ویرگول
ورودثبت نام
مهسا فرخ مهر
مهسا فرخ مهرعلاقه‌مند به موسیقی ، هنر و قلم . دوستدار رقص مجنون وار واژگان بر روی کاغذ .اینجام برای لحظه ای مکث در انتهای کوچه پر از پیچک رونده بنفش..
مهسا فرخ مهر
مهسا فرخ مهر
خواندن ۵ دقیقه·۱۴ روز پیش

پیغام ناشناس

سلام

سری به لینک ناشناس زدم و با همچین پیامی مواجه شدم

امیدوارم که این پست رو بخونی دوست ویرگولی
امیدوارم که این پست رو بخونی دوست ویرگولی

احساس میکنم این دوستمون که پیام گذاشته یا هم سن و سال خودمه یا کوچیک تر( شایدم من اشتباه کنم و سنش بیشتر باشه که گمون نکنم )

بنابراین تصمیم گرفتم خیلی همدلانه و صمیمانه جوابی براش بنویس

امیدوارم به دستش برسه

اما قبلش بگم که من واقعا در این حوزه تخصصی ندارم و نمی خواهم هرگز نظرم یا انتخاب های خودم رو تحمیل کنم یا صرفا دنبال تائید گرفتن از مخاطب باشم .صرفاً خواستم نظرم رو بگم و بعد بسپارم به اختیار مخاطب ناشناس

خوشحال میشم شما هم نظرتون رو برامون بنویسید تا بیشتر در کنار هم یاد بگیریم

خودم به عنوان کسی که برون گرا هست و از ارتباط با گروه های مختلف و افراد مختلف همیشه لذت می بره ، زندگی در چهارچوب تنهایی مطلق رو چیزی شبیه غیرممکن می‌دونم. (چون به عقیده من رشد کامل وقتیه که به همه جنبه ها توجه بشه اما توجهی متعادل و درست )

بیشتر دوستام رو تو فضاهایی بدست آوردم که حقیقی بوده و با دنیای مجازی کمی ناسازگاری میکنم

اما بزرگترین نعمت زندگیم زمانی بوده که آدم های کمی کنارم بودن (نمی تونم بگم تنهایِ تنها چون همیشه ریشه های ارتباطی قویم رو با دوست صمیمیم و مخصوصا خانوادم حفظ کردم و این خیلی کمک کننده بوده برام ) و اونجا قدر خیلی چیزا رو دونستم و خیلی چیزا یاد گرفتم و دیدگاهم رو نسبت به اطرافم با یه ساختار کمی منعطف اما اصولی شکل دادم. (منعطف چون به نظرم نباید نسبت به هیچ چیزی تعصب شدید داشت و باید راه رو برای تغییر باز گذاشت)

خوبیش این بود که حالتی فعال ، گزینش گر و یادگیرنده داشتم و از عمق وجودم چیزی که خواستم رو کشیدم بیرون و پیروی تام نکردم از کسی یا چیزی تا هرگز دیدگاه ناپایداری شکل نگیره.

و بعد از گذر از این دوران ، بهترین لحظاتم و بهترین ورژنم رو زمانی دیدم که در جمع های مختلف ، هویتی داشتم و اون هویت اجتماعی که دیگه خام خام نبود رو حس میکردم که همه اینها رو ممنون سفر درونی بودم که از شروع شده بود.

و همگام با اون تونستم از نظر شخصیتی به یه تعادلی برسم و درون و دنیای فردیم رو هم ارتقا بدم.

هویت اجتماعی بُعد جداناپذیر از همه ماست و دوران دستیابی به اون همراه با رشد شناختی و اجتماعی نوجوانی میشه

برای همین بستر این هویت یابی رو باید تو همین دوره فراهم کرد و زیربنای هویت اجتماعی رو به وجود آورد

اما خب

این یه بحران بزرگ هم هست

یعنی نوجوان به شناخت و شخصیت خودش اشراف کامل نداره و آدم های اطرافش رو به خوبی یا حداقل اونطوری که هستن آنالیز نمیکنه و درگیر هیجانات زود گذر مثبت و منفی هم هست پس واقعا این دوره، دوره تصمیم قطعی گرفتن نسبت به آدما یا ایجاد دوستی های خیلی قوی نیست .

یا تنها کسایی می‌تونن نسبت به بقیه تو این راه موفق بشن که یه تحلیل منطقی عمیق نسبت به رفتار و شرایط داشته باشن یا کسایی که خوب درس می‌گیرن از شرایط و یا مشورت یک فرد بالغ رو همراه مسیر شون میکنن تازه اینم هیچ ضمانتی نمیده که اینا اشتباه نمیکنن یا هیچ آسیبی نمی بینن ، اونا فقط درصد خطا رو کمتر می کنن .

با توجه به تجربیات خودم از اینجا به بعد

شرایط به دو صورت هست

یا شما به یه معیار ها و ارزش های مناسبی برای گزینش ارتباطات و آدم های زندگیت می رسی و با برقراری تعاملات بیشتر شناخت اجتماعیتو بالا میبری و کم کم با خوب و بد آشنا میشی و اون پازل شناختی رو آروم آروم تکمیل می‌کنی یا اینکه

خیلی تکانشی ، احساسی و برای فرار از حس کمبود اجتماعی یا عاطفی یا برای احساس ارزشمندی به هر فردی بدون داشتن شناخت درست ، دست دوستی می‌دی (و خب تجربه نشون داده خیلی کم پیش میاد که این دوستی ها همون‌طور که شروع میشن ادامه پیدا کنن و بیشتر تبدیل به درس عبرت ها میشن)

راز این مرحله نوجوانی اینه که باید با صبر و آرامش سعی کنی به صورت تدریجی هم خودتو بشناسی هم اطرافت رو

حالا شاید آدما اونطوری که ما فکر میکردیم نبودن

شاید ما برداشت اشتباهی داشتیم

چیکار کنیم ؟ درسته همه ما جایز الخطا هستیم همه ممکنه اشتباه کنیم ولی نوع برخورد خیلی مهمه

باید اول از همه بدونی که این ها همه در فرایند بهتر شدن ، رشد کردن و تکامل تو بوده و هیچ مشکلی نیست اگر شرایط باب میلت پیش نرفته

تو تجربه کسب کردی

و شناخت بیشتری پیدا کردی که اگر ازش درست درس بگیری و در دفعات بعد به کار ببری خیلی کمک کننده هست

اگر هم تونستی آدم های خوبی رو پیدا کنی سعی کن چند اصل رو همیشه رعایت کنی تا دوستیتون محکم تر و با آرامش بیشتری پیش بره

مهم ترین و اولین چیز احترام بصورت متقابله ، دوری از قضاوت های پی در پی ، تلاش برای درک کردن دیگران و شرایطشون ، حفظ حریم شخصی افراد و پرهیز از افراط و تفریط

مرزبندی رو حفظ کن

و اینو بدون که صحبت کردن صرفا به معنای دوست شدن نیست

یه مرز بذار بین کسایی که باهاشون صحبت می‌کنی ، از تجربیاتشون بهره می بری و از صحبت باهاشون لذت می بری با کسایی که به عنوان دوست انتخاب می‌کنی

چون دوست ها بهتره ویژگی های نزدیکی به خودت داشته باشن و یا بهتر از خودت باشن چون خیلی تاثیر زیادی روت می‌ذارن

و یه چیز خیلی مهم رو همیشه یادت باشه

تنهایی فرصتیه برای رشد و بهبود . اگه میخوای تنها باشی درک کن معنای تنهاییتو، علتش رو ، اینکه به چه منظور از آدما دوری میکنی خیلی مهمه ، تنهایی به معنایی که در ذهن تو پیدا کرده تو زندگیت تعبیر میشه اینکه اونو یک رنج می‌دونی یا یک فرصت به خودت بستگی داره و اینکه فرصتی بشه برای ارتقا یا سقوط هم به ذهنت و عملت بستگی داره

به یاد داشته باش

حتی اگه تونستی کلی دوستی های خوب بسازی همیشه این بخش تنهایی رو برای درونت نگه دار

دوست ها رو فقط برای یک بخش از زندگیت حفظ کن

اونم بخش اجتماعی وجودت

اونا تمام زندگی نیستن

به تعبیر من همراه هایی هستن برای بهتر زیستن ، شاد تر زیستن ، یادگیری ، یاری گرفتن و همدلی و متقابلاً ما هم باید برای اونا همینطور باشیم

عجولانه رفتار نکن

و صبر داشته باش

از داشتن آدما خیلی زیاد ذوق زده نشو تا اگر از دستشون دادی خیلی زیاد غمگین نشی.

امیدوارم به جواب سوالت رسیده باشی

اگه هم نرسیدی بیشتر جستجو کن حتما با توجه به موقعیتت راهکاری هست حالا یا برای پذیرش تنهایی یا برای تغییر تنهایی

دوستدوستینوجوانیتنهاییناشناس
۴۴
۱۹
مهسا فرخ مهر
مهسا فرخ مهر
علاقه‌مند به موسیقی ، هنر و قلم . دوستدار رقص مجنون وار واژگان بر روی کاغذ .اینجام برای لحظه ای مکث در انتهای کوچه پر از پیچک رونده بنفش..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید