ‌ها؛ نه تقابل صرف، بلکه میانجی و درهم‌آمیختگی. نقطه‌ای است که در آن هویت‌های استعماری و مستعمره تعامل می‌کنند، اما نه از طریق سلطه یک طرف، بلکه در فضایی معلق، خلاق و ناگسستنی.

سوبالتِرن / نمایندگی محدود (Subalternity / Representation) گروه‌هایی که به سبب موقعیت تاریخی/اجتماعی تحت سلطه‌اند و صدایشان در گفتمان رسمی شنیده نمی‌شود؛ نمایندگی برای آن‌ها دشوار است. روانکاوی پسااستعماری باید به نگرانی این سوژه‌ها توجه کند، نه آنکه فقط آن‌ها را موضوع کند، بلکه امکان دارند تأثیرگذار باشند.

بدن / تجسم (Embodiment / Racialization of Body) نگاه به بدن به‌مثابه محل بروز نژاد، جنس، تجربه اجتماعی و تأثیرات روانی رژیم‌های قدرت. بدن به‌خصوص رنگ پوست به یکی از خطوط اصلی تجربهٔ روانی استعمار است؛ احساس شرم، نفرت از خود، مطرودیت، ترس از دیده شدن یا دیده نشدن.

---

نقد روانکاوی کلاسیک از منظر پسااستعماری

روانکاوی سنتی — فروید، یونگ، لکان و شاگردان آنها — معمولاً در متنِ فرهنگ‌های اروپایی (غربی) شکل گرفته‌اند. مفروضاتی مانند «نرمال»، «مرض»، «تمدن»، «وحشی‌گری»، «غریزه»، «جنسیّت» و… بسیاری اوقات با فرض سفیدپوست بودن، معیارهای غربی برای تجربه انسانی، و ساختارهای قدرت اروپایی همراه‌اند.

نقدهای اصلی:

1. اروپامحوریِ مفاهیم: بسیاری از مفاهیم روانکاوی فرض می‌کنند سوژه‌ای که تجربه‌اش «عادی» است، غربی است. وقتی روانکاوی بر فرهنگ‌ها یا جوامع غیراروپایی اعمال می‌شود، ممکن است تجربیات متفاوتی را نادیده بگیرد یا بازتولید سلسله‌مراتب استعمارگرانه کند.

2. بی‌توجهی به تاریخ استعمار و تأثیر آن: روانکاوی سنتی بیشتر بر فردیّت، روانکاوی بالینی، روابط خانوادگی یا درون‌روانی تمرکز دارد؛ اما تأثیرات تاریخی استعمار (شکست، خشونت، تبعیض سیستمی، تبعید، زخم روانی جمعی) را کم‌تر وارد تحلیل می‌کند.

3. پنهان شدن گفتمان قدرت: سیستم نهادینهٔ روانکاوی — دانشگاه، روان‌درمانی، سلامت روان — می‌تواند ابزار قدرت باشد و در فرایند مشروعیت بخشی به روایت‌های هژمونیک (استعمارگری، سفید برتر، نرمال اروپایی) کمک کند.

4. مسائل ترجمه مفهومی و فرهنگی: مفاهیم روانکاوی در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف چگونه ترجمه می‌شوند؟ آیا همواره معادل معنایی یا نمادین دارند؟ آیا اصطلاحاتی مثل «نوروزی»، «خود»، «ساختار ناخودآگاه»، «گناه»، «شرم»، «گناه قبیله‌ای» یا «سّر» در فرهنگ‌های مسلمان، شرقی، آفریقایی یا بومی مشابه فهم می‌شوند؟ روانکاوی پسااستعماری به این پرسش مهم می‌پردازد.

---

تجدید نظرها و رویکردهای نوین

در دهه‌های اخیر، با گسترش مطالعات پسااستعماری، مطالعات روانکاوانه نیز مجدداً احیا شده‌اند یا اصلاح شده‌اند. برخی از نوآوری‌ها و رویکردهای جدید عبارت‌اند از:

روان‌کاوی انتقادی – روان‌شناسی انتقادی / روان‌شناسی پسااستعماری

روان‌شناسی انتقادی (critical psychology) و مطالعات روانی-اجتماعی (psychosocial studies) مایل‌اند روانکاوی را نه به‌صورت صرفاً درمانی، بلکه به صورت یک ابزار انتقادی برای فهم قدرت، سلطه، هویت و مقاومت به کار ببرند. یکی از منابع به‌روز:

مقاله A thousand tiny theories: The colonized subject, postcolonial literature, and decolonial epistemologies (۲۰۲۴) در Psychoanalysis, Culture & Society. این مقاله بر این تأکید دارد که ادبیات پسااستعماری خود می‌تواند «اتو‌‌تئوری» (autotheory) ذهن مستعمره را عرضه کند، و نشان می‌دهد که چگونه آثار نویسندگان مستعمره‌شده نه فقط موضوع تفسیر روانکاوانه‌اند، بلکه خود تولید کننده دانش روانی-کالچرال‌اند.

مقاله The Colonial Republic of Psychoanalysis: how psychoanalysis polices the psychic sovereignty of “Others” (۲۰۲۴) — بررسی اینکه چگونه روانکاوی «به‌صورت نرم» در موازی با قدرت دولتی و گفتمان ملی عمل می‌کند، کنترل روانی سوژه‌هایی که «دیگرگونه» تلقی می‌شوند.

روانکاوی پسااستعماری و مسائل جنسیتی، جنسی، اسلام‌هراسی و مقاومت فرهنگی

Robert K. Beshara در کتاب Decolonial Psychoanalysis: Towards Critical Islamophobia Studies به بررسی اسلام‌هراسی به‌عنوان تجربهٔ روانی-گفتمانی می‌پردازد، و نشان می‌دهد چگونه بدن مسلمانان و جسد مسلمانان به‌عنوان بدنِ «دیگر» محتاطانه دیده می‌شود و چگونه روایت‌های ترس، خیانت، احساس گناه، خشم و دفاع در کار است.

کتاب اخیر Post-patriarchal, Post-heteronormative, and Postcolonial Psychoanalysis (Débora Tajer, ۲۰۲۵) تلاش می‌کند ترکیبی از تحلیل‌های بدنی، جنسیتی و هویتی را وارد روانکاوی کند، به‌ویژه در جوامعی که سلطهٔ هم‌زمان جنسیتی، جنسی و استعماری وجود دارد.

---

بخش دوم: نمونه‌ها، نقدها، چشم‌اندازها

نمونه‌های مطالعات کاربردی و آثار جدید

در این بخش، چند مطالعه یا اثر جدید که روانکاوی پسااستعماری را در عمل یا در تئوری به‌کار بسته‌اند، بررسی می‌شود.

1. مقاله A thousand tiny theories (۲۰۲۴): همان‌طور که گفته شد، این مقاله به بررسی سه‌گانهٔ Nervous Conditions نوشته تسویرم‌گا (Tendai Huchu / Tsitsi Dangarembga) می‌پردازد؛ نشان می‌دهد که چگونه نویسندگان پسااستعماری خودشان در متونشان «ذهن مستعمره» را بازنمایی می‌کنند و مفاهیم روانی را از درون تجربه تاریخی استخراج می‌کنند؛ نه آنکه صرفاً توسط نظریه‌پردازان غربی تحلیل شوند.

2. مقاله The Colonial Republic of Psychoanalysis (۲۰۲۴): در این مقاله توجه شده است به نحوه‌ای که روانکاوی به‌عنوان یک گفتمان (discourse) در فرانسه و نظام‌های فکری غربی عمل می‌کند تا تعیین کند چه سوژه‌هایی «شایستهٔ آن‌اند که روانشان شنیده شود»، چه کسانی «دیوانه» خوانده شوند، یا چه کسانی «دیگری» بمانند. این نوع تحقیق نقد ساختار قدرت داخلی روانکاوی است.

3. Robert Beshara – Decolonial Psychoanalysis: مطالعه‌ای که نشان می‌دهد چگونه اسلام‌هراسی، نگرش‌های دولتی و گفتمانی، و سوژه‌سازی مسلمانان معاصر، هم پیچیدگی روانی دارد و هم به نژاد، جنسیت و هویت ارتباط دارد؛ ترکیب روانکاوی و مطالعات هرمنوتیکی و گفتمانی.

4. مطالعه ادبیاتی درباره Indigenous Futurism: مقاله «A Postcolonial Psychoanalytic Study of Indigenous Futurism …» که آثارِ استرالیا را بررسی می‌کند، به‌کارگیری مفهومِ anamorphosis (در مکتب لاکانی) جهت بررسی اینکه چگونه نویسندگان بومی در داستان‌های آینده‌گرا می‌کوشند تجربهٔ مستعمره شده و مقاومت، هویت، آینده‌نگری را بازسازی کنند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند:

روانکاوی پسااستعماری نه فقط در تئوری، که در مطالعات ادبی، مطالعات فرهنگی، مطالعات جنسیتی و مسائل معاصر مثل اسلام‌هراسی کاربرد دارد.

ضرورتی برای ترکیب روش‌ها: روانکاوی + تحلیل گفتمان + بستر تاریخی + مطالعات فرهنگی + تجارب زندگی واقعی.

توجه ویژه به مقوله‌هایی مانند سوگ، ترومای جمعی، هویتِ ناقص یا نیمه‌کاره، مقاومتِ روانی، بازخوانی تاریخ شخصی و جمعی.

---

نقدها و ملاحظات انتقادی

روانکاوی پسااستعماری اگرچه پتانسیل زیادی دارد، با چند چالش و نقد مهم روبروست:

1. نقض و اقتباس نابه‌جا

وقتی روانکاوی غربی را بدون تطبیق با بستر بومی وارد می‌کنند، ممکن است مفاهیم به شکل استعمارگرانه باز تولید شوند. مثلاً اگر درمانگر یا نظریه‌پرداز از مفروضاتی استفاده کند که به‌صورت تلویحی سفیدپوست محور یا اروپامحور هستند، ممکن است تجربه‌ی مستعمره‌شده را کج‌فهمی کند.

2. بی‌توجهی به تفاوت‌های فرهنگی، مذهبی، زبانی

مثلاً مفهومی مانند «گناه»، «شرم»، «خودآگاهی» در فرهنگ‌های مختلف بار معنایی متفاوت دارد. ترجمه مفاهیم روانکاوی الزاماً به معنای انتقال کامل معنا نیست؛ بلکه نیازمند بازخوانی فرهنگی است.

3. ریسک تجزیهٔ هویت‌ها به عناصری منفک و از دست‌رفته

بعضی مطالعات پسااستعماری ممکن است تأکید بیش از حد بر از دست رفتن هویت، ظرفیت آسیب، تروما داشته باشند و کمتر به امکان‌های بازسازی، خلاقیت، مقاومت بپردازند، یا اینکه تجربه‌ها را تنها در چارچوب «تروما» تعریف کنند.

4. مسائل قدرت، نمایندگی و صدا

چه کسی برای مستعمره شده سخن می‌گوید؟ آیا مطالعات و درمان‌ها از دیدگاه بومیانه طراحی شده‌اند؟ آیا سوژه‌های مورد بررسی خود دارای صدا و نمایندگی‌اند؟ اسپیواک به این مسأله اشاره کرده است که حتی وقتی مستعمره شده‌ها حرف می‌زنند، آن‌چه دریافت می‌شود معمولاً در زبان، گفتمان و ساختارهایی است که توسط استعمارگرها تنظیم شده‌اند.

---

چشم‌اندازها و جهت‌گیری‌های آینده

برای گسترش و تعمیق روانکاوی پسااستعماری، چند جهت تحقیقاتی مهم وجود دارد:

1. تولید دانش بومی و محلی

ضرورت دارد تا روانکاوی و درمان روانی بر اساس تجربیات محلی، زبان‌ها، ادبیات محلی، اسطوره‌ها، آیین‌ها ساخته شوند؛ یعنی دانش روانی ـ فرهنگی که از درون جامعه‌ها ساخته شده باشد، نه وارداتی صرف.

2. تحقیقات تجربی و بالینی ملموس

علاوه بر مطالعات ادبی و نظری، کارهای بالینی که با سوژه‌هایی که تجربهٔ استعمار و تبعیض را داشته‌اند، انجام شده‌اند، می‌توانند نشان دهند روانکاوی پسااستعماری چگونه در عمل می‌تواند مؤثر یا چالش‌زا باشد.

3. رویکرد بین‌رشته‌ای

ترکیب روانکاوی با مطالعات فرهنگ، مطالعات جنسیت، مطالعات نژاد، مطالعات ترجمه، انسان‌شناسی، تاریخ و حتی علوم اعصاب می‌تواند به فهم عمیق‌تر کمک کند.

4. مسائل جاری جهانی

موضوعاتی مانند مهاجرت، دیاسپورا، بلایای زیست‌محیطی، نابرابری اقتصادی جهانی، اسلام‌هراسی، ملی‌گرایی، تکنولوژی و رسانه‌های جدید باید توسط روانکاوی پسااستعماری مورد تحلیل قرار گیرند.

5. نقد خودِ روانکاوی

روانکاوی باید خود را نقد کند: ساختارهای قدرت درون روانکاوی، تاریخی‌بودن آن، نقش روانکاوان به‌عنوان نمایندهٔ دیگری، امکان سوءاستفاده از روانکاوی به شکل ابزار فرهنگ غالب و نرمال‌سازی.

---

جمع‌بندی

روانکاوی پسااستعماری به ما امکان می‌دهد تا استعمار را نه به‌صورت یک واقعهٔ گذشته، بلکه به‌صورت یک مجموعهٔ تأثیرات روانی، فرهنگی و نمادین جاری ببینیم؛ تأثیراتی که در زبان، بدن، هویت، خودآگاهی، حافظهٔ جمعی و روابط قدرت ادامه می‌یابند. این شاخه هم نقد روانکاوی سنتی را وارد می‌کند و هم امکاناتی برای بازسازی هویتی، مقاومت روانی، شفابخشی فرهنگی، و تولید دانش نو باز می‌کند.

روانکاویاستعمار
۱
۰
مانا
مانا
من روانکاو و درمانگر تحلیلی هستم و اینجا نوشته های خودم رو به اشتراک می‌گذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید