ویرگول
ورودثبت نام
Mahdi Roozbeh
Mahdi Roozbehدانشجوی روانشناسی، علاقه‌مند به هنر، ادبیات و سیاست
Mahdi Roozbeh
Mahdi Roozbeh
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

نقدی بر آزمون MBTI

آزمون شخصیت مایرز–بریگز (MBTI)، بی‌تردید یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای شخصیت‌سنجی در جهان است؛ ابزاری که با طبقه‌بندی افراد به ۱۶ تیپ شخصیتی (نظیر INFJ، ESTP و…) توانسته به حوزه‌های مدیریت منابع انسانی، مشاوره شغلی و خودشناسی عمومی راه یابد. اما با وجود محبوبیت فراگیر، بررسی‌های علمی دقیق نشان می‌دهد که اعتبار و روایی این آزمون، به‌مراتب کمتر از آن چیزی است که عموم مردم تصور می‌کنند.

۱. پشتوانه نظری غیرتجربی

MBTI بر پایهٔ نظریهٔ تیپ‌های روانی کارل گوستاو یونگ طراحی شده است؛ نظریه‌ای که به‌رغم جذابیت فلسفی، فاقد پشتوانهٔ تجربی محکم است. یونگ هیچ‌گاه نظریهٔ خود را با داده‌های تجربی آزمون نکرد و تلاش‌های مایرز و بریگز در دههٔ ۱۹۴۰ نیز بیشتر مبتنی بر الهامات بالینی بود تا روش‌شناسی علمی.

۲. دوگانه‌سازی کاذب ویژگی‌ها

در MBTI، صفاتی همچون برون‌گرایی و درون‌گرایی یا شهودی بودن و حسی بودن به‌شکلی دوگانه (bipolar) طبقه‌بندی شده‌اند. اما شواهد علمی ـ به‌ویژه در روان‌شناسی صفات ـ نشان می‌دهد که اکثر ویژگی‌های شخصیتی بر روی یک پیوستار قرار دارند، نه در قالب دسته‌بندی‌های مجزا. مثلاً انسان‌ها به درجات مختلفی برون‌گرا یا درون‌گرا هستند، و نه صرفاً یکی از آن دو.

۳. پایایی پایین

تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که پایایی بازآزمایی (test-retest reliability) آزمون MBTI پایین است. به‌عبارت دیگر، بسیاری از افراد در فاصلهٔ چند هفته تا چند ماه، تیپ شخصیتی متفاوتی از آنچه در ابتدا دریافت کرده‌اند، به‌دست می‌آورند. این ضعف، کارآمدی آن را برای استفاده‌های جدی در تصمیم‌گیری‌های شغلی یا درمانی زیر سؤال می‌برد.

۴. ضعف در پیش‌بینی رفتار

از منظر روایی پیش‌بین (predictive validity)، MBTI در پیش‌بینی عملکرد شغلی، رضایت از زندگی یا حتی رفتارهای اجتماعی، نسبت به ابزارهای معتبرتر مانند مدل پنج‌عاملی شخصیت (Big Five) ضعیف‌تر عمل می‌کند. به‌بیان دیگر، دانستن اینکه کسی «ISTJ» است، چندان به ما نمی‌گوید که او چگونه در موقعیت‌های واقعی رفتار خواهد کرد.

۵. محبوب اما ناکارآمد

محبوبیت MBTI بیش از آنکه ریشه در دقت علمی داشته باشد، وام‌دار سادگی، قابل‌فهم بودن و جذابیت روان‌شناسانهٔ آن است. افراد در مواجهه با این آزمون، حس دیده‌شدن و درک‌شدن را تجربه می‌کنند، امری که آن را به ابزاری اغواگر بدل کرده است. اما علم، همواره فراتر از اغواگری‌های زبانی، به دقت، قابلیت اندازه‌گیری و اعتبار تجربی وفادار می‌ماند.

جمع‌بندی

MBTI ابزاری است که می‌تواند در حوزهٔ خودشناسی اولیه یا گفت‌وگوی عمومی دربارهٔ شخصیت، مفید باشد. اما برای تصمیم‌گیری‌های مهم روان‌شناختی، شغلی، سازمانی یا درمانی، استفادهٔ انحصاری از آن نه‌تنها سودمند نیست، بلکه گمراه‌کننده نیز می‌تواند باشد. رویکرد علمی مستلزم بهره‌گیری از ابزارهایی چون مدل پنج‌عاملی شخصیت، با تکیه بر داده‌های پایا، نظریه‌های آزموده‌شده و تحلیل‌های آماری معتبر است.

با احترام؛ مهدی روزبه.

تیپ شخصیتیمایرز بریگزmbtiآزمونروانشناسی
۲
۰
Mahdi Roozbeh
Mahdi Roozbeh
دانشجوی روانشناسی، علاقه‌مند به هنر، ادبیات و سیاست
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید