قبل از شروع باید این را بگم که این مطلب به نوعی ادامه مطلبی است که چندی پیش با نام زوال فرهنگ منتشر کرده بودم و قرار است قسمت سومی هم در باب سینمای زیرزمینی منتشر شود که مجموع این ها بصورت ویدیویی در کانال یوتوب بنده قرار می گیرند.
چند روز پیش سکانسی در اینستاگرام دیدم که مربوط به سریالی در پلتفرم های سینمایی بود و محتوای سکانس زنی بود که زن و مردی کاغذی را می بوسند،وقتی که این جمله را نوشتم بنظرم واقعا مضحک و خنده دار آمد اما در سریال با موزیک ویلون ترکیه ای گونه و رنگ و نور گرم و صد البته بازی های تصنعی اش هدف دیگری دارد،راستش را بخواهید من این سریال را ندیدم اما در روز هایی که اینترنت محدود داشتیم و در آپارات و مابقی این کلون های عجق وجق یوتوب دست و پنجه نرم می کردیم چندباری تریلر این سریال بصورت تبلیغ در ویدیو ها پخش می شد و من به یاد سال 1397 و بازپخش های هزار باره عشق ممنوع و بقیه ی دوستانش در شبکه های جم افتادم،منظورم از این صحبت ها مسخره کردن سریال های ترکی نیست،آن ها به همان دلیلی که باید ساخته می شوند و آن هم دیدن صورت های خوشگل و خرده داستان مثلث،مربع و یا دایره و استوانه های عشقی است که شاید مخاطب بدبخت شرقی برای چند دقیقه مشکلاتش را بیخیال شود و احساسات سانتیمانتالش و اندکی لیبیدو درونش ترکیب شوند و قصه ای ملودرام پرفراز و نشیب را دنبال کنند،اما این محصولات پلتفرم ها که یکی دوتا هم نیستند حتی نمی تواند بازتولید آن ها باشد،حقیقتا سریال های این پلتفرم ها مانند پورنوگرافی اند،یکی از آن ها را ببینی انگار که همه شان را دیده ای!

چیزی که از تریلر این سریال دریافت کرده ام،این بود که یک شوگرددی پول دار(که باز هم نقشش را حسن پورشیرازی ایفا می کند)و یک مرد غیرتی خوشتیپ(در حد ملاک های خاورمیانه)هر دو عاشق یک زنند که او خودش بازتولید فم فتال با انگاره های ایرانی اسلامی است،پیش می آید دیگر مگر نه؟
از این ها بگذریم صحنه آخر تریلرش خیلی برای من جالب بود،جایی که امیر آقایی با چشمان همیشه پرش دستش را دراز می کند و به فم فتال مسلمان ما چک می زند و زن هم داد خفیفی می کشد و تصویر کات می شود روی موشن گرافیک بدنام!
ایدولوژی فیلم ساز مشخص است و حتی نیازی نداریم که با این سر و روی اتو کشیده سریالش و لنز های تله و بوکه های نور خوشگل و بوسه های کاغذی اش خودمان را گم کنیم،زنی که مثلا طغیانگر است(در حد اندازه فیلم ساز و دوستان،مثلا شالش سه و نیم سانتی متر از باقی کارکتر ها عقب تر است!)و می خواهد از این مردان سو استفاده کند آخر هم چکی از نظام مردانه اطرافش می خورد و این به مثابه این است که در جامعه زن چکی از نظام مردسالار می خورد تا ساکت شود،این که چنین ایدولوژی در چنین زمانه ای پس از این همه خونی که برای زن ریخته شده چیزی جز حیوانیت و غیرانسان بودن سازندگان را نمی رساند،و از قضا این زن طغیانگر هم که از نظر فیلم ساز به مثابه زنان طغیانگر است،فقط در تریلر سریال با سه نفر رابطه دارد!
چنین حیوان صفتی ای که که با بوسه های کاغذی و لاس زدن های چندش و احمقانه شخصیت ها پوشیده شده پیام کل این سریال است که زنان طغیانگر جامعه که تنها حقشان را خواسته اند،هرزه و هوس باز و به دنبال پول مردان هستند که باید آن ها را با یک چک سرجایشان نشاند،حالا اگر هم قرار است کمی آزادی به آن ها داده شود باید یک بوسه کاغذی از راه دور باشد.

در درون همین معادلات روایی است که قدرت وارد می شود و دیگری را به سکوت یا سخن گفتن وا می دارد،دیگری را وا می دارد قصه خودش را بگوید یا قصه ای برای ما،قصه ای بگوید برای به بیان درآوردن خودش یا پنهان کردن خودش
موزه پایین شهر و تماشاچیانش
دوره ای در سینمای ایران است که فکر می کنم آیندگان نه چندان دور به حال ما گریه کنند،دوره ای که دوربین ها را روی دست می گذارند و قصه ای دوخطی معمولا در باب اعتیاد یا غیرت و ناموس را به عقیم ترین شکل ممکن به نمایش می گذارند،دوره ای که با پول خود و مردم و پولشویی ها فیلم های مثلا اجتماعی شان را می سازند و در سینمای دولتی و بدون رقیب ده ها میلیارد فروش می کنند!
درواقع قدرت بالا دست برای جیب خودش قصه ی پایین دست را با پول پایین دست می سازد و بعد در سینما به خود همان پایین دست غالبش می کند و طی این سال ها انقدر سلیقه اش را تضعیف می کند تا قربان صدقه این فیلم برود،فقر را کالا می کنند و به فقیر گران تر از توانش می فروشند.
تا سر در جشنواره ها می روند و می چرخند با همان شال های سه و نیم سانت عقب رفته شان تا مخاطب به به کنان آن ها را مردمی بخواند،کلمه ای دیالوگ پوپولیستی در لای خط های فیلمنامه شان می چپانند و این در حالی است که ما در خیابان ها جان می دهیم،ما جان می دهیم و فیلمساز مجوز می گیرد،ما در جنگ خانه به سرمان آوار و می شود و فیلم ساز دیگری جنگ را لقمه می کند و اهل ایران اش را می سازد،با همان پول مردم پیج های پربیننده را با چند میلیونی قرق می کنند و از فیلم و سریالشان ریل سیاه و سفیدی با موسیقی on the nature of daylight در می آورند و میلیون ها بازدید کسب می کنند،این را تا روزی ادامه می دهند تا تمام این شبه فیلم و سریال هایی که به خوردت رفته را بالا بیاوری،بالا بیاوری...بالا بیاوری