الکامپ،تمامش کنید...

الکامپ 2019
الکامپ 2019


الکامپ 2019 هم به پایان رسید،اما این دوره ناامید کننده ترین دوره الکامپ بود که در سالهای گذشته دیده بودم.شاید برای خیلی ها نمایشگاه خوبی بوده باشه اما برای من مثل فیلمی بود که سالها منتظر اکران آن بودم و وقتی فیلم رو دیدم از دیدنش ناامید شدم.

همه چیز در پایین ترین کیفیتی که توقع داشتم برگذار شد و این باعث شد از وقتی که در یکی از گرمترین روزهای سال تلف کرده بودم پشیمون بشوم.شاید بهتر باشد مسئولین از همین الان به فکر یک تحول در این نمایشگاه باشند در غیر این صورت تا چند سال آینده شاهد از بین رفتن این رویداد خواهیم بود.


بلیط فروشی یا ...

چرا نباید در نمایشگاهی این چنینی بلیط فروشی به صورت آنلاین اتفاق بیفتد؟چرا من به عنوان بازدید کننده باید در یک صف طولانی مدت در یک گرمای طاقت فرسا بایستم تا بلیط ورود تهیه کنم؟

نا امیدکننده بود وقتی یک دکه بلیط فروشی در یک مکان بدون هیچ سایه بانی برای بازدیدکننده قرار داشت.بعد از اینکه بلیط را میخریدید میبایست در یک صف دیگری صبر میکردید تا تیم اجرایی مشخصات شما را وارد سیستم کرده و در انتهای آن قسمت کارت خود را تحویل بگیرید.اما چیزی که خیلی من را عصبانی میکرد تذکر دائم افرادی بود که پشت سر هم اعلام میکردند کسی حق ورود بدون بلیط را ندارد،مگر با این همه صف و گیر دادن ها کسی میتواند بدون بلیط رد شود؟پس آن همه تذکر و تهدید برای چه است؟

سوال دیگری که برایم پیش آمده بود این بود که آن کارت چاپی دقیقا به چه دردی میخورد؟بعد از چاپ شدن من آن را در جیبم گذاشتم و هیچکس آنرا از من نخواست و هیچ کارایی نداشت اما باز هم میپرسم آیا نمیشد تمام این روال را به صورت اینترنتی انجام داد تا مجبور نشوند بازدیدکننده را در این شرایط بد نگهدارند؟یا اگر وجود دارد آیا بهتر نیست اطلاع رسانی مناسبی نسبت به آن انجام شود؟


کجا باید بروم؟

بعد از خروج از جهنم بلیط فروشی اولین سوالی که پیش میامد این بود که خب باید دقیقا کجا بروم؟کدام سالن؟از کدام طرف؟

امسال هم مثل همیشه که به الکامپ میروم قبل از رفتن چند شرکتی که کارشان برایم جذاب است را انتخاب کردم و قصد داشتم به جای بی مورد گشتن مستقیما به سراغ آنها بروم،امسال فقط نامشان را به خاطر می آوردم اما هرچقدر اطرافم را نگاه کردم نه راهنمایی دیدم نه نقشه ای و این خیلی بد بود.چون مجبور بودم تمام سالن ها را بگردم تا شرکت های مد نظرم را پیدا کنم،هرچند وقتی به اولین سالن رفتم متوجه شدم درب هر سالن شرکت های حاضر در این سالن را روی یک بنر زده اند اما این کافی نبود و باز هم کار را برای من سخت میکرد.

در انتهای بازدید بودم که شخصی آمد و گفت آیا نقشه نمایشگاه را روی گوشیتان نصب کرده اید و آن موقع بود که تازه متوجه شدم نمایشگاه نقشه هم داشته است اما هیچ اطلاع رسانی مناسبی نشده بود و البته دیگر خیلی دیر بود.


خسته ام،کجا بنشینم؟

یکی از مواردی که نه فقط در الکامپ،بلکه تقریبا در تمامی نمایشگاه های ایرانی اتفاق میفتد جایی برای استراحت بازدیدکنندگان است.چرا هیچوقت برای بازدیدکنندگان مکانی برای استراحت، نشستن، نوشیدن یا حتی غذا خوردن در نظر گرفته نمیشود.

تعدادی فودتراک در محوطه ی نمایشگاه بود که همه میتوانستند از آن مواد غذایی تهیه کنند اما هیچ جایی برای نشستن بازدید کنندگان در نظر نگرفته بودند،در اصل به این فکر نکرده بودند که کسی که از ما خرید میکند باید کجا از آن استفاده کند.

از این افتضاح تر این بود که حتی خود سالن ها هم جایی برای نشستن و نفسی چاق کردن نداشتند،حتی جایی نبود که من بتوانم چند لحظه ای را با دوستانی که در نمایشگاه با آنها آشنا شدم صحبت کنم و با هم بتوانیم از این فضا استفاده کنیم.

در این میان تنها مدیران شرکت اسنپ خوش ذوقی کرده بودند و مکانی را برای استراحت بازدیدکنندگان ایجاد کرده بودند که در نوع خود جالب بود،هرچند آنجا هم مکان مناسبی برای خوردن چیزی یا صحبت کردن با کسی نبود،اما غیر از این هیچ جای دیگری برای استراحت نبود.

آنقدر این فضای استراحت کم بود که در یک قسمت از محوطه که شرکتی کولر های بزرگ برای فارم های ماینینگ را ارائه میکرد،آنها را روشن کرده بود و مردمی که از هوای گرفته و فشرده داخل سالن ها به گرمای محوطه پناه آورده بودند در اطراف این کولر ها جمع شده بودند تا با خنکی آنها لحظه ای استراحت کنند.

مگر ایجاد فضایی برای استراحت بازدیدکنندگان چقدر هزینه دارد؟


نمیشنوم،چه میگویی؟

در یکی از سالهان در یک فضایی میان دو پله برقی قسمتی تعبیه شده بود تا در طول روز ورکشاپها و سخنرانی های کوتاه برگذار شود.تصمیم گرفتم هم در آنجا استراحت کنم و هم به صحبتهای سخنران گوش کنم.وقتی روی یکی از صندلی ها نشستم و عزم خود را جزم کردم که به حرفهای سخنران گوش بکنم تازه متوجه شدم که این کار امکان پذیر نیست،آن قسمت از سالن به حدی رفت و آمد و سر و صدا بود که من هرچه گوشهایم را تیزتر میکردم باز هم نمیتوانستم صدای سخنران بلندگو به دستی که در فاصله ی چند متری من قرار داشت را بشنوم.

هدف از برگذاری این ورکشاپ چه بود؟ورکشاپی که نتوانی صدای کسی در آن را بشنوی دقیقا چه چیزی را به شما میدهد؟

این از بی سلیقگی و بی فکری مسئولان برگذاری بود که محل برگذاری این ورکشاپ را و البته تعداد زیادی ورکشاپ دیگر را در بدترین و شلوغ ترین مکان سالن قرار داده بودند و هم باعث سختی و بند آمدن مسیر رفت و آمد شده بودند و هم باعث بی هدف بودن ورکشاپ ها.


ایده هایتان کو؟

تمام این صحبت ها انتقاداتی به مسئولین برگذاری بود اما حال میخواهم سخنی با شرکت های حاضر در الکامپ داشته باشم،اگر میخواستم شرکتهای نرم افزاری نمایشگاه را دسته بندی کنم به این صورت بود :

  • شرکت های طراحی سایت
  • شرکت های برگذار کننده ی کلاس آموزشی
  • شرکتهای سازنده CRM
  • شرکتهای سازدنده ERP
  • سایر شرکتها(اقلیت)

بله،درست است.به جز تعداد کمی از افراد هیچ کدام از شرکتها چیز خاصی برای ارائه نداشت.از زمانی که برنامه نویسی را شروع کردم و وارد این دنیا شدم تقریبا تمام شرکت های ایرانی میخواستند CRM و یا ERP طراحی کنند و بفروشند و پولدار شوند و دیروز فهمیدم هنوز هم شرکتهای ایرانی در همان تب و تاب هستند.

آیا فکر نمیکنید شرکتهایی که ERP یا از این دست نرم افزارها را میخواستند،تا الان یا یک نسخه خریده اند یا خودشان یک نسخه نوشته اند؟آیا این ایده های تکراری کافی نیست؟

دیگر وقت آن است که ایده های تکراری و قدیمی کنار گذاشته شود و شرکت های به سمت ایده های جدید و جذابی بروند که باعث شکوفایی این صنعت بشود.چرا شرکت های ایرانی نمیفهمند ایجاد دوباره ی نرم افزاری مثل آفیس سودی ندارد و این کار یک ایده ی خوب و نوآورانه نیست؟

باور کنید به اندازه ی کافی در این صنعت سایت ساز و ERP و CRM وجود دارد.


میخواهم ببینم،نمیخواهم بگردم

یک ایراد اساسی در تمام شرکتهای نمایشگاه مرا آزار داد عدم طراحی و ارائه مناسب خود بود،وقتی به یک فروشگاه مواد غذایی میروید شما در دنیایی از اشکال و رنگ و بسته های مختلف قرار دارید.مطمئنا وقت آن را ندارید تا تک تک آنها را بردارید و ببینید محتویات آن بسته چه میباشد،تولید کنندگان آن وقت دارند در یک تصویر محصول خود را به شما ارائه کنند و شما را جذب خود کنند وگرنه فرصت را از دست داده اند.

نمایشگاه الکامپ دقیقا مانند همان فروشگاه میباشد که دنیایی از شرکت های مختلف در آن جای گرفته اند،شما از روبروی تک تک غرفه های میگذرید و به بنرها و در و دیوار آن نگاه میکنید و آنها چند لحظه فرصت دارند تا شما را مجاب کنند به آنها وقتی بدهید تا خودشان را عرضه کنند،اما شرکتهای نمایشگاه اکثرا این اصول ساده را رعایت نکرده بودند،وقتی به غرفه آنها میرسیدید باید کلی میچرخیدید و میگشتید تا بفهمید اسم شرکت چیست و دقیقا چه کاری انجام میدهد و این افتضاح بود.

آیا شرکتی که با هزینه ی گزافی غرفه را گرفته است نمیتوانست با یک هزینه ی اندک مشاوری برای طراحی و دکور خود در نمایشگاه استخدام کند؟


میخواهم بشنوم،نمیخواهم بخوانم

شبکه های اجتماعی در تمامی لحظات زندگی نفوذ کرده است،حتی در آن لحظه ای که شما نیاز است در 30 ثانیه نرم افزار شرکت خودتان را به شخصی ارائه دهید که شاید شانس عوض شدن زندگی شما باشد.

بعد از چند ساعتی به غرفه ی یکی از شرکت های که دنبال آن بودم پیدا کردم،با خوشحالی جلو رفتم و دیدم که دو ارائه کننده ی خانوم و آقا دارد که البته هر دوی آنها نشسته بودن و در گوشی های خودشان غرق بودن،چند ثانیه ای منتظر بودم تا یکی از آنها بیاید و برایم توضیح بدهد که در شرکتشان چه خبر است اما هیچکدام عکس العملی نشان ندادند با اینکه حتی چند باری من را زیر چشمی نگاه کردند اما کاری نکردند،چون کارشان برایم جذاب بود خودم را راضی کردم که صدایشان کنم اما نتیجه ناامید کننده بود،وقتی از یکی از آنها خواستم که بیاید و برایم توضیح دهد که دقیقا کارشان چیست خیلی بی حوصله فقط گفت که توضیحات کامل داخل کاتالوگ هست!!!!

این افتضاح بود،او در اصل به من گفت برو خودت بخوان،من کارهای مهمتری برای انجام دادن دارم که شامل چک کردن شبکه های اجتماعیم میباشد.

من نمیخواستم کاتالوگ بخوانم،میخواستم بشنوم اما این شرکت این فرصت را از خودش و از من گرفت و این خیلی افتضاح بود.


این خلاصه ای از انتقادات من به مسئولین و شرکت کننده گان الکامپ بود،بدون شک اگر الکامپ این مسیر را طی کند تا چند سال دیگر این نمایشگاه کامل تعطیل و بی ارزش میشود که این خیلی ناراحت کننده هست،چون این نمایشگاه یکی از معدود نمایشگاه های معتبر در موضوع کامپیوتر است که تقریبا با کج سلیقگی و تصمیمات اشتباه تبدیل به یک نمایشگاه عذاب آور شده است.