
بعد از نصب ویرگول تصمیم گرفتم اولین پستم یک معرفی مختصری از خودم باشد؛ بنابراین سوال « من کی هستم؟ » در ذهنم پدیدار شد.
سوالی که تا کنون به درکی عمیق راجبش نرسیدهام.
کوتاه بگویم من مهدیهام؛
کسی که در هیاهوی بیامانِ دنیا، آرامش و حقیقت را در سکوتِ عمیقِ واژهها میجوید.
سالهاست که جان و دلم با نسیمِ شعر و ادبیات آمیخته است؛ با سطرهایی که بیدعوت و بیاجازه، از تهِ جان به ذهنم سرازیر میشوند، و با حرفهایی که فقط در آغوشِ کاغذ، به معنای واقعیشان متولد میشوند.
برای من، ادبیات تنها انباشتی از کلماتِ پیدرپی نیست؛
بلکه آینهای است برای شناختِ عمیقِ خودم، آدمها، و شاید حتی لمسِ روحِ جهان.
دانشجوی حقوقم؛ و این روزها، بیشتر وقتم میانِ صفحاتِ خاکستری قانونها، درسها و رؤیایِ قبولی ارشد سپری میشود.
اما در کنارِ این دنیا که با ماده و تبصره تعریف میشود، همواره بخشی از وجودم در جهانی سبز و زنده، در پهنهی ادبیات نفس میکشد و دلم در مهتابِ استعارهها گم شده است؛ همانجا که احساس، بیواسطهتر و صادقانهتر، از زبانِ دل، سخن میگوید.
من عدالت را میخوانم، اما حقیقتِ آن را، در آینهی چشمها و نگاهِ آدمها جستوجو میکنم.
گاهی شعر میگویم؛ نه برای آنکه شاعر باشم
فقط برای آنکه برخی احساسات راهی جز نوشتن ندارند.
من با این اطمینان مینویسم که کلمات میتوانند حالِ آدمها بهتر کنند و شاید حتی روحِ جهان را التیام بخشند.
و شاید در نهایت تمام چیزی که بتوانم دربارهی خودم بگویم همین باشد که "من آن کسیام که دنبال معنای روشن تری از زندگی در این جهان تاریک میگردد."
1405/02/20
18:55